پاسخ کوتاه
کتیبههای پیش از اسلام نمیتوانند بهتنهایی تاریخ پیدایش قرآن را بازسازی کنند؛ اما نشان میدهند بخش مهمی از زبان دینی، نامهای خدا، حافظه خدایان، مناسک و جغرافیای قرآن در محیط عربستان قابلفهم است. وقتی شواهد نبطی و عربستان شمالی را کنار دادههای عربستان جنوبی و اتیوپی مسیحی میگذاریم، حجاز نه حاشیهای منزوی، بلکه ناحیهای میان دو حوزه فرهنگی شمالغرب و جنوبغرب شبهجزیره به نظر میرسد. این همگرایی با خاستگاه حجازی قرآن سازگار است، هرچند سند مستقیمی از لحظه نوشتن یا ویرایش قرآن به دست نمیدهد.
این نتیجه به معنای اثبات روایت سنتی مسلمانان در همه جزئیات نیست. شواهد مادی، بعضی بازسازیهای واپسین اسلامی درباره بتپرستی عرب، مکه پیش از اسلام و سرچشمه برخی واژههای قرآنی را پذیرش نمیکنند یا دستکم برای پذیرش آنها کافی نیستند. ارزش کتیبهها در همین میانه آشکار میشود: آنها تصویری مستقل، هرچند پراکنده و ناقص، از جهان پیش از قرآن به دست میدهند.
روش و دامنه این مقاله
در این مقاله از روش تاریخی ـ تطبیقی استفاده میکنم: نخست تاریخ و محل هر گواه را میسنجم؛ سپس میان کتیبههای عربستان جنوبی باستان، عربستان شمالی باستان، نبطی و عربی کهن فرق میگذارم؛ و در پایان، آن دادهها را با واژگان، مناسک و نامهای جغرافیایی قرآن مقایسه میکنم. آثار مایکل مکدونالد، احمد الجلاد، لائلا نهمه، کریستیان روبن، مارین فانپوتن، نیکولای سینای و دیگر پژوهشگران، چارچوب کتیبهشناختی و زبانشناختی این بررسی را میسازند.
این فرایند برای من سه قاعده عملی دارد:
- یک همانندی واژگانی را تا وقتی مسیر آوایی، تاریخ و جغرافیای آن روشن نباشد «وامگیری مستقیم» نمینامم.
- نبود یک نام در کتیبههای باقیمانده را با نبود آن در جامعه یکی نمیگیرم.
- هرجا داده مستقیم تمام میشود و بازسازی آغاز میگردد، از زبان احتمالی مانند «میتواند»، «سازگار است» و «محتمل است» استفاده میکنم.
این روش سه محدودیت روشن دارد:
- بیشتر کتیبهها کوتاه و فرمولوارند و نماینده همه لایههای جامعه نیستند.
- از مکه و مدینه داده مستقیم پیشاقرآنی بسیار اندکی در دست است.
- این مقاله همه قرائتهای ممکن از تکتک کتیبهها را بررسی نمیکند؛ هدف آن سنجش یک استدلال انباشتی درباره زمینه عربی قرآن است.
چرا خاستگاه تاریخی قرآن مسئله است؟
قرآن در تاریخ زبان عربی پدیدهای نامتعارف است. از عربستان پیش از اسلام هیچ کتاب باقیماندهای روی کاغذ، پاپیروس یا پوست در دست نیست که بتوان آن را با قرآن مقایسه کرد. آنچه مانده، بیشتر نوشتههایی کوتاه روی سنگ، فلز، استخوان، سفال یا ساقه نخل است. حتی مجموعه شناختهشده نوشتههای پیشاقرآنی به خط عربی، در قیاس با حجم قرآن بسیار کوچک است. پژوهشهای مکدونالد درباره کاربرد نوشتار در عربستان و بررسی فانپوتن از تحول املای حجازی، هم محدودیت دادههای بازمانده را نشان میدهند و هم وجود رویههای کتابتی آموزشدیده را منتفی نمیدانند (Macdonald ۲۰۱۰, ۲۰۱۵؛ van Putten ۲۰۲۳).
این شکاف مادی پرسشی مهم ایجاد کرده است: چگونه در محیطی که از آن سنت کتابنویسی گستردهای باقی نمانده، متنی طولانی و از نظر دینی و ادبی پیچیده پدید آمده است؟ برخی پژوهشگران از همین فقدان نتیجه گرفتهاند که مکه و مدینه نمیتوانستهاند محیط اصلی شکلگیری قرآن باشند. استدلال آنان بیشتر چنین است: متنی سرشار از روایتهای کتاب مقدس، اصطلاحات دینی و گفتوگوهای الاهیاتی باید در منطقهای نزدیکتر به مراکز یهودی و مسیحی سوریه یا میانرودان شکل گرفته باشد.
