«بت» در ترجمههای فارسی قرآن، اغلب چند شیء متفاوت را زیر یک نام گرد میآورد، اما صَنَم/اصنام، نُصُب/انصاب و وَثَن/اوثان هممعنای کامل نیستند:
- صَنَم از نظر معنایی به تصویر، پیکره یا تندیس نزدیکتر است؛ بااینحال، قرآن «اصنام» را تنها در داستانهای ابراهیم و موسی به کار میبرد، نه برای اشیای آیینی مخاطبان بیواسطهٔ خود.
- نُصُب و انصاب به چیزی برپا یا نصبشده اشاره دارند. در کتیبهها، این واژه میتواند سنگ یادبود، سنگ گورسپاری، سنگ مقدس یا جای قربانی باشد. نزدیکترین همسنج کاربرد قرآنی ــ قربانی بر نُصُب ــ در نوشتههای صفایی دیده میشود که سنگ nṣb را در کنار فعل قربانیکردن، ḏbḥ، قرار میدهند.
- وَثَن/اوثان در کتیبههای عربستان جنوبی باستان به شکل wtn ثبت شده است. بسیاری از این سنگها مرزیاند، اما شماری به فرمان خدا برپا میشوند، به خدا پیشکش میگردند و جای قربانی یا فالگیری با خون حیواناند. این کارکرد آیینی با «اوثان» قرآنی همپوشانی نزدیکی دارد.
ازاینرو، تصویر تاریخیِ پذیرفتنیتر از «بت» در بخش مهمی از عربستان، نه همیشه پیکرهای انسانوار با چهره و اندام، بلکه سنگی بیشمایل، نشانی مقدس، یادمان حضور خدا یا کانون انجام قربانی بوده است. دادهها وجود همهٔ گونههای پیکرهای را رد نمیکنند؛ اما نشان میدهند تصویر رایج از عربستانی آکنده از تندیسهای انسانوار، برای همهٔ مناطق و دورهها بیش از اندازه ساده است.
سکوت نسبی قرآن دربارهٔ پیکرههای مادی نیز بهتنهایی ثابت نمیکند که مخاطبان آن یکسره یکتاپرست یا بیبهره از حافظهٔ چندخدایی بودهاند. کتیبهها از گذاری ناهمزمان خبر میدهند: جنوب عربستان از اواخر سدهٔ چهارم میلادی دینی رسمی و یکتاپرستانه داشت و شمال نیز زیر تأثیر مسیحیشدن قرار گرفته بود، اما واژهها و برخی کردارهای آیینیِ کهن میتوانستند دیرتر از خود نظام چندخدایی دوام بیاورند.
مسئلهٔ اصلی: یک واژهٔ فارسی برای چند شیء متفاوت
خوانندهٔ امروز با شنیدن «بت» بیشتر پیکرهای را تصور میکند که به شکل انسان یا حیوان ساخته شده و خودْ نمایندهٔ یک خداست. این تصویر در برخی فرهنگها و دورهها درست است، اما نمیتوان آن را بیبررسی به سراسر عربستان پیش از اسلام گسترش داد.
در بررسی دین مادی، دستکم پنج چیز باید از هم جدا شوند:
- خدا: موجود فراطبیعی که نیایش یا درخواست رو به اوست.
- پیکرهٔ خدا: تصویر انسانوار یا جانوروار که خدا را مجسم میکند.
- هدیهٔ پیکرهای: تندیس انسان یا حیوان که به خدا پیشکش میشود، بیآنکه تصویر خود خدا باشد.
- سنگ مقدس یا بیتیل: سنگی بیشتر بیشمایل که حضور، پاسداری یا رابطه با خدا را نشان میدهد.
- قربانگاه یا یادمان: سازهای که برای ذبح، نذر، یادبود مرده یا نشانهگذاری مرز برپا شده است.
یک شیء میتواند بیش از یک کارکرد داشته باشد. سنگ مرزی ممکن است به فرمان خدا نصب شود؛ یادمانی مربوط به گورسپاری ممکن است جنبهٔ آیینی پیدا کند؛ و سنگ مقدس میتواند کنار جای قربانی قرار گیرد. ازاینرو، ترجمهٔ همهٔ این اشیا به «بت» بخشی از تفاوتهای واقعی را پنهان میکند.
برای دیدن جای این واژگان در تصویر بزرگتر ادیان عربستان، مقالهٔ خدایان و جهان دینی پیش از قرآن را ببینید.
نقشهٔ واژگانی قرآن
پیش از مراجعه به کتیبهها، باید دید خود قرآن هر واژه را کجا و برای چه کسی به کار میبرد.
