«دین» در قرآن یک معنای ثابت ندارد. این واژه در ترکیب یومالدین به داوری و حسابرسی اشاره میکند؛ در عبارتهایی مانند مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ میتواند خدمت و عبادت خالصانه باشد؛ در دینِ مَلِک به قانون یا نظام فرمانروایی نزدیک میشود و در لَکُمْ دِينُکُمْ وَلِيَ دِينِ میتواند آیین، شیوهٔ پرستش یا تعلق دینی را برساند.
بنابراین، ترجمهٔ خودکار تمام موارد دین به «مذهب» همانقدر نادرست است که ترجمهٔ همهٔ آنها به «داوری». معنای دقیق باید از نحو، همنشینی واژگان، دورهٔ احتمالی متن و موضوع آیات برداشت شود.
این مسئله در تفسیر سورهٔ ماعون اهمیتی ویژه دارد. آیا يُكَذِّبُ بِالدِّينِ در آیهٔ نخست به معنای «دین را انکار میکند» است یا «داوری را دروغ میشمارد»؟ پاسخ به این پرسش، استدلال اخلاقی کل سوره را تغییر میدهد.
یادداشت روششناختی نویسنده
برای تهیهٔ این مقاله، بهجای شروع از ترجمههای فارسی، تمام صورتهای برگرفته از ریشهٔ د ـ ی ـ ن در پیکرهٔ صرفی قرآن بررسی شدند. سپس کاربردها بر اساس واژگان همراه و ساختمان جمله دستهبندی شدند؛ از جمله:
- یومالدین
- تکذیب بالدین
- أخلص له الدین
- دینکم / دینی
- دین الملک
- دَیْن
- تدایَنتم
این روش یک مزیت مهم دارد: معنای واژه از بافت واقعی آن استخراج میشود، نه از تعریفی که فرهنگنویسی چند قرن بعد ارائه کرده است.
بر اساس پیکرهٔ عربی قرآن، ریشهٔ د ـ ی ـ ن در مجموع ۱۰۱ بار و در پنج صورت صرفی ظاهر شده است:
- یک بار فعل يَدِينُ
- یک بار فعل تَدَايَنَ
- پنج بار اسم دَيْن
- ۹۲ بار اسم دِين
- دو بار صورت وصفی مَدِينِين
خود این آمار معنای واژه را تعیین نمیکند، اما نشان میدهد که با یک خانوادهٔ واژگانی چندمعنا روبهرو هستیم.
در این مقاله، دیدگاههای رقیب کنار یکدیگر قرار گرفتهاند و میان شاهد مستقیم، استنباط و فرضیهٔ ریشهشناختی تفاوت گذاشته شده است.
پاسخ کوتاه: «دین» در قرآن چه معناهایی دارد؟
کاربردهای قرآنی دین را میتوان، با مقداری همپوشانی، در چهار حوزهٔ معنایی جای داد:
حوزهٔ معنایی | نشانههای بافتی | نمونه | ترجمههای ممکن |
داوری و حسابرسی | همراهی با «روز»، تکذیب، جزا و رستاخیز | یومالدین، تکذیب بالدین | داوری، حساب، جزا |
عبادت و خدمت دینی | همراهی با اخلاص، عبادت و اختصاص به خدا | مخلصین له الدین | عبادت، پرستش، خدمت |
آیین، قانون و تعلق جمعی | ضمیر ملکی یا همراهی با شریعت و جماعت | دینکم، دینی، دین الملک | آیین، قانون، شیوه، نظام دینی |
بدهی و الزام | ساخت دَیْن و افعال مالی | تداینتم بدین | بدهی، تعهد مالی |
این طبقهبندی مطلق نیست. ممکن است در یک آیه بیش از یک حوزه فعال باشد. برای مثال، «دین خدا» میتواند هم به عبادت متعلق به خدا اشاره کند و هم به نظام دینی منسوب به او.
«دَیْن» و «دِین» را نباید یکی گرفت
در خط عربی بدون حرکتگذاری، دَيْن و دِين بسیار شبیهاند؛ اما تلفظ و کاربردشان متفاوت است:
- دَیْن به معنای بدهی و تعهد مالی؛
- دِین در حوزهٔ داوری، عبادت، آیین و قانون.