اما «چیزی باقی نمانده است» با «چیزی وجود نداشته است» یکسان نیست. مواد نوشتاری فاسدشدنیاند، کاوشهای باستانشناختی در مکه و مدینه محدود بودهاند و فرهنگ شفاهی میتواند شعر، روایت و تبارنامه را نسلها منتقل کند. خود خط حجازی نیز نشانههایی از یک شیوه کتابت آموزشدیده دارد. بنابراین فقدان کتاب پیشاقرآنی، پرسش را دشوار میکند ولی بهتنهایی پاسخ آن نیست.
چهار خانواده کتیبهای پیش از قرآن
چهار مجموعه اصلی برای مطالعه زمینه قرآن اهمیت ویژه دارند. هیچیک بهتنهایی نماینده «فرهنگ عربستان» نیست و هر مجموعه به منطقه، دوره، زبان و کارکرد اجتماعی خاصی تعلق دارد (Al-Jallad ۲۰۲۰؛ Nehmé ۲۰۲۲).
مجموعه کتیبهای محدوده و ویژگی اهمیت برای مطالعه قرآن
عربستان جنوبی باستان (ASA) | مجموعه بزرگ کتیبههای سبایی، قتبانی، معینی، حضرموتی و دیگر زبانهای جنوب | نامهای خدا، یکتاپرستی جنوب، مناسک، واژگان دینی و اصطلاحات یهودی - مسیحی |
عربستان شمالی باستان (ANA) | نوشتههای دادانی، صفایی، حِسمایی و گونههای دیگر شمال | خدایان، قربانی، نامهای اشخاص و حافظه قبایل و مکانها |
نبطی | بیشتر آرامی نبطی در قلمرو پترا، هگرا و شمالغرب عربستان | ادیان نبطی، لات و دیگر الههها، شهر حِجْر و زمینه تحول خط |
عربی کهن یا عربی پیشاقرآنی | نمونههای محدودتر، از جمله یافتههایی نزدیک طائف و تبوک | صورتهای نزدیک به زبان و خط قرآن و برخی فرمولهای دینی |
اهمیت این تقسیمبندی در آن است که عربستان پیش از اسلام را یک فضای دینی و زبانی یکپارچه فرض نکنیم. جنوب شبهجزیره تاریخی طولانی از شهرنشینی، پادشاهی و کتیبهنگاری داشت. شمالغرب با نبطیان، راههای بازرگانی و آبادیهای واحهای پیوند داشت. حجاز میان این دو حوزه قرار میگرفت و میتوانست عناصر هر دو را جذب کند.
آیا حجاز توان تولید متنی مانند قرآن را داشت؟
پاسخ محتاطانه این است: شواهد کنونی وجود یک سنت کتابنویسی بزرگ در مکه و مدینه را نشان نمیدهند، اما ناتوانی این دو شهر در تولید قرآن را نیز ثابت نمیکنند.
دادههای موجود میان چند واقعیت گویا ناسازگار قرار گرفتهاند. از یک سو، قرآن نخستین متن بازمانده به خط عربی است که از چند سطر بسیار فراتر میرود. از سوی دیگر، عربی پیش از اسلام فقط زبان گروههای بیسواد نبود. مردم میتوانستند برای نیازهای مختلف از خطها و زبانهای دیگری استفاده کنند و مواد فرهنگی ارزشمند را شفاهی انتقال دهند (Macdonald ۲۰۰۰, ۲۰۲۲). افزون بر این، آبادیهای شمال و جنوب حجاز در شبکههای سیاسی و تجاری گسترده قرار داشتند. یثرب در دادههای پیشاقرآنی از روزگار نبونئید تا کتیبههای دوره ابرهه دیده میشود، هرچند داده مستقیم از مکه بسیار کمتر است؛ حتی یکیدانستن «مکورابا»ی بطلمیوس با مکه نیز با نقد جدی روبهرو شده است (Morris ۲۰۱۸).
از این دیدگاه، تصور حجاز بهعنوان جزیرهای منزوی گمراهکننده است. مسیرهای واحهای آن را به سوریه، شمال عربستان و جنوب پیوند میدادند. نفوذ نبطی در خط و نامهای دینی از شمال میآمد؛ قدرتهای حِمیری و اکسومی نیز در آستانه اسلام بر غرب عربستان سایه داشتند. مسئله اصلی نه «انزوا یا ارتباط»، بلکه نوع، شدت و مسیر این ارتباطهاست.
خدایان عربستان و حافظه چندخدایی قرآن
قرآن در مقایسه با روایتهای اسلامی واپسین، اطلاعات اندکی درباره بتان عربستان میدهد. همین سکوت نسبی باعث شده برخی پژوهشگران مشرکان قرآن را نه چندخداپرستان کلاسیک، بلکه یکتاپرستانی ناقص، یهودیگرا یا پیرو نوعی تکخداگزینی بدانند. کتیبهها این مسئله را ساده نمیکنند، ولی زمینه دقیقتری برای فهم آن میسازند.