واژه | موارد اصلی قرآنی | زمینه | نزدیکترین معنای مادی | نکتهٔ روشی |
صَنَم، جمع: اصنام | سورهٔ انعام، آیهٔ ۷۴؛ سورهٔ ابراهیم، آیهٔ ۳۵؛ سورهٔ انبیاء، آیهٔ ۵۷؛ سورهٔ شعراء، آیهٔ ۷۱؛ سورهٔ اعراف، آیهٔ ۱۳۸ | چهار مورد در داستان ابراهیم و یک مورد در داستان موسی | تصویر، تندیس یا پیکره | برای آیین مخاطبان بیواسطهٔ قرآن به کار نرفته است |
وَثَن، جمع: اوثان | سورهٔ حج، آیهٔ ۳۰؛ سورهٔ عنکبوت، آیات ۱۷ و ۲۵ | یک مورد در احکام و قربانی؛ دو مورد در داستان ابراهیم | سنگ یا نشان مقدس مرتبط با خدا و قربانی | همسنج کتیبهای بیواسطه در جنوب عربستان دارد |
نُصُب، جمع: انصاب | سورهٔ مائده، آیات ۳ و ۹۰؛ شاید سورهٔ معارج، آیهٔ ۴۳ | گوشت قربانیشده، فهرست کارهای ممنوع و کاربردی مبهم | سنگ برپا، قربانگاه، سنگ مقدس یا نشانه | یک ریشه، اما چند کارکرد؛ بافت هر آیه راهنماست |
طاغوت | سورهٔ بقره، آیهٔ ۲۵۶؛ سورهٔ نساء، آیات ۵۱، ۶۰ و ۷۶؛ سورهٔ مائده، آیهٔ ۶۰؛ سورهٔ نحل، آیهٔ ۳۶؛ سورهٔ زمر، آیهٔ ۱۷ | زبان جدلی دربارهٔ قدرت یا معبود باطل | همیشه نام یک شیء نیست | برچسبی ارزشگذارانه است، نه ردهبندی باستانشناختی |
این پراکندگی یک نکتهٔ مهم را نشان میدهد: قرآن در جدل با مخالفانش بیشتر از «خدا/خدایان» ــ اله و آلهه ــ سخن میگوید، نه از پیکره. برای نمونه، از «خدایی دیگر»، «خدایی همراه الله» یا «خدایی غیر از الله» یاد میکند. حتی پنج نام یادشده در سورهٔ نوح «خدایان شما» خوانده میشوند، نه اصنام؛ این اشاره در سورهٔ نوح، آیهٔ ۲۳ آمده است.
این نکته دو برداشت رقیب دارد. شاید پیکرهٔ انسانوار در محیط بیواسطهٔ قرآن کماهمیت بوده است؛ یا شاید هدف جدلی متن، الاهیات و میانجیگری خدایان بوده و گونهٔ جسم مادی برایش اهمیت نداشته است. کتیبهها به ما کمک میکنند برداشت نخست را جدی بگیریم، اما برداشت دوم را کنار نمیگذارند.
اصنام: آیا صَنَم همیشه پیکرهٔ یک خداست؟
دامنهٔ معنایی صَنَم
«صنم» با واژههایی از ریشهٔ ṣlm در دیگر زبانهای سامی همخانواده دانسته شده است. دامنهٔ معنایی این خانواده «تصویر»، «همانند»، «پیکره» و «مجسمه» را دربرمیگیرد و به انسان، حیوان یا خدا محدود نیست (Scagliarini ۲۰۰۷).
نمونهٔ مشهور تندیس دوزبانهٔ تل فخریه این نکته را روشن میکند. تندیس هماندازهٔ طبیعیِ حَدَدیثعی، فرمانروای دستنشاندهٔ آشوری، در بخش آرامی کتیبهٔ خود ṣlm و در بخش اکدی ṣalmu نامیده میشود. این شیء پیکرهٔ یک انسان است، نه پیکرهٔ خدا (Greenfield and Shaffer ۱۹۸۳؛ Abou-Assaf ۱۹۸۲).
در نوشتههای نبطی و دادانی نیز صورتهای نزدیک به ṣlm برای تندیسهایی دیده میشوند که به خدا پیشکش شدهاند، نه همیشه تندیس خود خدا. این تفاوت ظریف، اما تعیینکننده است. اگر شخصی پیکرهٔ خود یا عضوی از خانواده را برای سپاس از بهبود بیماری به معبد پیشکش کند، شیء کارکرد دینی دارد؛ ولی از این واقعیت نمیتوان نتیجه گرفت که پرستشکننده پیکره را خودِ خدا میدانسته است.
تندیسهای نذری عربستان جنوبی
کتیبههای عربستان جنوبی صدها اشاره به تندیسهای نذری دارند. چنین اشیایی پس از پیروزی نظامی، بهبود از بیماری یا برآوردهشدن درخواست به خدا هدیه میشدند. در نمونهٔ YM ۲۳۲۱۲، مردی به نام Dhrm تندیسی برنزی با روکش یا آرایهٔ طلایی را به خدای عَمّ پیشکش میکند و برای رهایی فرزندش از بیماری سپاس میگوید.
اما بررسی شمایلنگاری نشان نمیدهد این تندیس و نمونههای همانند همیشه خدایان را در هیئت انسانی تصویر کرده باشند. آنتونینی و آگوستینی دربارهٔ دو تندیس برنزی یمن تأکید کردهاند که پیکرههای مرد و زن ممکن است نذری باشند، بیآنکه بازنمایی خدا به شمار روند (Antonini and Agostini ۲۰۱۳). آنتونینی همچنین نشان میدهد که دین جنوب عربستان از نمادهای پیچیده و صورتهای غیرشخصی بهره میبرد و وجود پیکرهٔ انسانی را نباید خودبهخود با «پیکرهٔ خدا» یکی دانست (Antonini ۲۰۱۲).
کاربرد محدود اصنام در قرآن
قرآن «اصنام» را پنج بار به کار میبرد:
- ابراهیم و پدرش آزر: سورهٔ انعام، آیهٔ ۷۴؛
- دعای ابراهیم برای دورماندن از پرستش اصنام: سورهٔ ابراهیم، آیهٔ ۳۵؛
- تصمیم ابراهیم به مقابله با اصنام: سورهٔ انبیاء، آیهٔ ۵۷؛
- پاسخ قوم ابراهیم دربارهٔ عبادت اصنام: سورهٔ شعراء، آیهٔ ۷۱؛
- درخواست بنیاسرائیل از موسی برای داشتن خدایی مانند اصنام قومی دیگر: سورهٔ اعراف، آیهٔ ۱۳۸.
