پاسخ کوتاه این است: شاید تمام سورهٔ ماعون متنی مکی و متعلق به مرحله‌ای آغازین از دعوت قرآنی است؛ اما این نتیجه قطعی نیست. در سنت تفسیری، کل سوره، یا فقط آیات ۴ تا ۷ آن، گاه مدنی دانسته شده است. علت اصلی تردید، تغییر ظاهری موضوع از منکران داوری و آزار یتیم در آیات ۱ تا ۳ به نمازگزاران ریاکار در آیات ۴ تا ۷ است.

بررسی سبک، طول کوتاه آیات، واژگان، آیات موازی و ساختار ادبی نشان می‌دهد که برای توضیح متن، فرض یک افزودهٔ مدنی ضروری نیست. واژهٔ «ماعون» در آیهٔ پایانی نیز انتقاد اجتماعی دو بخش را به یکدیگر متصل می‌کند.

نتیجهٔ محتاطانهٔ این مقاله چنین است:

تمام سورهٔ ماعون به احتمال بیشتر مکی و از نظر ادبی یکپارچه است؛ اما به‌دلیل نبود شواهد بیرونیِ هم‌زمان با پیدایش متن، این تاریخ‌گذاری باید با درجهٔ اطمینان متوسط بیان شود.

خلاصهٔ دیدگاه‌ها

دیدگاه

تاریخ‌گذاری

مهم‌ترین دلیل

ارزیابی

کل سوره مکی است

پیش از هجرت

کوتاهی آیات، مضمون داوری و همانندی با سوره‌های مکی آغازین

محتمل‌ترین

آیات ۱–۳ مکی و ۴–۷ مدنی‌اند

دو مرحلهٔ متفاوت

انتقاد از نمازگزاران ریاکار را متناسب با منافقان مدینه می‌داند

ممکن، اما اثبات‌نشده

کل سوره مدنی است

پس از هجرت

نماز و ریا را مربوط به جامعهٔ سازمان‌یافتهٔ مسلمانان می‌داند

کم‌احتمال‌تر

آیات ۴–۷ افزوده‌ای متأخرند

مکی یا مدنی

تغییر مخاطب و فقدان پیوند واژگانی مستقیم میان دو بخش

فرضیه‌ای قابل بحث

کل سوره یک متن مکی دربارهٔ مناسک مکه است

مرحلهٔ آغازین دعوت

«نماز» را به آیین موجود در مکه، نه نماز منافقان مدینه، مربوط می‌کند

از نظر تاریخی و زبانی قابل دفاع

مکی و مدنی به چه معناست؟

در علوم قرآنی، رایج‌ترین تعریف آن است که آیات پیش از هجرت محمد از مکه به یثرب «مکی» و آیات پس از هجرت «مدنی» نامیده شوند. در این تعریف، محل جغرافیایی نزول معیار اصلی نیست؛ زمان نسبت به هجرت اهمیت دارد.

بااین‌حال، در منابع اسلامی تعریف‌های دیگری نیز دیده می‌شود:

  • مکی یعنی نازل‌شده در مکه و پیرامون آن؛
  • مدنی یعنی نازل‌شده در مدینه و پیرامون آن؛
  • مکی یعنی خطاب به مردم مکه؛
  • مدنی یعنی خطاب به جامعهٔ مدینه.

این تعریف‌ها همیشه نتیجهٔ یکسانی نمی‌دهند. برای مثال، آیه‌ای ممکن است پس از هجرت در نزدیکی مکه نازل شده باشد. بر اساس معیار زمانی مدنی، اما بر اساس معیار مکانی مکی خواهد بود.

در پژوهش تاریخی جدید، «مکی» و «مدنی» بیش از آنکه برچسب‌هایی قطعی باشند، فرضیه‌هایی دربارهٔ جایگاه نسبی متن در روند شکل‌گیری قرآن‌اند.

چرا تاریخ‌گذاری سوره‌ها دشوار است؟

قرآن موجود بر اساس ترتیب تاریخی تنظیم نشده است. سورهٔ ماعون در مصحف شمارهٔ ۱۰۷ است، اما این شماره هیچ اطلاعی دربارهٔ زمان پیدایش آن نمی‌دهد.

مشکل مهم‌تر این است که نسخه‌های خطی قرآن تاریخ و موقعیت اولیهٔ هر سوره را ثبت نمی‌کنند. در آغاز سوره‌ها ممکن است عنوان و برچسب «مکی» یا «مدنی» دیده شود، اما این اطلاعات بخشی از متن آیات نیست و به سنت‌های تفسیری و نسخه‌شناختی متأخر تعلق دارد.