آیهٔ ۲۸۲ سورهٔ بقره، مشهور به آیهٔ دَین، میگوید:
إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَىٰ أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ
یعنی هنگامی که برای مدتی معین تعهد مالی یا بدهی ایجاد میکنید، آن را بنویسید. صورت دَیْن در آیات ارث نیز به بدهی باقیمانده از متوفی اشاره دارد.
وجود بدهی در همین خانوادهٔ واژگانی برای ریشهشناسی مهم است؛ زیرا میان «بدهکار بودن»، «تحت الزامبودن»، «پاسخگویی» و «داوری» یک شبکهٔ معنایی قابل تصور است. فرد بدهکار باید آنچه بر عهده دارد ادا کند؛ فرد مورد داوری نیز برای اعمال خود پاسخگوست.
اما این ارتباط مفهومی بهتنهایی ثابت نمیکند که تمام معانی دین در عربی از معنای بدهی مشتق شدهاند. واژهای میتواند تحت تأثیر چند زبان، چند کاربرد همزمان یا حتی همآوایی دو واژهٔ مستقل شکل گرفته باشد.
دین به معنای داوری و حسابرسی
روشنترین کاربرد دین در معنای داوری، ترکیب یومالدین است. این ترکیب در فاتحه و چندین سورهٔ دیگر دیده میشود:
- مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ؛ صاحب روز داوری
- وَإِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلَىٰ يَوْمِ الدِّينِ
- وَقَالُوا يَا وَيْلَنَا هَذَا يَوْمُ الدِّينِ
- وَالَّذِينَ يُصَدِّقُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ
- وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ
در این عبارتها، ترجمهٔ دین به «مذهب» بیمعناست. «روز دین» در این بافت روز حساب، جزا یا داوری است.
آیا «دین» بدون «یوم» نیز میتواند داوری باشد؟
پاسخ انگار که مثبت است. سورهٔ انفطار ابتدا میگوید:
كَلَّا بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّينِ
اما چند آیه بعد همان موضوع را با عبارت یومالدین توضیح میدهد:
يَصْلَوْنَهَا يَوْمَ الدِّينِ
وَمَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الدِّينِ
در اینجا دشوار است بالدین را «به مذهب» ترجمه کنیم، درحالیکه بافت بلافاصله دربارهٔ روز داوری سخن میگوید.
همین جابهجایی در سورهٔ ذاریات دیده میشود:
وَإِنَّ الدِّينَ لَوَاقِعٌ
داوری بیتردید واقع خواهد شد.
چند آیه بعد مخالفان میپرسند:
أَيَّانَ يَوْمُ الدِّينِ
روز داوری چه زمانی است؟
این دو نمونه نشان میدهند که دین و یومالدین دستکم در بعضی متون آخرتشناختی میتوانند به یک واقعیت اشاره کنند.
معنای «دین» در سوره ماعون
سورهٔ ماعون میپرسد:
أَرَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ
پاره ای از ترجمههای رایج فارسی چنین است: «آیا کسی را که دین را تکذیب میکند دیدهای؟» اما گمان می رود میکند که دین در این آیه باید «داوری» فهمیده شود.
دلیل اصلی، همانندی با کاربردهای زیر است:
- سوره تین، آیه ۷: فَمَا يُكَذِّبُكَ بَعْدُ بِالدِّينِ
- سوره مطففین، آیه ۱۱: الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ
- سوره انفطار، آیه ۹: بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّينِ
- سوره مدثر، آیه ۴۶: وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ
فعل کَذَّبَ هم با دین و هم با یومالدین به کار رفته است. در این مجموعه، «دروغشمردن داوری» ترجمهای منسجمتر از «دروغشمردن مذهب» به نظر میرسد.
این ترجمه با ادامهٔ سوره نیز ارتباط روشنی دارد. کسی که داوری و پاسخگویی نهایی را انکار میکند، یتیم را با خشونت میراند و دیگران را به خوراکدادن به مسکین تشویق نمیکند. متن میان انتظار حسابرسی و رفتار اجتماعی پیوند برقرار میکند.
شرح کامل این استدلال در مقالهٔ تفسیر تاریخی سوره ماعون آمده است.