هر پنج کاربرد در گذشتهٔ رواییِ مرتبط با ابراهیم یا موسی جای دارند. قرآن این واژه را برای لات، عُزّی، مَنات یا دیگر خدایان منسوب به مخالفان همزمانش به کار نمیبرد. این الگو میتواند نشانهٔ آن باشد که «صنم» در ذهن متن با پیکرههای داستانهای کهن پیوند نیرومندتری داشته است.
ولی باید از استدلال بر پایهٔ سکوت پرهیز کرد. از نبود واژهٔ «صنم» در جدلهای همزمان با قرآن نمیتوان نتیجه گرفت که هیچ تصویر یا تندیسی وجود نداشته است. دادههای نبطی نیز یکدست نیستند: دین نبطی بیشتر گرایشی بیشمایل داشت، اما در مناطقی با تماس هلنیستی، خدایان گاه صورت انسانوار گرفتند (Healey ۲۰۰۱, ۱۸۵). برآیند قابل دفاع این است: شواهد موجود از چیرگی پیکرههای انسانوارِ خدا در سراسر حجاز پشتیبانی نمیکنند؛ نه اینکه وجود هر گونه پیکره را ناممکن بدانند.
نُصُب و انصاب: سنگ برپا، یادمان یا قربانگاه؟
معنای پایه: چیزی که برپا میشود
ریشهٔ n-ṣ-b معنای نصبکردن، ایستاندن یا برپاکردن دارد. ازاینرو، nṣb پیش از آنکه نام گونهای ثابت باشد، میتواند به هر سنگ یا بنای برپاشده اشاره کند. همخانوادهٔ عبری آن، maṣṣēbāh، هم برای ستون آیینی یعقوب در بیتئیل و هم برای یادمان ابشالوم به کار رفته است. همین گوناگونی نشان میدهد «سنگ برپا» میتواند دینی، مربوط به گورسپاری، یادمانی یا مرزی باشد.
در سورهٔ مائده، آیهٔ ۳ خوردن حیوانی که «بر نُصُب» ذبح شده، ممنوع میشود. سورهٔ مائده، آیهٔ ۹۰ «انصاب» را در کنار شراب، قمار و تیرهای قرعه از کارهای پلید میشمارد. کاربرد سورهٔ معارج، آیهٔ ۴۳ مبهمتر است و nuṣub در آن میتواند نشانه یا مقصدی باشد که مردم شتابان به سویش میروند. پس حتی در خود قرآن نیز نمیتوان یک ترجمهٔ ثابت را برای همهٔ این صورتها بیچونوچرا پذیرفت.
سنگهای گورسپاری جنوب عربستان
از یمن باستان مجموعهٔ بزرگی از سنگهای nṣb بر جای مانده است. بسیاری از آنها قطعههای مستطیلشکل سنگ یا مرمرند، نقشبرجستهٔ شخص درگذشته را دارند و کتیبهٔ کوتاهشان میگوید «نُصُبِ فلانی». اینها بیشتر سنگ یادمان یا نشان گورسپاریاند. گواهی نداریم که همهٔ آنها جای قربانی بوده باشند.
این نکته جلوی یک خطای رایج را میگیرد: هر بار که ریشهٔ nṣb در کتیبه دیده میشود، نمیتوان آن را شاهد بتپرستی یا قربانی دانست. نخست باید نوع محوطه، همراهی با فعلهای آیینی، نام خدا و شکل خود شیء بررسی شود.
کاربرد نبطی: از آرامگاه تا بیتیل
در چند نوشتهٔ نبطی حجاز، nṣb به یادمان گورسپاری اشاره دارد. در پترا، همین واژه برای سنگهای برپا یا «بیتیل»هایی نیز به کار میرود که خدایان را به شیوهای بیشمایل نمایندگی میکردند (Al-Theeb ۲۰۱۰؛ Healey ۲۰۰۱, ۱۵۶).
بیتیل بیشتر سنگی ساده یا هندسی است، نه چهره و بدن یک خدا. ارزش آن از شباهت تصویری نمیآید؛ از جایگرفتن در فضای مقدس، پیشکششدن به خدا و اجرای آیین پیرامون آن برمیخیزد. به همین دلیل، ترجمهٔ بیتیل به «بت» تنها هنگامی سودمند است که خواننده بداند با پیکرهای انسانوار روبهرو نیست.
شاهد صفایی: نُصُب در کنار قربانی
نیرومندترین همسنج برای سورهٔ مائده، آیهٔ ۳ در نوشتههای صفایی دیده میشود. احمد الجلاد نمونههایی را بررسی کرده که در آنها سنگ nṣb بهروشنی در کنار ḏbḥ، یعنی ذبح یا قربانی حیوان، آمده است (Al-Jallad ۲۰۲۲, ۲۸). این همراهی همان رابطهای را نشان میدهد که عبارت قرآنیِ «آنچه بر نُصُب ذبح شده» در نظر دارد.
در این محیط، سنگ آیینی میتوانست یادمان رابطهٔ فرد با خدا باشد: درخواست امنیت، سپاس برای یاری یا نشانهٔ انجام آیین. ازاینرو، «قربانی روی بت» اگر تصویر پیکرهای با دهان و دست را به ذهن بیاورد، گمراهکننده است. بیان دقیقتر میتواند چنین باشد: ذبح در کنار یا بر سنگ مقدسِ برپاشده برای خدا.