«بت» یک شیء واحد نبود
واژههای «اصنام»، «نُصُب» و «اوثان» (بهترتیب: سوره انعام، آیه ۷۴؛ سوره مائده، آیه ۹۰؛ سوره حج، آیه ۳۰) نباید بیدرنگ مترادف پیکرههای انساننما فرض شوند. برای نمونه، نُصُب با سنگها یا جایگاههای قربانی ارتباط دارد و نزدیکترین همسنجهای آن در کتیبههای صفایی دیده میشود؛ «اوثان» نیز همسنجی مهم در نوشتههای عربستان جنوبی دارد. این دادهها نشان میدهند دین مادی عربستان میتوانست شامل سنگهای مقدس، قربانگاهها و نمادهای بیشمایل باشد؛ نه فقط مجسمههایی شبیه خدایان یونانی - رومی (Al-Jallad ۲۰۲۲؛ Hawting ۱۹۹۹).
لات، عُزّی و منات؛ حافظه نزدیکتر شمال حجاز
سه الهه سوره نجم (سوره نجم، آیات ۱۹ تا ۲۳) در کتیبههای نبطی و عربستان شمالی حضور پررنگی دارند. کنارهمآمدن لات، عزی و منات را میتوان با حوزه دینی نبطی و شمال و غرب حجاز پیوند داد؛ پرستش آنان، بهویژه در قالبهای بیشمایل، شاید حافظهای کمابیش نزدیک برای مخاطبان قرآن بود (Healey ۲۰۰۱؛ Robin ۲۰۰۱؛ Grasso ۲۰۲۱). این یک استنتاج از توزیع نامها و دوام آیینهاست، نه گزارشی که کتیبهای واحد بیان کرده باشد.
پنج خدای قوم نوح؛ حافظه دورتر جنوب
وَدّ، سُواع، یغوث، یعوق و نسر در سوره نوح (سوره نوح، آیه ۲۳) مجموعه دیگری را میسازند. توزیع کتیبهای این نامها آنها را بیشتر به گذشته چندخدایی عربستان جنوبی پیوند میدهد؛ منطقهای که چند سده پیش از اسلام روند گذار به یکتاپرستی را پشت سر گذاشته بود (Gajda ۲۰۰۹؛ Robin ۲۰۰۳). قرآن این خدایان عربی را در روایت نوح جای میدهد و تاریخ محلی عربستان را با تاریخ مقدس کتابمقدسی درمیآمیزد.
این دو مجموعه خدایان یک الگوی جغرافیایی مهم میسازند: سه الهه از شمالغرب و پنج خدای نوح از جنوب. قرآن در میانه دو حافظه دینی سخن میگوید؛ یکی نزدیکتر و زندهتر، دیگری دورتر و پیوسته با داستان اقوام گذشته.
از رب تا الرحمن و الله
اگر قرآن فقط یک خدا را میپرستد، چرا نامیدن آن خدا در سراسر متن یکسان نیست؟ سنجش طول میانگین آیات و خوشههای سبکی، سه الگوی زمانی پیشنهادی را پیش روی ما میگذارد (Sadeghi ۲۰۱۱؛ Farrin ۲۰۱۹؛ Sinai ۲۰۲۰):
- در نخستین لایه، صورتهایی مانند «ربّک»، «ربّنا» و «ربّ فلان» غالباند (برای نمونه: سوره علق، آیه ۱؛ سوره بقره، آیه ۱۲۷؛ سوره فاتحه، آیه ۲).
- در مرحله دوم، «الرحمن» و «الله» حضور برجستهتری پیدا میکنند (برای نمونه: سوره الرحمن، آیه ۱؛ سوره اخلاص، آیه ۱).
- در مرحله پایانی، «الله» به نام اصلی و غالب تبدیل میشود و کاربرد ساختهای «رب + مضافالیه» کاهش مییابد.
اهمیت کتیبهها این است که برای هر سه نام زمینهای عربی عرضه میکنند. کاربرد «رب» برای خدا در نوشتههای عربستان جنوبی و شماری از کتیبههای عربی کهن حجاز دیده میشود. Rhmnn، نزدیکترین همسنج «الرحمن»، نام خدای یکتاپرستان در کتیبههای یهودی و مسیحی جنوب عربستان است. «الله» و صورتهای نزدیک آن بیشتر در شمال حجاز دیده میشوند و صورت املایی دقیق آن نیز در یافتههای عربی کهن حجاز گزارش شده است (Robin ۲۰۲۰؛ Al-Jallad ۲۰۲۲, ۲۰۲۵؛ Al-Jallad and Sidky ۲۰۲۴).
داده کمابیش استوار این است که توزیع نامها در لایههای قرآن یکسان نیست و هر نام پیشینهای در عربستان دارد. تفسیر محتاطانهتر این است که تغییر نامها میتواند بازتاب تغییر رابطه جامعه قرآنی با یهودیان، مسیحیان و سنتهای دینی حجاز باشد. این بخش دوم یک بازسازی تاریخی است، نه نتیجهای که خود کتیبهها مستقیماً بیان کرده باشند.
مناسک قدیم؛ از حذف تا بازتعریف
گذار از چندخدایی به یکتاپرستی به معنای ناپدیدشدن ناگهانی همه عادتهای قدیمی نیست. کتیبههای نذری و حقوقی نشان میدهند برخی رسوم عربی پس از کمرنگشدن خدایان سنتی نیز میتوانستند ادامه یابند. واکنش قرآن به این رسوم یکدست نبود: بعضی را رد کرد و بعضی را با معنایی تازه حفظ کرد (Al-Jallad ۲۰۲۲؛ Wheeler ۲۰۲۲).