آیا «عبادت» میتواند در آیهٔ ماعون مناسب باشد؟
پژوهش جدیدتر محسن گودرزی نشان میدهد که دین در بسیاری از آیات قرآن ممکن است به «خدمت» یا «عبادت» اشاره کند، نه به «مذهب» به معنای امروزی. آیا میتوان آیهٔ ماعون را نیز «کسی که عبادت را تکذیب میکند» ترجمه کرد؟
این احتمال از نظر لغوی کاملاً ناممکن نیست، اما بافت مقایسهای به سود «داوری» سنگینتر است. عبارت تکذیب بالدین در سورههایی مانند انفطار با یومالدین توضیح داده میشود و سورهٔ ماعون نیز انکار را با رفتار اخلاقی و پاسخگویی مرتبط میکند.
بنابراین، «داوری» برای آیهٔ ۱سوره ماعون همچنان محتملترین ترجمه است؛ حتی اگر بپذیریم که دین در بسیاری از آیات دیگر به عبادت و خدمت دینی نزدیکتر است.
دین به معنای عبادت و خدمت
ترجمهٔ دین به «مذهب» در عبارتی مانند مخلصین له الدین ممکن است بخشی از معنای بافت را پنهان کند. این ترکیب بارها در کنار فعلهای مربوط به عبادت و دعا آمده است:
فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصًا لَهُ الدِّينَ
اگر آیه را «خدا را عبادت کن، درحالیکه مذهب را برای او خالص میکنی» ترجمه کنیم، فارسی ناآشنا میشود. ترجمهٔ طبیعیتر میتواند چنین باشد:
خدا را عبادت کن و پرستش یا خدمت دینی خود را به تنهایی به او اختصاص بده.
نمونههای مشابه عبارتاند از:
- أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ
- فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ
- وَلَهُ الدِّينُ وَاصِبًا
- لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ
محسن گودرزی در پژوهشهای سال ۲۰۲۳ پیشنهاد کرده است که معنای «عبادت/خدمت» در قرآن بسیار گستردهتر از آن چیزی است که ترجمههای جدید نشان میدهند. در این خوانش، دین لزوماً نام یک منظومهٔ انتزاعی از باورها نیست؛ میتواند عملی باشد که انسان در مقام خدمت و بندگی به معبود خود عرضه میکند. مقالهٔ گودرزی دربارهٔ ابعاد آیینی دین
این تفسیر بهویژه در آیات مربوط به اخلاص سودمند است. «خالصکردن دین برای خدا» یعنی مناسک، دعا، قربانی و خدمت دینی را فقط به یک خدا اختصاصدادن. مسئله بیش از آنکه عضویت رسمی در یک «دین» باشد، انحصار در پرستش است.
آیا اسلام در قرآن نام یک دین است؟
این پرسش با معنای دین ارتباط مستقیم دارد. سه عبارت مشهور چنیناند:
- إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ
- وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا
- وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا
ترجمهٔ رایج این آیات فرض میگیرد «اسلام» نام یک دین مشخص و دین نیز معادل «religion» است. اما گودرزی پیشنهاد میکند که اسلام در این بافتها ممکن است «پرستش انحصاری خدای یگانه» و دین نیز «خدمت و عبادت» باشد.
در این صورت، عبارت نخست بهجای «دین نزد خدا اسلام است» معنایی نزدیک به این خواهد داشت:
خدمت دینی پذیرفته نزد خدا، پرستش انحصاری اوست.
این بازخوانی هنوز دیدگاهی اختلافی است و نباید جای ترجمهٔ سنتی را بهعنوان حقیقت قطعی بگیرد. اهمیت آن در نشاندادن یک مشکل روششناختی است: ممکن است خوانندهٔ امروزی مفاهیم متأخر «ادیان جهانی» و «هویتهای مذهبی سازمانیافته» را بر واژگان قرن هفتم تحمیل کند.
دین به معنای قانون، شیوه و نظم اجتماعی
بعضی کاربردهای دین را نمیتوان بهسادگی داوری یا عبادت ترجمه کرد. نمونهٔ روشن آن داستان یوسف است:
مَا كَانَ لِيَأْخُذَ أَخَاهُ فِي دِينِ الْمَلِكِ
ترجمهٔ «او نمیتوانست برادرش را در مذهب پادشاه بازداشت کند» نامناسب است. دین الملک در این بافت، قانون، نظم حقوقی یا شیوهٔ حکمرانی پادشاه است.