درجهٔ اطمینان این تطبیق بالاست، زیرا تنها با شباهت واژه روبهرو نیستیم؛ واژه و فعل قربانی در هر دو بافت کنار هم آمدهاند. بااینحال، نوشتههای صفایی همیشه شرح بیواسطهٔ آیین همان گروهی نیستند که قرآن خطابشان میکند. آنها نزدیکترین همسنج منطقهایاند، نه سندی برای یکسانبودن کامل دو جامعه.
اوثان: سنگهای wtn در جنوب عربستان
چرا وَثَن پروندهٔ ویژهای است؟
واژهٔ wathan در سنجش با «صنم» دامنهٔ زبانی محدودتری دارد. صورتهای همخانوادهٔ آن در عربستان جنوبی باستان، عربی و گعز کلاسیک دیده میشوند؛ این دیدگاه نیز مطرح شده است که صورت گعزی از عربی وام گرفته باشد (Leslau ۱۹۸۷, ۶۲۲). از یمن پیش از اسلام دهها سنگ با عنوان wtn شناخته شده است.
بیشتر این سنگها گویا برای نشانهگذاری مرز ملک شخصی یا قلمرو قبیله برپا شدهاند. این واقعیت بار دیگر نشان میدهد که نام شیء بهتنهایی کارکرد دینی آن را روشن نمیکند. بااینحال، چند متن بهروشنی wtn را وارد فضای دینی میکنند:
- سنگ به یک خدا، از جمله المقه، پیشکش میشود؛
- خدا از راه پیشگویی فرمان نصب آن را میدهد؛
- نصبکننده برای سلامت، رفاه، محصول یا دام خود درخواست پشتیبانی میکند؛
- کنار سنگ حیوان قربانی میشود؛
- جریان خون قربانی برای دریافت نشانهٔ پیشگویی تفسیر میشود.
کتیبهٔ CIH ۳۹۲: پیمان قربانی سالانه
در CIH ۳۹۲، شخصی به نام Rbbm یک wtn را به فرمان المقه پیشکش میکند تا محصولات و دامهایش در امان بمانند. او پیمان میبندد که هر سال حیوان نر یا مادهای بیعیب برای آن قربانی کند. این متن چند بخش یک آیین را یکجا نگه داشته است: فرمان خدا، نصب شیء، درخواست پاسداری، پیمان تکرارشونده و قربانی حیوان.
اهمیت این نمونه در آن است که wtn را نمیتوان تنها «پیکرهٔ خدا» یا «سنگ مرزی» ترجمه کرد. شیء میانجی مادیِ یک رابطهٔ آیینی است؛ شاید مرز فضای مقدس، یادمان فرمان خدا یا کانون قربانی را مشخص کند.
کتیبهٔ CIH ۴۶۴: فالگیری از جریان خون
کتیبهای دیگر روند دریافت پیشگویی از یک wtn را با مشاهدهٔ جریان خون برهٔ قربانی توصیف میکند. بازخوانی جیسون وایمار از این متن و نمونههای همانند، پیوند سنگ، خون و پیشگویی را برجسته کرده است (Weimar ۲۰۲۱).
این داده با دو حوزهٔ قرآنی پیوند پیدا میکند: از یک سو «اوثان» در سورهٔ حج، آیهٔ ۳۰ در زمینهٔ احکام دام و پرهیز از پلیدی میآید؛ از سوی دیگر، «انصاب» در سورهٔ مائده، آیهٔ ۹۰ کنار «ازلام» یا تیرهای قرعه قرار دارد. نباید از این همنشینی نتیجه گرفت که آیین CIH ۴۶۴ درست همان کاری بوده که قرآن از آن سخن میگوید، اما مجموعهٔ شواهد نشان میدهد سنگ مقدس، قربانی و پیشگویی در فرهنگهای دینی عربستان میتوانستند بخشهایی از یک شبکهٔ آیینی باشند.
همپوشانی با اوثان قرآن
سورهٔ حج، آیهٔ ۳۰ پس از سخن از دامهای حلال، پرهیز از «پلیدی اوثان» را میخواهد. در چارچوب احکام قربانی و حج، سنگهای wtn جنوب عربستان نزدیکترین شاهد برای فهم اوثان بهعنوان اشیای ایستادهٔ مرتبط با خدا و ذبحاند.
واژهٔ «همپوشانی» از «یکسانی کامل» دقیقتر است. فاصلهٔ جغرافیایی و زمانی میان کتیبههای گوناگون و جامعهٔ قرآن باید در نظر گرفته شود. شواهد نشان میدهند این گونه شیء و این اصطلاح در فرهنگ دینی عربستان پیشینه داشت؛ اما نشان نمیدهند که هر wtn یمنی درست مانند هر «وثن» حجازی به کار میرفته است.