دام و محصول وقفشده
اشارههای قرآن به دامهای دارای جایگاه آیینی یا سهمبندی محصول میان خدا و دیگر خدایان (سوره مائده، آیه ۱۰۳؛ سوره انعام، آیه ۱۳۶)، در نگاه نخست مبهماند. کتیبههای عربستان نشان میدهند وقف حیوان، زمین یا محصول برای یک خدا بخشی از اقتصاد دینی جوامع کشاورز و دامدار بوده است. قرآن اختصاص چنین داراییهایی به خدایان دیگر را رد میکند.
حج، قربانی و ماههای حرام
زیارت، قربانی حیوان و ممنوعیتهایی مانند شکار در زمان یا مکان مقدس، پیشینهای پیشاقرآنی داشتند. قرآن همه این عناصر را حذف نکرد. زیارت کعبه، قربانی و مفهوم ماههای حرام در چارچوبی یکتاپرستانه بازتعریف شدند (سوره بقره، آیه ۱۹۶؛ سوره حج، آیات ۲۷ تا ۳۷؛ سوره توبه، آیه ۳۶؛ سوره مائده، آیه ۹۵) (Robin ۲۰۱۷؛ Wheeler ۲۰۲۲). در گاهشماری نسبی پیشنهادی قرآن، بخش بزرگی از این مواد در لایههای واپسینتر ظاهر میشود؛ همانجا که قبله به کعبه پیوند میخورد و ابراهیم و اسماعیل در روایت بنای آن جای میگیرند (سوره بقره، آیات ۱۲۵ تا ۱۲۷ و آیه ۱۴۴). چون این گاهشماری محل بحث است، نتیجه زمانی را باید پیشنهادی دانست.
پاکی، قاعدگی و فضای مقدس
کتیبههای عربستان همچنین مقرراتی درباره ناپاکی، قاعدگی، رابطه جنسی و ورود به معبد یا حرم ثبت کردهاند. شباهت این مقررات با برخی قواعد قرآنی، از جمله حکم قاعدگی (سوره بقره، آیه ۲۲۲)، نشان میدهد مسائل پاکی آیینی را نباید فقط با سنتهای دورتر مقایسه کرد؛ خود شبهجزیره نیز زبان و نظام حقوقی لازم برای فهم آنها را داشت.
آیا زبان دینی قرآن سریانی است؟
یکی از بحثهای مهم قرآنپژوهی، ریشه واژگان دینی آن است. مینگانا و جفری سهم بزرگی برای سریانی کلاسیک و مسیحیت سریانی در شکلگیری اصطلاحات قرآن در نظر گرفتند (Mingana ۱۹۲۷؛ Jeffery ۱۹۳۸). این تصویر نیازمند بازبینی است، زیرا فراوانی منابع بازمانده سریانی تنها به معنای انتقال مستقیم همه واژهها از سریانی کلاسیک نیست.
نقد مطرحشده انکار وجود واژههای غیربومی در قرآن نیست. قرآن اصطلاحات آرامی و واژههای مرتبط با سنتهای یهودی و مسیحی دارد. مسئله این است که «آرامی» را نباید خودکار با «سریانی کلاسیک» برابر دانست. بسیاری از این واژهها پیش از قرآن در کتیبههای یکتاپرستانه عربستان یا در زبان گعز وجود داشتهاند. بنابراین ممکن است از گونههای دیگر آرامی یا از مسیر گعز و عربستان جنوبی وارد عربی شده باشند.
واژههایی که سنگها حفظ کردهاند
برای ریشههایی چون حمد، یاری، اطاعت، نصر، عذاب و ثواب میتوان همسنجهای کتیبهای در عربستان، بهویژه در جنوب، یافت (Robin ۲۰۱۵؛ Sinai ۲۰۲۳). اهمیت این واژهها فقط زبانشناختی نیست. بعضی از آنها در نوشتههای چندخدایی برای رابطه انسان و خدا به کار رفتهاند، اما قرآن همان ذخیره زبانی را در خدمت پیام یکتاپرستانه قرار داده است. به بیان دیگر، تغییر دین همیشه به ساختن واژگان تازه نیاز ندارد؛ واژههای قدیم میتوانند در یک نظام معنایی تازه بازتعریف شوند.
مسیحیت اتیوپیایی و واژگان مسیحی قرآن
وجود روایتها و اصطلاحات مسیحی در قرآن انکارشدنی نیست؛ اختلاف بر سر مسیر انتقال آنهاست. اگر مکه و مدینه جامعه بزرگ سریانیزبان نداشتند، آیا باید محیط پیدایش قرآن را به سوریه یا میانرودان منتقل کرد؟ نه ناگزیر؛ چنین استدلالی مسیر جنوبی و نقش اکسوم و یمن را نادیده میگیرد (Gajda ۲۰۰۹؛ Bowersock ۲۰۱۳).