کاربردهای دارای ضمیر ملکی نیز معمولاً بر تعلق، شیوه یا نظامی جمعی دلالت میکنند:
- دینکم: آیین یا شیوهٔ دینی شما؛
- دینهم: آیین یا نظام آنان؛
- دینی: شیوهٔ پرستش یا آیین من؛
- دین الله: عبادت، فرمان یا نظام منسوب به خدا.
آیهٔ لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ نیز با همین مسئله روبهروست. ترجمهٔ «در دین اکراه نیست» لزوماً روشن نمیکند که آیا منظور ایمان درونی، ورود به جامعهٔ دینی، عمل عبادی یا تبعیت از نظام دینی است. برای تعیین دقیقتر باید بافت سیاسی، حقوقی و تفسیری آیه جداگانه بررسی شود.
«لکم دینکم ولی دین»: مذهب شما یا عبادت شما؟
پایان سورهٔ کافرون میگوید:
لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ
ترجمهٔ مشهور «دین شما برای شما و دین من برای من» از نظر فارسی بی چون و چرا قابل فهم است. بااینحال، اگر دین در محیط قرآنی معنای عبادت و خدمت نیز داشته باشد، ترجمهٔ دیگری ممکن میشود:
شیوهٔ پرستش شما برای خودتان و شیوهٔ پرستش من برای من.
این ترجمه با محتوای سوره تناسب دارد؛ زیرا آیات پیشین نه دربارهٔ فهرستی از اعتقادات، بلکه دربارهٔ این سخن میگویند که هر طرف چه کسی یا چه چیزی را عبادت میکند:
من آنچه را شما میپرستید نمیپرستم.
ازاینرو، سورهٔ کافرون شاهد مهمی است که نشان میدهد «آیین»، «پرستش» و «هویت دینی» در واژهٔ دین کاملاً از هم جدا نیستند.
ریشهٔ سامی: از حکم تا داوری
عربی تنها زبان سامی دارای صورتهایی از ریشهٔ د ـ ی ـ ن نیست. واژگان همخانواده یا مشابه در زبانهای سامی دیگر نیز در حوزهٔ حکم، قانون و داوری دیده میشوند. آرامی dīnā از مهمترین نمونههاست و در کاربردهای یهودی و سریانی میتواند به حکم و بهخصوص داوری نهایی اشاره کند.
میتوان بر همین زمینه تکیه میکند و پیشنهاد میدهد که دین در نخستین کاربردهای قرآنی خود، تحت تأثیر محیط آرامی و سریانی، معنایی آخرتشناختی داشته است. سورههای تین و ماعون از نخستین موارد احتمالی این کاربرد شمرده میشوند.
این فرضیه از نظر معنایی با موارد زیر سازگار است:
- یومالدین
- تکذیب بالدین
- الدین لواقع
- مدینون، یعنی کسانی که مورد حساب یا جزا قرار میگیرند.
بااینحال، وجود خویشاوندان سامی لزوماً به معنای وامگیری مستقیم از یک زبان مشخص نیست. ممکن است واژه بخشی از میراث مشترک سامی بوده باشد یا در چند مرحله تحت تأثیر زبانهای همسایه قرار گرفته باشد.
ریشهٔ ایرانی: از daēnā تا dēn
مسیر احتمالی دوم به زبانهای ایرانی مربوط است. در اوستایی، daēnā حوزهای از معانی مانند بینش، وجدان، خودِ درونی و هویت روحانی دارد. در فارسی میانه، صورت dēn در معنای وجدان، بینش دینی و دین زرتشتی به کار میرود.
مدخل DĒN در دانشنامهٔ ایرانیکا تأکید میکند که این واژه فقط معادل سادهٔ «مذهب» نیست. معانی آن از بینش و وجدان فردی تا حکمت الهی، آموزه و دین مزداپرستی امتداد دارد.