جدول مقایسهٔ سه واژه
ویژگی | اصنام | نُصُب/انصاب | اوثان |
هستهٔ معنایی | تصویر، پیکره، همانند | چیزی برپاشده | سنگ یا نشان ایستاده؛ گاه مرزی و گاه مقدس |
شکل محتمل | تندیس انسان یا حیوان؛ نه همیشه خدا | سنگ مستطیل، ستون، بیتیل، یادمان یا قربانگاه | سنگ مرزی، لوح پیشکشی یا کانون آیین |
کاربرد قرآنی دربارهٔ مخاطبان همزمان | دیده نمیشود | بله، در ممنوعیت قربانی و برخی کارهای آیینی | بله، در زمینهٔ احکام و قربانی |
نزدیکترین شاهد کتیبهای | نبطی، دادانی و جنوب عربستان برای تندیس نذری | صفایی برای همراهی nṣb و ḏbḥ | عربستان جنوبی برای wtn و قربانی |
نسبت با پیکرهٔ خدا | ممکن، اما در شواهد عربستان مبهم | بیشتر بیشمایل | بیشتر بیشمایل |
خطای رایج در ترجمه | هر تندیس را پیکرهٔ خدا دانستن | هر nṣb را قربانگاه یا بت دانستن | نادیدهگرفتن کارکرد مرزی و یادمانی |
درجهٔ اطمینان در تطبیق با بافت قرآنی | متوسط | بالا برای قربانی بر نُصُب | بالا برای پیوند سنگ و قربانی، نه برای یکسانی همهٔ جزئیات |
چرا گزارشهای روایی متأخر تصویر پیکرهمحورتری میدهند؟
هشام بن محمد کلبی در اوایل سدهٔ سوم هجری مجموعهای از گزارشها را دربارهٔ خدایان عرب، قبایل پرستنده، مکانهای آیینی و نابودی اشیای مقدس گرد آورد. این گزارشها برای تاریخ حافظهٔ اسلامی دربارهٔ جاهلیت ارزشمندند، اما نزدیک به دو سده پس از آغاز اسلام شکل نهایی یافتهاند و هدفشان تنها ردهبندی بیطرفانهٔ اشیای باستانی نیست.
ساختار روایی این آثار، پیروزی یکتاپرستی را در برابر گذشتهای پر از بت برجسته میکند. در چنین طرحی، جسمداشتن و ویرانشدن بتها نیروی داستانی زیادی دارد: پیامبر و پیروانش نهفقط باوری را رد میکنند، بلکه نشانههای دیداری نظم قدیم را از میان میبرند. کتیبهها از زاویهای دیگر پدید آمدهاند؛ بسیاری را خود نیایشگران، نذرکنندگان و سازندگان یادمانها نوشتهاند و زبانشان همیشه زبان مخالفان دینی نیست.
سنجش این دو دسته منبع چند تفاوت را نشان میدهد:
- روایت متأخر «بت» را بیشتر همچون شخصیتی مادی و مشخص با قبیله و زیارتگاه معرفی میکند؛ کتیبهها طیفی از تندیس نذری تا سنگ بیشمایل و مرزی را نشان میدهند.
- روایت متأخر ممکن است پیکرهٔ پیشکشی را با پیکرهٔ خدا یکی کند؛ کتیبهٔ نذری گاه روشن میسازد که پیکره هدیهای به خداست.
- روایت متأخر عربستان را در آستانهٔ اسلام یکپارچه و چندخدایی میبیند؛ کتیبهها گذار متفاوت شمال و جنوب به یکتاپرستی را ثبت میکنند.
- گزارش متأخر میتواند نامهای کهن را تا روزگار پیامبر زنده بداند؛ آخرین تاریخ مطمئن یک پرستش در کتیبهها ممکن است چند سده زودتر باشد.
این تفاوتها به معنای کنارگذاشتن همهٔ گزارشهای اسلامی نیست. هرجا یک نام، مکان یا آیین با شاهدی مستقل تأیید شود، ارزش تاریخی آن بیشتر میشود. اصل روششناختی این است که گزارش متأخر و کتیبه بیچونوچرا گواه یکدیگر نیستند؛ هر دو باید با درنظرگرفتن تاریخ، هدف و گونهٔ ادبی خود سنجیده شوند.
آیا دین عربستان پیش از اسلام بیشمایل بود؟
پاسخ دقیق این است: «در برخی محیطها تا اندازهٔ زیادی، اما نه یکسره.»
در دین نبطی، سنگهای ساده و بیتیلها نقشی پررنگ داشتند و جان هیلی این سنت را بیشتر بیشمایل ارزیابی میکند. در مناطق زیر نفوذ شدید یونانی ـ رومی، صورتهای انسانوار نیز پدیدار میشدند. برای نمونه، خدایان نبطی در محیطهای هلنیستی میتوانستند با خدایان یونانی همسان شوند و با شمایل آنان نمایش داده شوند. پس حتی در قلمرو نبطی نیز یک قاعدهٔ بیاستثنا وجود نداشت.
در جنوب عربستان، پیکرههای انسانی و جانوری فراواناند، ولی بسیاری هدیههای نذری یا یادمانیاند و هویتشان بهعنوان «پیکرهٔ خدا» روشن نیست. نمادهای هندسی، حیوانی و نشانههای پیچیده نیز زبان دینی را میساختند. در محیط صفایی، سنگ nṣb بیش از آنکه از تصویر چهرهٔ یک خدا معنا بگیرد، از کتیبه و آیین پیرامونش معنا مییابد.
ازاینرو، «بیشمایلی» به معنای نبود ماده، هنر یا نشانه نیست. دین بیشمایل میتواند بسیار مادی باشد: سنگ برپا میکند، خون قربانی میریزد، بخور میسوزاند، نام خدا را حک میکند و مرز مقدس میسازد؛ تنها خدا را در هیئت بدن انسانی بازنمایی نمیکند.
سکوت نسبی قرآن دربارهٔ بتها چه معنایی دارد؟
قرآن در سنجش با تصویر رواییِ متأخر، اطلاعات اندکی دربارهٔ شکل و آیین خدایان مخالفانش میدهد. از میان نزدیک به بیست نامی که ابن کلبی گرد آورده، تنها هشت نام در دو خوشهٔ قرآنی دیده میشوند و پنج نام نیز بهعنوان خدایان همزمان مکه معرفی نشدهاند. این سکوت پژوهشگران را به چند دیدگاه متفاوت رسانده است:
- مخالفان قرآن چندخداپرست به معنای کلاسیک بودند، اما متن به دلیل هدف جدلی خود وارد جزئیات نشد.