یهودیت دستکم چند سده پیش از اسلام در جنوب عربستان حضور داشت. مسیحیت نیز با قدرتگیری اکسوم و مداخله اتیوپی در یمن نفوذ یافت. برخی کتیبههای گعزی یمن عبارتهای کتابمقدسی دارند و تاریخگذاری اناجیل گاریما وجود سنت مکتوب مسیحی در اکسوم پیش از اسلام را تقویت کرده است (Robin ۲۰۰۳؛ Piovanelli ۲۰۱۸). در آستانه اسلام، قدرت سیاسی و دینی اکسومی ـ یمنی درست در جنوب حجاز فعال بود.
این وضعیت یک مسیر ممکن میسازد:
اتیوپی مسیحی ← یمن و عربستان جنوبی ← غرب عربستان و حجاز
این پیکانها انتقال مستقیم و اثباتشده یک نسخه مشخص را نشان نمیدهند. حلقه میانی ناقص است، زیرا از دوران یهودی و مسیحی جنوب عربستان متنهای دینی مفصل بسیار کمی باقی مانده است. بااینحال، امکان گردش شفاهی یا مکتوب روایتهای اناجیل، خنوخ، یوبیلها و متون نظم کلیسایی را نمیتوان فقط به دلیل فقدان نسخههای باقیمانده کنار گذاشت.
واژههای آشکار مسیحی نیز برای این فرضیه مهماند. مقایسه «حواریون»، «مائده»، «انجیل»، «مسیح»، «قسیس»، «محراب» و «منافقون» با صورتهای آرامی و گعزی نشان میدهد که دستکم بخشی از آنها با اصطلاحات مسیحیت اتیوپیایی نزدیکی چشمگیری دارند (برای نمونه: حواریون، سوره آلعمران، آیه ۵۲؛ مائده، سوره مائده، آیات ۱۱۲ تا ۱۱۵؛ انجیل، سوره آلعمران، آیه ۳؛ مسیح، سوره آلعمران، آیه ۴۵؛ قسیس، سوره مائده، آیه ۸۲؛ محراب، سوره آلعمران، آیه ۳۷؛ منافقان، سوره بقره، آیات ۸ تا ۱۰) (Kropp ۲۰۰۸؛ van Putten ۲۰۲۰). باز هم شباهت واژهها مسیر دقیق انتقال را ثابت نمیکند، اما ادعای وابستگی ناگزیر قرآن به یک محیط شمالیِ سریانی را تضعیف میکند.
جغرافیای تاریخی قرآن از مَأرِب تا سینا
قرآن کتاب جغرافیا نیست و نام مکانها را بهندرت ذکر میکند. بااینحال، توزیع همان نامهای اندک و نحوه توصیف اقوام گذشته الگویی معنادار میسازد. نامهایی چون حجر، مدین، ایکه و سبأ (بهترتیب: سوره حجر، آیه ۸۰؛ سوره اعراف، آیه ۸۵؛ سوره حجر، آیه ۷۸؛ سوره نمل، آیه ۲۲ و سوره سبأ، آیه ۱۵)، همراه با اشاره به مسیرها و ویرانههای قابل مشاهده، جغرافیایی آشنا در امتداد غرب عربستان میسازند؛ از مأرب در جنوب تا نزدیکی سینا در شمال. این نقشه یک استنتاج از پراکندگی دادههاست، نه مرزی که خود قرآن ترسیم کرده باشد (Robin and al-Ghabban ۲۰۱۷؛ Puin ۲۰۱۰؛ Munt ۲۰۲۰).
در این گستره، قرآن گاه از ویرانهها، باغها، چشمهها، راهها و بناهای سنگی با جزئیاتی سخن میگوید که آشنایی مخاطبان را مفروض میگیرد. بیرون از این محدوده، جزئیات بسیار کمترند: سوریه نام برده نمیشود، از مصر کمابیش فقط نام آن میآید (برای نمونه: سوره یوسف، آیه ۲۱)، بابل مکانی دور و شگفتانگیز است (سوره بقره، آیه ۱۰۲) و حتی اورشلیم نام ندارد.
ثمود و حجر
«اصحاب حجر» با شهر نبطی هگرا و ثمود پیوند داده میشوند. قرآن اصحاب حجر را تکذیبکنندگان پیامبران معرفی میکند و از خانههایی سخن میگوید که در کوهها میتراشیدند (سوره حجر، آیات ۸۰ تا ۸۴). نام شهر در کتیبههای نبطی و منابع یونانی - رومی قابلشناسایی است. باستانشناسی وجود چاهها، باغها و بناهای باشکوه تراشیده در سنگ را تأیید میکند؛ اما آن سازهها آرامگاه بودهاند، درحالیکه قرآن آنها را خانه میپندارد. خود ثمود نیز قومی تاریخی بود که نامش تا دوره روم واپسین دیده میشود. در مقابل، برای صالح شاهد پیشاقرآنی قانعکنندهای وجود ندارد.