آرتور جفری و شماری از پژوهشگران پس از او احتمال دادهاند که کاربرد عربی دین در معنای «آیین یا دین» با فارسی میانهٔ dēn ارتباط داشته باشد. در این مدل، دو شبکهٔ تاریخی در عربی به یکدیگر نزدیک شدهاند:
حوزهٔ سامی: حکم، بدهی، الزام، داوری
حوزهٔ ایرانی: بینش دینی، وجدان، آیین، دین
ممکن است شباهت آوایی این دو شبکه به همگرایی معنایی آنها در عربی کمک کرده باشد. اما اثبات مسیر دقیق انتقال دشوار است. واژهها شناسنامهای ندارند که زمان و محل عبور خود را ثبت کرده باشند؛ بازسازی آنها بر پایهٔ تطبیق صورت، معنا و تاریخ تماس زبانها انجام میشود.
آیا «دین» دو واژهٔ متفاوت بوده است؟
یکی از راههای توضیح چندمعنایی دین این است که با دو واژهٔ همآوا روبهرو باشیم:
- واژهای سامی در حوزهٔ بدهی، حکم و داوری؛
- واژهای ایرانی در حوزهٔ آیین و هویت دینی.
این مدل برخی تفاوتهای معنایی را خوب توضیح میدهد، اما مسئله را کاملاً حل نمیکند. حوزههای «الزام»، «فرمانبرداری»، «خدمت»، «داوری» و «آیین» از نظر مفهومی به یکدیگر نزدیکاند و میتوانند حتی بدون دو منشأ مستقل نیز از یکدیگر پدید آیند.
هریس بیرکلاند کوشیده بود تحول معنا را بیشتر درون زبان عربی توضیح دهد. این بازسازی را چندان قانعکننده نیست؛ اما پژوهش جدید گودرزی دربارهٔ معنای «خدمت و عبادت» نشان میدهد که مسیرهای درونعربی را نمیتوان بهسادگی کنار گذاشت.
نتیجهٔ محتاطانه این است که منشأ تاریخی دین احتمالاً حاصل تعامل چند عامل بوده است:
- میراث سامی ریشه؛
- کاربردهای عربی مربوط به بدهی و الزام؛
- زبان دینی آرامی و سریانی؛
- تماس با مفاهیم ایرانی dēn؛
- تحول معنایی در خود گفتمان قرآن.
شعر امیة بن ابیالصلت چه چیزی را ثابت میکند؟
با توجه به شعری منسوب به امیة بن ابیالصلت میتوان گفت که گویا دین را در معنای آیین یا دین به کار میبرد. اگر شعر به راستی پیشاقرآنی باشد، نتیجه مهم است: معنای «آیین» پیش از سورههای مدنی در عربی شناخته شده بود و نمیتوان آن را نوآوری دیرهنگام قرآن دانست.
اما اصالت اشعار منسوب به امیه مسئلهای ساده نیست. دیوان مستقلی از زمان او باقی نمانده و اشعارش در منابع تفسیری، تاریخی و لغویِ متأخر نقل شدهاند. بعضی قطعات احتمالاً کهناند و برخی دیگر ممکن است تحت تأثیر زبان قرآن یا تفسیر اسلامی بازسازی شده باشند.
نیکولای زینای در پژوهش خود دربارهٔ اشعار امیه نشان میدهد که اعتبار هر قطعه باید جداگانه و بر اساس وزن، زبان، ساختار و میزان وابستگی آن به قرآن سنجیده شود. وجود چند قطعهٔ شاید اصیل، اعتبار تمام اشعار منسوب به او را اثبات نمیکند. پژوهش زینای دربارهٔ شعر دینی امیه
بنابراین، شعر امیه شاهدی ارزشمند اما غیرقطعی است. این شاهد میتواند فرضیهٔ وجود معنای «آیین» در عربی پیشاقرآنی را تقویت کند، ولی نباید بهتنهایی بار یک نظریهٔ کامل ریشهشناختی را تحمل کند.
آیا معنای «دین» در طول قرآن تغییر کرده است؟
میشود یک الگوی زمانی پیشنهاد کرد:
- در سورههای آغازین مکه، دین بیشتر داوری و حسابرسی است؛
- در متون بعدی، معنای عبادت، آیین و نظام دینی برجستهتر میشود؛
- در دورهٔ مدینه، واژه میتواند به تعلق جمعی و نظم دینی جامعه نیز اشاره کند.
این الگو بهطور کلی معقول است، اما نباید بیش از اندازه منظم تصور شود. کاربردهای گوناگون میتوانستهاند همزمان وجود داشته باشند. شعر منسوب به امیه نیز، در صورت اصالت، نشان میدهد که معنای آیین شاید پیش از قرآن حاضر بوده است.