- آنان خداگرایانی بودند که الله را خدای برتر میدانستند و خدایان کوچکتر را میانجی میگرفتند؛ چیزی نزدیک به تکخداگزینی یا چندخدایی سلسلهمراتبی.
- بخشی از اتهام «شرک» در چارچوب جدلی درونی در محیطی با گرایش پررنگ به یکتاپرستی شکل گرفته بود و بیشتر به میانجیها، آیینها یا اختلافهای الاهیاتی مربوط میشد.
- جامعه ترکیبی بود و یک برچسب واحد، گوناگونی باورهای حجاز را دربرنمیگرفت.
هاوتینگ بر ساختهشدن تصویر بتپرستان از دل جدل توحیدی تأکید کرده و کرون الاهیات «خدای برتر و خدایان کوچکتر» را در آیات بررسی کرده است (Hawting ۱۹۹۹؛ Crone ۲۰۱۰, ۲۰۱۶). کتیبهها نیز نشان میدهند که در دو سدهٔ پایانی پیش از اسلام، یادکردِ مطمئن و تاریخدارِ خدایان چندگانه کمتر میشود.
بااینحال، از این داده نمیتوان بیواسطه به این نتیجه رسید که «مخاطبان قرآن یهودی یا مسیحی بودند». خود اصطلاحات نُصُب و اوثان و پیوندشان با قربانی در منابع عربستان نشان میدهند که متن با واژگان و کردارهایی بومی درگیر است. ممکن است جامعهای خداپرست همچنان برخی رسمهای برخاسته از گذشتهٔ چندخدایی را انجام دهد. آیا باورها زودتر تغییر میکنند یا آیینها؟ قانون همیشگیای وجود ندارد، اما ماندگاری عادت پس از دگرگونی برداشت از آن، پدیدهای تاریخی و پذیرفتنی است.
گذار ناهمزمان از چندخدایی به یکتاپرستی
«عربستان پیش از اسلام» یک زمان و یک دین واحد نیست. دادههای بیش از یک هزاره و مناطق بسیار متفاوت را نباید در تصویری ثابت درهم آمیخت.
جنوب عربستان
در دولت حِمیری، از پایان سدهٔ چهارم میلادی نام خدایان چندگانه کمابیش از کتیبههای رسمی کنار میرود. یهودیان، مسیحیان و یکتاپرستان خدا را با نامهایی چون رحمانان میخوانند. ازاینرو، آیینهای wtn ممکن است پیشینهٔ زبانی و مادی «اوثان» را توضیح دهند، اما هر نمونهٔ چندخداییِ جنوبی تا سدهٔ هفتم زنده نمانده است.
شمال عربستان
پس از پیوستن پادشاهی نبطی به روم در ۱۰۶ میلادی و سپس مسیحیشدن امپراتوری، قبایل عربِ همپیمان روم و شهرهای شمالی کمکم مسیحی شدند. کتیبههای عربیِ دارای صلیب و تعبیر «الاله» بیشتر میشوند (Nehmé ۲۰۲۲). نوشتههای صفایی در بسیاری از موارد تاریخ دقیق ندارند؛ ازاینرو، تعیین آخرین زمان استفاده از نُصُبها دشوار است.
حجاز میان دو منطقه
در آستانهٔ اسلام، حجاز میان جنوب یکتاپرست و شمالِ روبهمسیحیشدن قرار داشت. این جایگاه میتواند دو واقعیت همزمان را توضیح دهد: نخست، کمبود شواهد متأخر از چندخدایی آشکار؛ دوم، ماندگاری واژگان و آیینهایی با پیشینهٔ شمالی و جنوبی در قرآن.
بررسی مستقل سه الهه عرب در قرآن و پنج خدای قوم نوح در کتیبهها نشان داده که نام خدایان نیز مانند نام اشیای آیینی، الگوی جغرافیایی و زمانی یکدستی ندارند.
از سنگ تا عمل: چرا کارکرد از شکل مهمتر است؟
اگر تنها از خود بپرسیم «بت چه شکلی بود؟» نیمی از مسئله را از دست میدهیم. در بسیاری از کتیبهها، اهمیت شیء از کاری میآید که پیرامونش رخ میدهد:
- نصب به فرمان خدا؛
- نوشتن نام پیشکشکننده و خدا؛
- نشانهگذاری مرز ملک یا قلمرو مقدس؛
- درخواست پاسداری از دام و محصول؛
- ذبح حیوان و ریختن خون؛
- گرفتن پیشگویی؛
- سپاس برای درمان، پیروزی یا رهایی؛
- یادکرد شخص درگذشته.
در زبان انسانشناختی، سنگ آیینی «خدا» نیست، اما رابطه با خدا را در مکان استوار میکند. تکرار قربانی، پیمان سالانه را مادی میسازد؛ کتیبه، نام و درخواست را ماندگار میکند؛ و سنگ، نقطهای میشود که جامعه میتواند به آن بازگردد.
این نگاه توضیح میدهد که چرا قرآن میتواند خودِ «انصاب» را محکوم کند، حتی اگر آن شیء چهرهٔ یک خدا نباشد. مسئله تنها باور ذهنی به یک پیکره نیست؛ مجموعهای از کردار، خوراک، قربانی، قرعه و اقتدار دینی در پیرامون آن شکل گرفته است.