عاد و اِرَم
مکانیابی عاد و ارم در جنوب عربستان تنها گزینه موجود نیست. قرآن از «عاد» و «ارمِ ذاتالعماد» در کنار یکدیگر یاد میکند (سوره فجر، آیات ۶ تا ۸). دادههای بطلمیوسی، نبطی و حِسمایی برای وادی رم در شمالغرب عربستان شامل قومی با نامی نزدیک به عاد، مکانی نزدیک به ارم، معبد لات «در ارم» و نوشتهای درباره معبد لات متعلق به قبیله عاد است (Al-Jallad ۲۰۲۵). همگرایی این دادهها جالب است، اما هنوز باید آن را بازسازی تاریخی دانست، نه شناسایی قطعی.
شعیب، مدین، ایکه و قوم لوط
روایتهای شعیب، مدین و اصحاب ایکه نیز به آبادیها، بندرها و مسیرهای شمالغرب عربستان متصل میشوند (شعیب و مدین: سوره اعراف، آیه ۸۵؛ اصحاب ایکه: سوره شعراء، آیات ۱۷۶ تا ۱۹۱). برخی آیات قوم لوط را در نزدیکی این جغرافیای آشنا قرار میدهند؛ گویی مخاطبان قرآن ویرانههای آنان را در راههای مورد استفاده خود میشناختند (سوره حجر، آیه ۷۶؛ سوره صافات، آیات ۱۳۷ و ۱۳۸). این تصور با مکان کتابمقدسی سدوم و عموره یکسان نیست و ممکن است نشان دهد روایت کتابمقدسی در حافظه محلی عربستان بازجغرافیایی شده بود.
سبأ؛ یک نام و دو حافظه
سبأ در قرآن دو چهره دارد. در سوره نمل، ملکه سبا و سلیمان در روایتی ظاهر میشوند (سوره نمل، آیات ۲۲ تا ۴۴) که عناصر مشترکی با ترگوم شنی و گسترشهای کتابمقدسی دارد. تاریخگذاری ترگوم شنی قطعی نیست؛ بنابراین شباهت، وامگیری مستقیم قرآن از آن متن را ثابت نمیکند.
در سوره سبأ، تصویر متفاوت است: جامعهای محلی با دو باغ، راههای امن و نابودی بر اثر سیل عرم (سوره سبأ، آیات ۱۵ تا ۱۹). واژه همریشه «عرم» در کتیبههای عربستان جنوبی معنای «سد» دارد و به سد بزرگ مأرب مربوط میشود. این روایت دوم، برخلاف داستان ملکه، به جغرافیا و حافظه تاریخی جنوب عربستان نزدیک است.
سنگها چه چیزهایی را نمیتوانند بگویند؟
قویترین بخش رویکرد مادی، همان چیزی است که بزرگترین محدودیت آن را نیز میسازد. کتیبهها بیشتر کوتاه، فرمولوار و محصول نیازهای گروه کوچکی از جامعهاند. آنها برای ثبت وقف، ساختوساز، پیروزی، دعا، نام اشخاص یا مالکیت مناسباند؛ نه برای حفظ مناظرههای مفصل الاهیاتی، تفسیر کتاب مقدس یا موعظههایی شبیه قرآن.
ازاینرو، چند احتیاط ضروری است:
- نبود نام یا مفهوم در کتیبههای موجود، نبود آن در جامعه را ثابت نمیکند.
- وجود یک واژه مشترک، زبان واسط و مسیر انتقال را بهتنهایی مشخص نمیکند.
- شباهت روایتها، بدون تاریخگذاری مطمئن، تقدم و تأخر را روشن نمیسازد.
- دادههای مکه و مدینه آنقدر کماند که بسیاری از نتیجهها درباره آنها احتمالی باقی میمانند.
- کتیبههای پس از اسلام برای توضیح زمینه پیش از قرآن مسئلهسازند، زیرا ممکن است خود از زبان قرآن تأثیر گرفته باشند.
با وجود این محدودیتها، تراکم و تنوع شواهد برای یک نتیجه کلان کفایت میکند: نقش عربستان در پیدایش قرآن را نمیتوان به حاشیه راند. این نتیجه با اثبات تکتک جزئیات روایت اسلامی فرق دارد. برای مثال، اهمیت پیشااسلامی مکه ممکن است در منابع مسلمانان بزرگنمایی شده باشد؛ درحالیکه قدمت و شناختهشدن یثرب در منابع مادی روشنتر است (Morris ۲۰۱۸؛ Saleh ۲۰۱۰).
جمعبندی
از مجموع شواهد، تصویری چندلایه به دست میآید:
- قرآن در خلأ زبانی پدید نیامد. کتیبههای شمال و جنوب عربستان برای نامهای خدا، واژگان دینی و فرمولهای عبادی همسنجهایی عرضه میکنند.
- حافظه چندخدایی قرآن جغرافیای عربی دارد. لات، عزی و منات با جهان نبطی و شمال حجاز پیوند دارند؛ خدایان سوره نوح بیشتر به گذشته دینی جنوب مربوطاند.