بهتر است بهجای یک جایگزینی کامل، از گسترش و بازآرایی میدان معنایی سخن بگوییم:
داوری و الزام
↓
پاسخگویی و خدمت
↓
عبادت و اطاعت
↓
آیین، قانون و تعلق جمعی
این نمودار تاریخ قطعی واژه نیست؛ فقط روابط مفهومی میان کاربردهای آن را نشان میدهد.
چرا ترجمهٔ «religion» همیشه دقیق نیست؟
واژهٔ مدرن «religion» یا «مذهب» بیشتر مجموعهای از باورها، مناسک، نهادها، متون و هویت جمعی را تداعی میکند. این مفهوم تا حدی محصول تاریخ جدید اروپا و دستهبندی ادیان جهانی است.
اما دین در قرآن ممکن است در یک آیه به عمل پرستش، در آیهای دیگر به داوری اخروی و در جایی به قانون فرمانروا اشاره کند. ترجمهٔ همیشگی آن به religion این تفاوتها را هموار میکند و خواننده را به این تصور میرساند که قرآن در همهجا از همان مفهوم انتزاعی و مدرن «دین» سخن میگوید.
ترجمهٔ خوب ناچار یک معادل ثابت برای هر واژه انتخاب نمیکند. وفاداری به متن گاه مستلزم آن است که یک واژه در بافتهای مختلف متفاوت ترجمه شود.
چهار خطای رایج در بررسی ریشهٔ «دین»
۱. تعیین معنای باستانی از فارسی امروز
اینکه ما امروز «دین» را به معنای مذهب میفهمیم، ثابت نمیکند مخاطب سورهٔ ماعون نیز همین معنا را دریافت میکرده است.
۲. تعیین معنا فقط از ریشهشناسی
حتی اگر واژهای از زبان دیگری وارد شده باشد، معنای آن در زبان مقصد میتواند تغییر کند. کاربرد واقعی در جمله از منشأ تاریخی مهمتر است.
۳. فرض یک معنای ثابت برای تمام ۹۲ مورد
ترکیبهایی مانند یومالدین، دین الملک و مخلصین له الدین نقشهای متفاوتی دارند و نباید با یک معادل مکانیکی ترجمه شوند.
۴. تبدیل یک فرضیهٔ تاریخی به واقعیت قطعی
ارتباط با آرامی و فارسی میانه محتمل است، اما مسیر دقیق انتقال، زمان آن و سهم تحول درونعربی همچنان محل بحثاند.
جمعبندی: دین یک واژه و چند جهان معنایی
پرسش «معنای دین در قرآن چیست؟» یک پاسخ یککلمهای ندارد. شواهد پیکرهای حداقل چهار حوزهٔ مرتبط را نشان میدهند:
- داوری و حسابرسی: بهویژه در یومالدین و تکذیب بالدین؛
- عبادت و خدمت: در عبارتهای مربوط به اخلاص و اختصاص پرستش به خدا؛
- آیین، قانون و تعلق: در دینکم، دینی و دین الملک؛
- بدهی و الزام: در صورت متمایز دَیْن.
در سورهٔ ماعون، «داوری» محتملترین ترجمه است؛ زیرا تکذیب بالدین با تکذیب بیومالدین در دیگر سورهها همپوشانی دارد. در سورهٔ کافرون، «آیین» یا «شیوهٔ پرستش» طبیعیتر است. در عبارت مخلصین له الدین، «عبادت و خدمت خالصانه» بخش مهمی از معنا را بهتر حفظ میکند.
از نظر تاریخی نیز نباید میان ریشهٔ آرامی و فارسی میانه یکی را با اطمینان کامل انتخاب کرد. احتمالاً میدان معنایی قرآن محصول همگرایی میراث سامی، زبان دینی اواخر دوران باستان، تماس ایرانی و تحول داخلی عربی است.
این پیچیدگی ضعف زبان قرآن نیست؛ ویژگی طبیعی زبان تاریخی است. واژهها ظروفی ثابت نیستند. همراه با جوامعی که آنها را به کار میبرند، معناهای تازه میگیرند و گاهی چند تاریخ متفاوت را در یک صورت کوتاه حمل میکنند.