پنج خطای رایج در خواندن واژگان بت
خطای اول: «بت» یعنی پیکرهٔ انسانوار
در شواهد عربستان، سنگ بیشمایل، ستون، یادمان و نشان مقدس فراواناند. انسانواربودن تنها یکی از امکانهاست.
خطای دوم: هر تندیس نذری تصویر خداست
پیکره میتواند تصویر پیشکشکننده، فرد درمانشده یا هدیهای نمادین باشد. متن پیشکش باید هویت آن را روشن کند.
خطای سوم: هر nṣb قربانگاه است
این واژه برای سنگ گورسپاری و یادبود نیز به کار رفته است. تنها همراهی با فعل قربانی، جایگاه معبد یا قرینهای همانند، کارکرد آیینی را نیرومندتر میکند.
خطای چهارم: یک همریشه، یک آیین یکسان را ثابت میکند
همریشگی wtn و وثن یا nṣb و نُصُب، پیوستگی واژگانی را نشان میدهد. جزئیات آیین باید جداگانه و بر پایهٔ بافت سنجیده شوند.
خطای پنجم: سکوت کتیبهها یعنی نبود باور
کتیبهها گزینشیاند و بیشتر صدای گروهی محدود را نگه میدارند. نبود نام یک خدا در سدهٔ ششم میتواند از زوال آیین، دگرگونی زبان رسمی، کمبود کاوش یا بختِ بقای آثار ناشی شود. «نیافتن» با «نبودن» برابر نیست.
درجهٔ اطمینان ادعاها
ادعا | درجهٔ اطمینان | توضیح |
اصنام در قرآن تنها در داستانهای ابراهیم و موسی آمده است | بالا | پراکندگی واژه بیواسطه در متن قابل بررسی است |
صنم از نظر معنایی به تصویر یا تندیس نزدیکتر از دو واژهٔ دیگر است | بالا | دادههای سنجشی سامی و کاربردهای کتیبهای همجهتاند |
همهٔ تندیسهای نذری عربستان تصاویر خدایان بودهاند | پایین | کتیبهها آنها را هدیه به خدا معرفی میکنند و هویت تصویری در بسیاری از موارد مبهم است |
نُصُب قرآنی با قربانی حیوان پیوند دارد | بالا | سورهٔ مائده، آیهٔ ۳ روشن است و همسنج صفایی واژه و فعل ذبح را کنار هم دارد |
هر سنگ nṣb در کتیبهها قربانگاه بوده است | پایین | کاربردهای مربوط به گورسپاری و یادمان فراواناند |
wtn جنوبی نزدیکترین همسنج اوثان قرآنی است | بالا | همریشگی، شکل سنگی و همراهی با قربانی در کنار یکدیگر دیده میشوند |
همهٔ wtnها اشیای پرستش بودند | پایین | بسیاری مرز ملک یا قلمرو را مشخص میکردند |
دین نبطی و صفایی یکسره بدون تصویر بود | متوسط رو به پایین | گرایش بیشمایل نیرومند است، اما استثناها و تماس هلنیستی وجود دارند |
عربستان سدهٔ هفتم سراسر از پیکرههای خدایان پر بود | پایین | دادههای کتیبهای متأخر و گذار یکتاپرستانه از این برداشت پشتیبانی نمیکنند |
مخاطبان قرآن هیچ حافظه یا کردار چندخدایی نداشتند | پایین | واژگان، نام خدایان و کردارهای محکومشده با چنین داوری فراگیری سازگار نیستند |
نتیجهگیری
پرسش «بت در قرآن چه بود؟» یک پاسخ تصویریِ واحد ندارد. سه واژهٔ اصلی، سه کانون متفاوت میسازند:
- اصنام ما را به جهان تصویر و پیکره میبرند، اما قرآن آنها را در داستانهای کهن ابراهیم و موسی نگه میدارد.
- نُصُب و انصاب ما را به سنگ برپا، یادمان، بیتیل و بهویژه جای قربانی میرسانند؛ کاربردی که در نوشتههای صفایی نزدیکترین همسنج خود را دارد.
- اوثان با سنگهای wtn جنوب عربستان روشنتر میشوند؛ اشیایی که میتوانستند مرز، پیشکشی به خدا، کانون قربانی یا ابزار پیشگویی باشند.
این جداسازی، تصویر دین عربستان را از دوگانهٔ سادهٔ «پیکرهپرستی در برابر یکتاپرستیِ بیماده» بیرون میآورد. جامعه میتوانست خدای برتر را بپذیرد و همچنان کنار سنگی مقدس قربانی کند؛ میتوانست تندیسی انسانی به معبد هدیه دهد بیآنکه آن را خدا بداند؛ و میتوانست سنگی را به فرمان خدا برپا کند بیآنکه برای آن چهرهای بسازد.
از دید تاریخی، دادههای کتیبهای به ما اجازه میدهند واژگان فشردهٔ قرآن را در محیط مادی خود جای دهیم، اما اجازه نمیدهند همهٔ جزئیات روایتهای متأخر را به سدهٔ هفتم منتقل کنیم. برآیند محتاطانه این است: چندخدایی عربستان پیش از اسلام واقعیت داشت، ولی شکل مادی، شدت و ماندگاری آن از منطقهای به منطقهٔ دیگر تفاوت میکرد؛ و «بت» قرآنی در موارد مهمتر به سنگ آیینی و عمل قربانی نزدیکتر است تا به پیکرهٔ انسانوار.
پرسشهای متداول
تفاوت صنم و وثن چیست؟
صنم از دید معناشناختی به تصویر و تندیس نزدیکتر است. وثن، با توجه به همسنجهای جنوب عربستان، میتواند سنگ یا نشان برپاشدهای باشد که با خدا، قربانی یا فضای مقدس پیوند دارد. این مرز همیشه بیاستثنا نیست، اما برای بررسی تاریخی سودمند است.