برای تاریخ‌گذاری یک سوره از چند نوع شاهد استفاده می‌شود:

  1. گزارش‌های اسباب نزول و ترتیب نزول؛
  2. طول آیات و ویژگی‌های سبکی؛
  3. واژگان و مفاهیم؛
  4. رابطه با دیگر آیات قرآن؛
  5. ساختار ادبی؛
  6. مخاطبان و وضعیت اجتماعی مفروض در متن؛
  7. شواهد نسخه‌شناختی و قرائات.

هیچ‌کدام از این معیارها به‌تنهایی تاریخ دقیق تولید نمی‌کنند. کوتاه بودن آیات، برای مثال، می‌تواند نشانه‌ای از سبک مکی آغازین باشد؛ اما نویسنده یا گوینده‌ای در دوره‌ای متأخر نیز می‌تواند از سبکی کوتاه و موزون استفاده کند.

تاریخ‌گذاری معتبر باید از هم‌گرایی چند نشانه به دست آید.

دیدگاه سنتی دربارهٔ مکی یا مدنی بودن سورهٔ ماعون

گزارش‌های اسلامی دربارهٔ محل و زمان نزول سورهٔ ماعون یکدست نیستند.

دانشنامهٔ اسلام وابسته به بنیاد دیانت ترکیه گزارش می‌کند که هرچند روایاتی دربارهٔ مدنی بودن تمام سوره یا چهار آیهٔ پایانی وجود دارد، بیشتر مفسران سوره را متعلق به سال‌های آغازین دورهٔ مکه دانسته‌اند. مدخل «سورهٔ ماعون» در TDV İslâm Ansiklopedisi این اختلاف را همراه با منابع تفسیری ثبت کرده است.

در مقابل، جدول ترتیب نزولی که وب‌سایت Tanzil بر پایهٔ یکی از صورت‌های رایج سنتی منتشر کرده، سورهٔ ماعون را هفدهمین سورهٔ نازل‌شده معرفی می‌کند. در همان جدول، سوره مکی طبقه‌بندی شده، اما در یادداشت آمده است که فقط آیات ۱ تا ۳ مکی و بقیه مدنی‌اند. خود آن صفحه نیز تصریح می‌کند که ترتیب سوره بر اساس آیات آغازین آن تعیین شده، نه تمام آیات. جدول ترتیب نزول Tanzil بنابراین نمونه‌ای روشن از طبقه‌بندی ترکیبی است.

این دو گزارش متناقض نشان می‌دهند که عبارت سادهٔ «سورهٔ ماعون مکی است» ممکن است اختلاف دربارهٔ چهار آیهٔ پایانی را پنهان کند.

سه روایت اصلی در سنت تفسیری

روایت نخست: تمام سوره مکی است

در این دیدگاه، آیات دربارهٔ مخالفان مکی دعوت قرآنی سخن می‌گویند. کسی که داوری را انکار می‌کند، یتیم را می‌راند و به فقیر کمک نمی‌کند، همان کسی است که در مناسک مکه شرکت می‌کند، اما عبادتش سطحی و نمایشی است.

بر اساس این خوانش، «نمازگزاران» در آیهٔ چهارم اعضای جامعهٔ اسلامی مدینه نیستند. واژهٔ «صلاة» می‌تواند به مناسکی اشاره کند که پیش از شکل‌گیری نظام عبادی مدینه نیز وجود داشته است.

روایت دوم: آیات ۱ تا ۳ مکی و آیات ۴ تا ۷ مدنی‌اند

این دیدگاه، سوره را به دو بخش تاریخی تقسیم می‌کند:

  • آیات ۱–۳: دربارهٔ مشرکان یا منکران مکی؛
  • آیات ۴–۷: دربارهٔ منافقان مدینه.

منطق این تقسیم روشن است. در مکه، مسلمانان گروهی کوچک و تحت فشار بودند؛ بنابراین عبادت کردن برای کسب منزلت اجتماعی چندان سودمند نبود. در مدینه، با تبدیل شدن اسلام به قدرت اجتماعی و سیاسی، امکان داشت اشخاصی برای دیده شدن نماز بخوانند.

آیات مدنی دیگری نیز منافقان را به نماز همراه با بی‌میلی یا نمایش متهم می‌کنند. نساء ۱۴۲ می‌گوید منافقان هنگام نماز با کسالت برمی‌خیزند و می‌خواهند مردم آنان را ببینند. توبه ۵۴ نیز از کسانی سخن می‌گوید که با کسالت به نماز می‌آیند.