- اسلام آغازین همه مناسک پیشین را حذف نکرد. برخی رسوم مانند وقف برای خدایان رد شدند و برخی مانند حج، قربانی و ماههای حرام در نظامی یکتاپرستانه بازتعریف شدند.
- مسیر جنوبی برای محتوای مسیحی قرآن جدی است. گعز، اکسوم و یمن مسیحی بدیلی برای فرضیه انتقال انحصاری از محیط سریانی شمال فراهم میکنند.
- جغرافیای آشنای قرآن عمدتاً غرب عربستان است. از مأرب تا نزدیک سینا، قرآن اقوام و مکانها را با جزئیاتی یاد میکند که بیرون از این محدوده کمتر دیده میشود.
- حجاز محل تلاقی این دو جهان بود. خط و بخشی از حافظه دینی از شمالغرب میآمد؛ اصطلاحات و سنتهای دیگری از جنوبغرب و اتیوپی. چنین ترکیبی با خاستگاه حجازی قرآن سازگارتر است.
ارزش این پژوهش در رد یا اثبات ایمان نیست. ارزش آن در جایگزینکردن پاسخهای ساده با پرسشهای دقیقتر است: کدام ادعا بیمیانجی بر کتیبه استوار است؟ کدام نتیجه از مقایسه چند منبع به دست آمده؟ و کجا باید گفت «نمیدانیم»؟ تاریخپژوهی علمی از همین مرزبندی آغاز میشود.
پرسشهای متداول
آیا کتیبهها ثابت میکنند قرآن در حجاز پدید آمده است؟
آنها اثبات ریاضی یا سند مستقیم از لحظه تألیف قرآن ارائه نمیکنند. استدلال تاریخی انباشتی است: خط، نامهای خدا، خدایان، مناسک، واژگان و جغرافیای قرآن همزمان با شمال و جنوب عربستان پیوند دارند و حجاز در میانه این دو حوزه قرار دارد.
آیا پیش از قرآن هیچ متن عربی وجود نداشت؟
متن و کتیبه عربی وجود داشت، اما نوشته بازماندهای به خط عربی و با حجم نزدیک به قرآن نداریم. بخش بزرگی از نوشتههای عربی نیز ممکن است روی مواد فاسدشدنی بوده یا به دست ما نرسیده باشد.
آیا واژگان دینی قرآن از زبان سریانی گرفته شدهاند؟
بعضی واژگان قرآن ریشه یا خویشاوند آرامی دارند، اما نسبتدادن همه آنها به سریانی کلاسیک موجه نیست. نمونههای کتیبهای عربستان و همسنجهای گعزی مسیرهای دیگری را ممکن میسازند (van Putten ۲۰۲۰؛ Kropp ۲۰۰۸).
آیا قرآن جامعهای بی چون و چرا بتپرست را توصیف میکند؟
خیر؛ تصویر قرآن از بتان محدود و پیچیده است. کتیبهها نشان میدهند بسیاری از مناطق عربستان پیش از اسلام به سوی یکتاپرستی رفته بودند، هرچند نامها، نمادها و مناسک قدیمی همچنان در حافظه یا عمل اجتماعی حضور داشتند.
مهمترین محدودیت شواهد کتیبهای چیست؟
کوتاهی، فرمولواربودن و پراکندگی آنها. کتیبهها بخش کوچکی از جامعه و نیازهای خاص آن را بازتاب میدهند و بیشتر برای بازسازی مناظرههای پیچیده دینی کافی نیستند.
منابع منتخب
- Al-Jallad, Ahmad. “The Linguistic Landscape of Pre-Islamic Arabia: Context for the Qur'an.” In The Oxford Handbook of Qur'anic Studies, ۲۰۲۰, ۱۱۱–۱۲۷.
- Al-Jallad, Ahmad. The Religion and Rituals of the Nomads of Pre-Islamic Arabia. Leiden: Brill, ۲۰۲۲.
- Al-Jallad, Ahmad. “Ancient Allah: An Epigraphic Reconstruction.” Journal of Semitic Studies ۷۰.۲ (۲۰۲۵): ۶۹۳–۷۴۸.
- Al-Jallad, Ahmad. “The Epigraphy of the Tribe of ‘Ād.” Athīrat ۱.۱/۲ (۲۰۲۵): ۲۸۱–۲۸۹.
- Al-Jallad, Ahmad, and Hythem Sidky. “A Paleo-Arabic Inscription of a Companion of Muhammad?” Journal of Near Eastern Studies ۸۳.۱ (۲۰۲۴): ۱–۱۴.
- Bowersock, G. W. The Throne of Adulis: Red Sea Wars on the Eve of Islam. Oxford University Press, ۲۰۱۳.
- Farrin, Raymond. “A Revised Inner-Qur'anic Chronology Based on Mean Verse Lengths.” Al-Abhath ۶۷ (۲۰۱۹): ۱–۲۹.
- Gajda, Iwona. Le royaume de Ḥimyār à l'époque monothéiste. Paris, ۲۰۰۹.