آیا نُصُب همان قربانگاه است؟
گاهی بله، اما همیشه نه. هستهٔ واژه «چیز برپاشده» است و میتواند سنگ گورسپاری، یادمان، بیتیل یا قربانگاه باشد. در سورهٔ مائده، آیهٔ ۳ و نمونههای صفایی، پیوند آن با ذبح روشن است.
آیا بتهای عربستان چهرهٔ انسانی داشتند؟
برخی پیکرههای انسانی و جانوری وجود داشتهاند، بهویژه در محیطهای اثرپذیرفته از هنر هلنیستی. بااینحال، شواهد نبطی، صفایی و جنوب عربستان از نقش گستردهٔ سنگها و نمادهای بیشمایل خبر میدهند و هویت بسیاری از تندیسها بهعنوان تصویر خدا ثابت نیست.
چرا قرآن اصنام را برای لات، عُزّی و مَنات به کار نمیبرد؟
پاسخ بیچونوچرایی نداریم. ممکن است اشیای آیینی آنان بیشتر بیشمایل بوده باشند؛ ممکن است قرآن بهجای شکل مادی، بر ادعای خدایی و میانجیگری آنان تمرکز کرده باشد؛ یا هر دو عامل نقش داشته باشند.
آیا کمبود اشاره به بتها ثابت میکند مخالفان قرآن یکتاپرست بودند؟
خیر. این کمبود، تصویر سادهٔ بتپرستی را زیر سؤال میبرد، اما میان یکتاپرستی، تکخداگزینی، اعتقاد به خدای برتر و ماندگاری آیینهای قدیم باید تفاوت گذاشت. دادههای کنونی برای یک برچسب واحد کافی نیستند.
کدام تطبیق کتیبهای از همه نیرومندتر است؟
برای نُصُب، نوشتههای صفایی که nṣb را در کنار ḏbḥ یا قربانی میآورند، بسیار نیرومندند. برای اوثان، کتیبههای wtn جنوب عربستان که نصب، قربانی و گاه پیشگویی را ثبت میکنند، نزدیکترین مجموعهٔ شواهد را در اختیار میگذارند.
منابع منتخب
- Abou-Assaf, Ali. La statue de Tell Fekherye et son inscription bilingue assyroaraméenne. Paris: Éditions Recherche sur les civilisations, ۱۹۸۲.
- Al-Jallad, Ahmad. The Religion and Rituals of the Nomads of Pre-Islamic Arabia: A Reconstruction Based on the Safaitic Inscriptions. Leiden: Brill, ۲۰۲۲.
- Al-Theeb, Sulaymān. Mudawwanat al-Nuqāsh al-Nabaṭiyyah fī’l-Mamlakah al-‘Arabiyyah al-Sa‘ūdiyyah. Riyadh, ۲۰۱۰.
- Antonini, Sabina. “South Arabian Religious Iconography: The Language of Symbols and the Representation of Deities.” In Dieux et déesses d’Arabie, ۲۰۱۲, ۳۶۱–۳۷۹.
- Antonini, Sabina, and Alessio Agostini. “Two New Bronze Statues from Yemen.” In Entre Carthage et l’Arabie Heureuse, ۲۰۱۳, ۳–۱۲.
- Crone, Patricia. “The Religion of the Qur’ānic Pagans: God and the Lesser Deities.” Arabica ۵۷, no. ۲ (۲۰۱۰): ۱۵۱–۲۰۰.
- Crone, Patricia. The Qur’anic Pagans and Related Matters. Leiden: Brill, ۲۰۱۶.
- Greenfield, Jonas C., and Aaron Shaffer. “Notes on the Akkadian–Aramaic Bilingual Statue from Tell Fekherye.” Iraq ۴۵, no. ۱ (۱۹۸۳): ۱۰۹–۱۱۶.
- Hawting, G. R. The Idea of Idolatry and the Emergence of Islam from Polemic to History. Cambridge University Press, ۱۹۹۹.
- Healey, John F. The Religion of the Nabataeans: A Conspectus. Leiden: Brill, ۲۰۰۱.
- Ibn al-Kalbī. Kitāb al-Aṣnām. Edited by Aḥmad Zakī Pāshā. Cairo, ۱۹۹۵.
- Leslau, Wolf. Comparative Dictionary of Ge‘ez. Wiesbaden: Harrassowitz, ۱۹۸۷.
- Macdonald, M. C. A. “The Oral and the Written in the Religions of Ancient North Arabia.” In Scripts and Scripture, ۲۰۲۲, ۱۷–۴۲.
- Nehmé, Laïla. “The Religious Landscape of Northwest Arabia as Reflected in the Nabataean, Nabataeo-Arabic, and Pre-Islamic Arabic Inscriptions.” In Scripts and Scripture, ۲۰۲۲, ۴۳–۸۶.
- Scagliarini, Florella. “The Word Ṣlm/Ṣnm and Some Words for ‘Statue, Idol’ in Arabian and Other Semitic Languages.” Proceedings of the Seminar for Arabian Studies ۳۷ (۲۰۰۷): ۲۵۳–۲۶۲.
- Weimar, Jason. “Dripping Divination in Pre-Islamic South Arabia: The Oracle Sanctuary of Jār al-Labbā Revisited.” Arabian Archaeology and Epigraphy ۳۲ (۲۰۲۱): ۳۴۰–۳۵۳.