این شباهت، فرضیهٔ مدنی بودن آیات ۴ تا ۷ را قابل فهم می‌کند، اما آن را اثبات نمی‌کند.

روایت سوم: تمام سوره مدنی است

برخی گزارش‌ها کل سوره را مدنی دانسته‌اند. این دیدگاه بر حضور نمازگزاران ریاکار و مفاهیمی مانند زکات تکیه می‌کند.

مشکل این نظر آن است که سه آیهٔ نخست از نظر مضمون، لحن و کوتاهی با سوره‌های مکی آغازین شباهت دارند. انکار داوری، یتیم، اطعام نیازمند و پرسش بلاغی «آیا دیدی؟» در دیگر متن‌های مکی نیز دیده می‌شوند. به همین دلیل، مدنی دانستن تمام سوره به توضیحات بیشتری نیاز دارد.

آیا روایات اسباب نزول، تاریخ سوره را مشخص می‌کنند؟

در منابع تفسیری، سورهٔ ماعون به اشخاص مختلفی نسبت داده شده است: عاص بن وائل، ولید بن مغیره، ابوسفیان و در برخی گزارش‌ها عبدالله بن اُبی، چهرهٔ مشهور منافقان مدینه.

این اختلاف مهم است. اگر یک آیه در گزارش‌های مختلف دربارهٔ چند شخص و در دو شهر متفاوت نازل شده باشد، نمی‌توان همهٔ روایات را هم‌زمان گزارش تاریخی مستقیم دانست.

یاسین یحیاوی در مقاله‌ای دانشگاهی دربارهٔ تاریخ تفسیر سورهٔ ماعون استدلال می‌کند که تقسیم صریح سوره به دو بخش مکی و مدنی، در منابع موجود تا حدود سدهٔ چهارم هجری/دهم میلادی به‌وضوح مستند نشده است. او نخستین گزارش‌های روشن را در آثاری منسوب به ابن حزم، ابن عبدالکافی و هبةالله بن سلامه بررسی می‌کند. نسبت دادن این تقسیم به ابن‌عباس نیز در منابع متأخرتر برجسته شده است. مقالهٔ «Qurʾānic Exegesis and the Reshaping of Early Islamic History» متن کامل این استدلال را ارائه می‌کند.

نتیجهٔ یحیاوی این است که مفسران فقط خاطرات تاریخی را منتقل نمی‌کردند؛ آنها گاه با توجه به تصور خود از تاریخ اسلام، برای آیات زمینهٔ نزول می‌ساختند یا زمینه‌های پیشین را بازآرایی می‌کردند.

این نظر نیز باید به نام نویسنده بیان شود و اجماع قطعی پژوهشگران تلقی نشود. متأخر بودن ثبت یک روایت ثابت نمی‌کند که محتوای آن متأخر یا ساختگی است؛ ممکن است روایتی پیش‌تر به‌صورت شفاهی وجود داشته باشد. اما هرچه فاصلهٔ زمانی میان رویداد ادعایی و نخستین ثبت قابل بررسی بیشتر باشد، استفاده از آن برای تاریخ‌گذاری نیازمند احتیاط بیشتری است.

تاریخ‌گذاری احتمالی: مکهٔ آغازین

میتوان گفت که سورهٔ ماعون را در ردهٔ «مکهٔ اول، گروه اول» قرار دارد؛ یعنی در میان متن‌های کوتاه و آغازین دورهٔ مکی.

این تاریخ‌گذاری بر چند نشانه استوار است:

  • میانگین طول آیات حدود ۹٫۹ هجا است؛
  • سوره از دو واحد کوتاه و ساده تشکیل شده است؛
  • لحن آن تهدیدی و نکوهشی است؛
  • هنوز تقابل تفصیلی میان دو گروه مؤمنان و مخالفان شکل نگرفته است؛
  • موضوع داوری اخروی به‌صورت فشرده مطرح می‌شود؛
  • سبک سوره با متن‌هایی مانند سوره‌های ۱۰۲، ۱۰۳ و ۱۰۴ قابل مقایسه است.

شاید بتوان با اطمینان بالا نتیجه گرفت که کوتاهی آیات و شکل سادهٔ نکوهش، از قدمت نسبی سوره حمایت می‌کند.

این روش متأثر از تاریخ‌گذاری تئودور نولدکه و پژوهش‌های ساختاری بعدی، به‌ویژه آثار آنجلیکا نویورت، است. نولدکه سوره‌های مکی را بر اساس سبک و تحول مضامین به چند دوره تقسیم می‌کرد.