- Grasso, Valentina. “The Gods of the Qur'an: The Rise of Hijāzī Henotheism during Late Antiquity.” In The Study of Islamic Origins, ۲۰۲۱, ۲۹۷–۳۲۴.
- Hawting, G. R. The Idea of Idolatry and the Emergence of Islam. Cambridge University Press, ۱۹۹۹.
- Healey, John F. The Religion of the Nabataeans: A Conspectus. Leiden: Brill, ۲۰۰۱.
- Jeffery, Arthur. The Foreign Vocabulary of the Qur'ān. Baroda: Oriental Institute, ۱۹۳۸.
- Kropp, Manfred. “Beyond Single Words: Mā'ida–Shaytān–Jibt and Ṣāghūt.” In The Qur'ān in Its Historical Context, ۲۰۰۸, ۲۰۴–۲۱۶.
- Macdonald, M. C. A. “Reflections on the Linguistic Map of Pre-Islamic Arabia.” Arabian Archaeology and Epigraphy ۱۱.۱ (۲۰۰۰): ۲۸–۷۹.
- Macdonald, M. C. A. “Ancient Arabia and the Written Word.” Proceedings of the Seminar for Arabian Studies ۴۰ (۲۰۱۰): ۵–۲۷.
- Macdonald, M. C. A. “On the Uses of Writing in Ancient Arabia.” Arabian Epigraphic Notes ۱ (۲۰۱۵): ۱–۵۰.
- Macdonald, M. C. A. “The Oral and the Written in the Religions of Ancient North Arabia.” In Scripts and Scripture, ۲۰۲۲, ۱۷–۴۲.
- Mingana, Alphonse. Syriac Influence on the Style of the Kur'an. Manchester University Press, ۱۹۲۷.
- Morris, Ian D. “Mecca and Macoraba.” Al-ʿUṣūr al-Wusṭā ۲۶ (۲۰۱۸): ۱–۶۰.
- Munt, Harry. “The Arabian Context of the Qur'an: History and the Text.” In The Oxford Handbook of Qur'anic Studies, ۲۰۲۰.
- Nehmé, Laïla. “The Religious Landscape of Northwest Arabia as Reflected in the Nabataean, Nabataeo-Arabic, and Pre-Islamic Arabic Inscriptions.” In Scripts and Scripture, ۲۰۲۲, ۴۳–۸۶.
- Piovanelli, Pierluigi. “Aksum and the Bible: Old Assumptions and New Perspectives.” Aethiopica ۲۱ (۲۰۱۸): ۷–۲۷.
- Puin, Gerd-R. “Leuke Kome=Laykah, the Arsians=Ashāb al-Rass, and Other Pre-Islamic Names in the Qur'ān.” In The Hidden Origins of Islam, ۲۰۱۰, ۳۳۵–۳۶۰.
- Robin, Christian. “Les ‘filles de Dieu’ de Saba' à La Mecque.” Semitica ۵۰ (۲۰۰۱): ۱۱۳–۱۹۲.
- Robin, Christian. “Le Judaïsme de Himyar.” Arabia ۱ (۲۰۰۳): ۹۷–۱۷۲.
- Robin, Christian Julien. “L'Arabie dans le Coran.” In Les Origines du Coran, ۲۰۱۵, ۲۷–۷۴.
- Robin, Christian Julien. “Marib et Makka: deux pèlerinages de l'Arabie préislamique.” Graeco-Arabica ۱۲ (۲۰۱۷): ۶۶۱–۶۷۳.
- Robin, Christian Julien. “Allāh avant Muḥammad.” Jerusalem Studies in Arabic and Islam ۴۹ (۲۰۲۰): ۱–۱۴۶.
- Robin, Christian Julien, and Ali al-Ghabban. “Une première mention de Madyan dans un texte épigraphique d'Arabie.” Comptes Rendus de l'Académie des Inscriptions et Belles-Lettres ۱۶۱ (۲۰۱۷): ۳۶۳–۳۹۶.
- Sadeghi, Behnam. “The Chronology of the Qur'ān: A Stylometric Research Program.” Arabica ۵۸.۳/۴ (۲۰۱۱): ۲۱۰–۲۹۹.
- Saleh, Walid. “The Arabian Context of Muḥammad's Life.” In The Cambridge Companion to Muḥammad, ۲۰۱۰, ۲۱–۳۸.
- Sinai, Nicolai. “Inner-Qur'anic Chronology.” In The Oxford Handbook of Qur'anic Studies, ۲۰۲۰, ۳۴۶–۳۶۱.
- Sinai, Nicolai. Key Terms of the Qur'an: A Critical Dictionary. Princeton University Press, ۲۰۲۳.
- van Putten, Marijn. “Classical and Modern Standard Arabic.” In Arabic and Contact-Induced Change, ۲۰۲۰, ۵۷–۸۲.
- van Putten, Marijn. “The Development of the Hijazi Orthography.” Millennium ۲۰.۱ (۲۰۲۳): ۱۰۷–۱۲۸.
- Wheeler, Brannon. Animal Sacrifice and the Origins of Islam. Cambridge University Press, ۲۰۲۲.