اما طول آیات یک ساعت تاریخی دقیق نیست. عدد ۹٫۹ هجا نمی‌تواند سال نزول را تعیین کند؛ فقط نشان می‌دهد که سوره از نظر سبک به مجموعه‌ای از متن‌های کوتاه و شاید آغازین نزدیک است.

شواهد مکی بودن آیات ۱ تا ۳

سه آیهٔ نخست از نظر مضمون به‌خوبی در میان سوره‌های مکی قرار می‌گیرند:

آیا آن کسی را دیده‌ای که دین را تکذیب می‌کند؟
او همان کسی است که یتیم را می‌راند
و به اطعام نیازمند ترغیب نمی‌کند.

۱. «دین» به معنای داوری

در این بافت، «دین» شاید به معنای داوری و کیفر اخروی است. انکار روز حساب از مضامین برجستهٔ سوره‌های مکی است.

تحلیل تفصیلی شواهد در مقالهٔ معنای «دین» در قرآن ارائه شده است.

۲. پرسش بلاغی «آیا دیدی؟»

ساختار «أَرَأَيْتَ الَّذِي...» در دیگر سوره‌های مکی نیز دیده می‌شود. برای مثال، سورهٔ علق چند بار از همین پرسش برای معرفی شخصی مخالف و خطاکار استفاده می‌کند.

۳. حمایت از یتیم و نیازمند

یتیم، فقیر و اطعام در سوره‌های فجر، بلد، ضحی، حاقه و مدثر نیز حضور دارند. در تاریخ‌گذاری‌های رایج، بخش مهمی از این متون مکی دانسته می‌شوند.

ازاین‌رو، هیچ شاهد سبکی نیرومندی وجود ندارد که آیات ۱ تا ۳ را مدنی بداند.

مسئلهٔ اصلی: آیا آیات ۴ تا ۷ مدنی‌اند؟

چهار آیهٔ پایانی چنین‌اند:

پس وای بر نمازگزاران؛
کسانی که از نماز خود غافل‌اند؛
کسانی که می‌خواهند دیده شوند؛
و کمک را دریغ می‌کنند.

رودی پارت این احتمال را مطرح کرده بود که آیات ۴ تا ۷ افزوده‌ای متأخر باشند. استدلال اصلی او این بود که وجود نمازگزارانی که برای دیده شدن عبادت می‌کنند، در جامعهٔ مسلمانان پیش از هجرت چندان قابل تصور نیست. این تیپ از دینداری ظاهری بیشتر با مدینه و مسئلهٔ «منافقان» سازگار به نظر می‌رسد.

این استدلال را میتوان جدی گرفت، اما آن را کافی نیست. شاید توانست نتیجه گرفت که اصالت آیات ۴ تا ۷ دست‌کم بسیار محتمل است.

برای داوری باید شواهد دو طرف را جداگانه بررسی کرد.

شواهد موافق الحاق آیات ۴ تا ۷

۱. تغییر ناگهانی مخاطب

آیهٔ نخست دربارهٔ کسی است که داوری را تکذیب می‌کند، اما آیهٔ چهارم نمازگزاران را تهدید می‌کند. این تغییر ممکن است نشان دهد که دو قطعه در ابتدا مستقل بوده‌اند.

۲. فقدان ارجاع ضمیری مستقیم

آیات ۴ تا ۷ با ضمیر یا تکرار لفظی آشکاری به شخص معرفی‌شده در آیات ۱ تا ۳ بازنمی‌گردند. برخلاف بعضی سوره‌های کوتاه، واژهٔ کلیدی بخش نخست در آغاز بخش دوم تکرار نشده است.

۳. شباهت با نقد منافقان مدینه

ترکیب نماز، کسالت و دیده شدن در آیهٔ ۴:۱۴۲ به‌صراحت دربارهٔ منافقان به کار رفته است. بنابراین طبیعی بود که مفسران آیات پایانی ماعون را نیز مدنی بدانند.

۴. امکان استقلال دو قطعه

آیات ۱ تا ۳ به‌تنهایی یک واحد کامل‌اند: پرسش، معرفی شخص و دو ویژگی اخلاقی. آیات ۴ تا ۷ نیز می‌توانند یک «وای‌گویی» مستقل علیه نمازگزاران ریاکار باشند.

این چهار نکته فرضیهٔ الحاق را ممکن می‌کنند، اما برای اثبات آن کافی نیستند.

شواهد مخالف الحاق و موافق وحدت سوره

۱. «صلاة» منحصر به مدینه نیست

مهم‌ترین پیش‌فرض فرضیهٔ الحاق آن است که «نمازگزاران» فقط می‌توانند مسلمانان مدینه باشند. اما واژهٔ صلاة در متن‌هایی که مکی دانسته می‌شوند نیز وجود دارد.

در سورهٔ کوثر، آیهٔ ۲ به مخاطب گفته می‌شود:

برای پروردگارت نماز بگزار و قربانی کن.

اگر سورهٔ کوثر مکی باشد، وجود صلاة در سورهٔ ماعون دلیلی برای مدنی بودن آن نیست.

۲. مناسک عمومی در مکه وجود داشت

حتی اگر نماز قرآنی هنوز به شکل نهایی و نهادی دورهٔ مدینه در نیامده بود، مکه فاقد مناسک عمومی نبود. کعبه، قربانی، طواف و گونه‌هایی از دعا و نماز در محیط مکه شناخته شده بودند.

هریس بیرکلند پیشنهاد کرد که آیات ۴ تا ۷ ممکن است عبادت سطحی شرکت‌کنندگان در آیین‌های مکه را نقد کنند، نه نماز منافقان مدینه را. مقالهٔ کلاسیک او با عنوان The Interpretation of Surah ۱۰۷ یکی از منابع اصلی این بحث است.

این بازسازی نیز قطعی نیست. اطلاعات ما دربارهٔ صورت دقیق صلاة در مکهٔ پیش از اسلام محدود است؛ اما نشان می‌دهد که «نماز» یک نشانگر انحصاری مدنی نیست.

۳. واژگان سوره با آیات مدنی تفاوت دارد

در آیهٔ ۴:۱۴۲، منافقان با واژهٔ «کُسالیٰ» توصیف می‌شوند و عنوان «منافقان» به‌صراحت آمده است. در سورهٔ ماعون، واژهٔ «ساهون» به کار رفته و هیچ نامی از منافقان وجود ندارد.

آیات مدنی ۴:۱۴۲ و ۹:۵۴ نیز از نظر طول و ساختار نحوی مفصل‌تر از آیات کوتاه سورهٔ ماعون‌اند. شباهت مضمونی وجود دارد، اما یکسانی واژگانی و سبکی دیده نمی‌شود.

۴. آیهٔ «ماعون» به بخش نخست بازمی‌گردد

آیات ۲ و ۳ طرد یتیم و بی‌اعتنایی به فقیر را محکوم می‌کنند. آیهٔ هفتم همین فقدان همبستگی را با مفهومی عمومی جمع‌بندی می‌کند:

و ماعون را دریغ می‌کنند.

اگر ماعون را کمک، منفعت یا یاری اجتماعی بدانیم، پایان سوره به موضوع آغازین آن بازمی‌گردد. بررسی ریشه‌شناختی در مقالهٔ معنای واژهٔ «ماعون» نشان می‌دهد که ترجمهٔ عمومی «کمک و منفعت» از محدود کردن آن به زکات یا ابزار خانگی محتاطانه‌تر است.

۵. هر دو بخش دین را با اخلاق اجتماعی پیوند می‌دهند

در بخش نخست:

  • کاستی دینی: انکار داوری؛
  • کاستی اجتماعی: راندن یتیم و بی‌اعتنایی به فقیر.

در بخش دوم:

  • کاستی دینی: نماز غافلانه و نمایشی؛
  • کاستی اجتماعی: دریغ کردن کمک.

این موازنه، ساختاری منسجم می‌سازد. موضوع مشترک دو بخش، سنجش باور و مناسک با رفتار اجتماعی است.

تحلیل این مضمون در مقالهٔ اخلاق اجتماعی سوره ماعون آمده است.

ساختار ادبی سورهٔ ماعون

میتوان سوره را به دو واحد تقسیم کرد:

واحد

آیات

گونهٔ ادبی

مضمون

واحد نخست

۱–۳

پرسش و توصیف جدلی

انکار داوری و رفتار ضد همبستگی

واحد دوم

۴–۷

«وای‌گویی» و فهرست رذایل

عبادت ظاهری و دریغ کردن کمک

هر دو واحد دارای ترکیبی از خطای دینی و خطای اجتماعی است.

نقش جمله‌های موصولی

تمام سوره با معرفی و توصیف «کسانی که...» پیش می‌رود:

  • کسی که دین را تکذیب می‌کند؛
  • کسی که یتیم را می‌راند؛
  • کسانی که از نماز غافل‌اند؛
  • کسانی که می‌خواهند دیده شوند؛
  • کسانی که ماعون را دریغ می‌کنند.

این جمله‌های موصولی، سوره را به «فهرست رذایل» تبدیل می‌کنند. حتی در جایی که موضوع از منکر داوری به نمازگزار تغییر می‌کند، شکل نحوی توصیف ثابت می‌ماند.

دو آغاز بلاغی

هر بخش با یک عبارت برجسته آغاز می‌شود:

  • آیهٔ ۱: «آیا دیدی؟»
  • آیهٔ ۴: «پس وای بر...»

نخستین بخش مخاطب را با پرسش وارد داوری می‌کند. دومین بخش حکم نکوهش را صادر می‌کند. این دو آغاز می‌توانند نشانهٔ دو قطعهٔ مستقل باشند، اما در عین حال یک ترکیب ادبی دوپاره و متوازن نیز می‌سازند.

بازگشت پایانی به موضوع کمک

«ماعون» در آخرین آیه مانند یک قلاب ساختاری عمل می‌کند. سوره پس از گذر از بحث نماز و ریا، دوباره به مسئلهٔ همبستگی اجتماعی بازمی‌گردد. این بازگشت یکی از قوی‌ترین شواهد وحدت متن در شکل نهایی آن است.

اختلاف در شمارش آیات چه چیزی نشان می‌دهد؟

در مصحف رایج، سورهٔ ماعون هفت آیه دارد. اما همهٔ سنت‌های منطقه‌ای شمارش آیات، پس از «الذین هم یراؤون» پایان آیه قرار نداده‌اند.

در برخی سنت‌های منسوب به دمشق، مکه و مدینه، عبارت‌های آیات ۶ و ۷ کنونی یک واحد به شمار می‌آمده‌اند:

کسانی که می‌خواهند دیده شوند و کمک را دریغ می‌کنند.

با این شمارش، سوره از دو گروه سه‌آیه‌ای تشکیل می‌شود:

  • آیات ۱ تا ۳؛
  • آیات ۴، ۵ و ۶–۷.

این تقارن، وحدت ادبی را تقویت می‌کند. آیهٔ «ریا» در این صورت جمله‌ای مستقل نیست؛ به «دریغ کردن ماعون» متصل است. نمایش عبادی و فقدان یاری اجتماعی دو جزء یک توصیف واحد می‌شوند.

البته شمارش آیات تاریخ پیدایش عبارت‌ها را تعیین نمی‌کند. این شاهد فقط نشان می‌دهد که بعضی قاریان و شمارندگان کهن، آیات پایانی را از نظر نحوی و ادبی پیوسته می‌فهمیده‌اند.

آیا تفاوت قافیه نشانهٔ دو مرحله است؟

پایان آیات سوره میان صداهای «ـین» و «ـون» حرکت می‌کند:

  • الدین؛
  • الیتیم؛
  • المسکین؛
  • المصلین؛
  • ساهون؛
  • یراؤون؛
  • الماعون.

چهار آیهٔ نخست با پایان نزدیک به «ـین» و سه آیهٔ پایانی با «ـون» بسته می‌شوند. این تغییر می‌تواند به‌عنوان نشانه‌ای از ترکیب دو قطعه مطرح شود، اما گذار قافیه با مرز پیشنهادی آیات ۱–۳ و ۴–۷ منطبق نیست؛ زیرا «المصلین» در آیهٔ چهارم هنوز با قافیهٔ بخش نخست هماهنگ است.

آیهٔ چهارم در نتیجه نقش یک پل صوتی دارد:

  • از نظر مضمون، بخش مربوط به نمازگزاران را آغاز می‌کند؛
  • از نظر قافیه، به پایان‌های «ـین» بخش نخست متصل است.

بنابراین، قافیه نه الحاق را اثبات می‌کند و نه آن را رد می‌کند. این داده بیشتر از طراحی گذار میان دو واحد حمایت می‌کند.

ارزیابی فرضیهٔ رودی پارت

فرضیهٔ پارت یک مزیت مهم دارد: تغییر مخاطب را جدی می‌گیرد. او به‌درستی می‌پرسد چرا متنی دربارهٔ منکر داوری ناگهان نمازگزاران ریاکار را محکوم می‌کند.

اما استدلال او تا حد زیادی به یک پیش‌فرض تاریخی وابسته است:

نماز ریاکارانه فقط در جامعهٔ مسلمان مدینه قابل تصور بوده است.

این پیش‌فرض الزام‌آور نیست. مناسک عمومی در مکه وجود داشتند و آیهٔ ۱۰۸:۲ نیز کاربرد صلاة را در متنی مکی نشان می‌دهد. افزون بر این، سورهٔ ماعون برخلاف آیات مدنی، از «منافقان» نام نمی‌برد.

فرضیهٔ الحاق همچنین باید توضیح دهد چرا افزودهٔ ادعایی با «ماعون» به مسئلهٔ اجتماعی آیات ۲ و ۳ بازمی‌گردد و چرا ساختار جمله‌های موصولی دو بخش مشابه است.

بنابراین، فرضیهٔ پارت ممکن است، اما از نظر توضیحی کم‌اقتصادتر از فرض وحدت متن است: برای پذیرش آن باید هم وجود یک قطعهٔ مستقل و هم الحاق سنجیدهٔ آن به بخش نخست را فرض کنیم.

آیا «ماعون» می‌تواند نشانه‌ای از ویرایش متأخر باشد؟

ممکن است گفته شود یک ویراستار متأخر با افزودن آیهٔ «وَیَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ» کوشیده است بخش نمازگزاران را به موضوع فقر و یتیم متصل کند.

این احتمال از نظر نظری ممکن است. پیوند ادبی همیشه اصالت هم‌زمان تمام اجزا را اثبات نمی‌کند؛ گاهی ویراستار برای ایجاد وحدت، یک عبارت واسط می‌افزاید.

اما برای تبدیل این امکان به فرضیه‌ای تاریخی، شاهد بیشتری لازم است:

  • نسخه‌ای که آیهٔ هفتم را نداشته باشد؛
  • قرائتی که ساختار متفاوتی نشان دهد؛
  • واژگانی که آشکارا به دوره‌ای متأخر تعلق داشته باشد؛
  • گسستی در وزن یا سبک؛
  • روایتی زودهنگام از افزوده شدن آیه.

در حال حاضر چنین مجموعه‌ای از شواهد در دست نیست. وجود یک پیوند ادبی قوی به‌تنهایی بیشتر به سود وحدت متن است تا علیه آن.

پیشنهاد تاریخ‌گذاری نهایی

بر اساس شواهد بررسی‌شده، می‌توان ادعاها را درجه‌بندی کرد:

با اطمینان زیاد

  • آیات ۱ تا ۳ به سبک و مضامین قرآن مکی نزدیک‌اند.
  • سوره در شکل نهایی خود ساختاری دو پاره اما معنادار دارد.
  • سنت اسلامی دربارهٔ تاریخ چهار آیهٔ پایانی یکدست نیست.
  • شمارهٔ ۱۰۷ هیچ ارتباطی با ترتیب نزول ندارد.

با اطمینان متوسط

  • تمام سوره شاید به دورهٔ مکی تعلق دارد.
  • آیات ۴ تا ۷ شاید بخشی از ترکیب اولیه یا مرحله‌ای بسیار نزدیک به آن‌اند.
  • مخاطب «نمازگزاران» ممکن است شرکت‌کنندگان در مناسک مکه بوده باشند، نه منافقان مدینه.

با اطمینان کم

  • سوره هفدهمین متن نازل‌شده بوده است.
  • آیات را می‌توان به سال یا واقعه‌ای مشخص در مکه نسبت داد.
  • هر یک از شخصیت‌های نام‌برده در اسباب نزول، مخاطب تاریخی قطعی آیات بوده‌اند.
  • هیچ مرحلهٔ ویرایشی در تاریخ سوره وجود نداشته است.

بهترین صورت‌بندی تاریخی چنین است:

سورهٔ ماعون شاید یک متن مکی آغازین و از نظر ادبی یکپارچه است. تقسیم آن به آیات مکی و مدنی بیشتر بر تفسیر تاریخیِ مفهوم «نمازگزار ریاکار» استوار است تا بر تفاوت قطعی زبان یا سبک.

چرا نمی‌توان سال دقیق نزول را تعیین کرد؟

برای تعیین یک تاریخ تقویمی، به شاهدی مانند سند هم‌زمان، کتیبه، نامه، گزارش مستقل یا نسخه‌ای تاریخ‌دار نیاز داریم. دربارهٔ سورهٔ ماعون چنین شاهدی وجود ندارد.

سبک می‌تواند ترتیب نسبی پیشنهاد کند: این سوره شاید از برخی سوره‌های طولانی و قانون‌گذارانه قدیمی‌تر است. اما از میانگین طول آیات نمی‌توان نتیجه گرفت که متن، برای مثال، در سال ۶۱۲ میلادی پدید آمده است.

حتی اصطلاح «دورهٔ مکی آغازین» نیز یک بازسازی پژوهشی است، نه تاریخی که در خود متن ثبت شده باشد.

آیا پذیرش وحدت سوره یک داوری ایمانی است؟

خیر. یکپارچه دانستن سوره به معنای پذیرش منشأ الهی یا بی‌ویرایش بودن قرآن نیست. این فقط یک فرضیه دربارهٔ تاریخ ادبی یک متن است.

پژوهشگر خداناباور نیز می‌تواند بر اساس ساختار، واژگان و اقتصاد توضیحی نتیجه بگیرد که سوره شاید یک واحد ادبی است. به همان ترتیب، پژوهشگر مؤمن نیز می‌تواند وجود مراحل تدوین یا اختلاف زمانی میان آیات را به‌عنوان پرسشی تاریخی بررسی کند.

مسئله این نیست که متن مقدس دانسته شود یا نه؛ مسئله این است که کدام فرضیه با کمترین پیش‌فرض، بیشترین داده را توضیح می‌دهد.

نتیجه‌گیری

سورهٔ ماعون در مصحف فعلی هفت آیه و دو بخش آشکار دارد:

  1. انکار داوری، راندن یتیم و بی‌اعتنایی به فقیر؛
  2. نماز غافلانه، عبادت نمایشی و دریغ کردن کمک.

تفاوت موضوعی دو بخش، فرضیهٔ افزوده شدن آیات ۴ تا ۷ را پدید آورده است. مشابهت نماز ریاکارانه با توصیف منافقان مدینه نیز این فرضیه را تقویت کرده و سبب شکل‌گیری گزارش‌هایی دربارهٔ مدنی بودن نیمهٔ دوم شده است.

اما شواهد مخالف نیرومندترند:

  • صلاة در متون مکی نیز شناخته شده است؛
  • واژگان آیات پایانی با توصیف‌های صریح منافقان مدینه یکسان نیست؛
  • آیات کوتاه و لحن نکوهشی با سبک مکی آغازین سازگارند؛
  • جمله‌های موصولی سراسر سوره را به فهرستی منظم از رذایل تبدیل می‌کنند؛
  • «ماعون» بخش مربوط به نماز را به طرد یتیم و فقیر بازمی‌گرداند؛
  • بعضی سنت‌های شمارش آیات، دو بخش سه‌آیه‌ای متوازن ایجاد می‌کنند.

ازاین‌رو، فرض یک سورهٔ مکیِ یکپارچه در حال حاضر توضیح ساده‌تر و قانع‌کننده‌تری ارائه می‌دهد. بااین‌حال، هیچ تاریخ‌گذاری دقیقی برای سورهٔ ماعون اثبات نشده است و فرضیهٔ الحاق آیات پایانی را نمی‌توان به‌طور کامل کنار گذاشت.

پرسش‌های متداول

سورهٔ ماعون مکی است یا مدنی؟

بیشتر شواهد سبکی و ادبی از مکی بودن تمام سوره حمایت می‌کنند. بااین‌حال، در برخی منابع، آیات ۴ تا ۷ مدنی یا تمام سوره مدنی دانسته شده است.

سورهٔ ماعون چندمین سورهٔ نازل‌شده است؟

در یکی از جدول‌های رایج سنتی، سورهٔ ماعون هفدهمین سورهٔ نازل‌شده است. این عدد تاریخی قطعی نیست و بر یک سنت ترتیب نزول استوار است.

چرا آیات ۴ تا ۷ را مدنی دانسته‌اند؟

زیرا این آیات نمازگزاران ریاکار را نقد می‌کنند و این رفتار با توصیف منافقان مدینه در آیهٔ ۱۴۲ سوره نساء شباهت دارد. بااین‌حال، «نماز» در متون مکی نیز وجود دارد و سورهٔ ماعون از منافقان نام نمی‌برد.

آیا آیات ۴ تا ۷ به سوره افزوده شده‌اند؟

این فرضیه را رودی پارت و برخی دیگر بررسی کرده‌اند، اما شاهد نسخه‌شناختی مستقیمی برای آن وجود ندارد. ساختار و مضمون آیهٔ پایانی بیشتر از وحدت متن حمایت می‌کند.

چرا سوره در قرآن شمارهٔ ۱۰۷ است؟

ترتیب مصحف بر اساس زمان نزول تنظیم نشده است. شمارهٔ ۱۰۷ جایگاه سوره در متن قانونی قرآن است، نه جایگاه تاریخی آن.

آیا می‌توان تاریخ دقیق نزول سوره را تعیین کرد؟

خیر. «مکی آغازین» یک تاریخ‌گذاری نسبی است. برای تعیین سال دقیق، شواهد بیرونی کافی در اختیار نداریم.