وَدّ، سُواع، یغوث، یعوق و نسر: خدایان نوح در قرآن و کتیبههای عربستان
پاسخ کوتاه
پنج نامی که قرآن در سورهٔ نوح بهعنوان خدایان قوم نوح میآورد—ودّ، سُواع، یغوث، یعوق و نسر—از دید کتیبهشناسی به یک اندازه روشن نیستند. شواهد چنین طیفی را نشان میدهند:
- ودّ: خدای بزرگ معینیان و یکی از مستندترین خدایان عربستان جنوبی است. دهها تقدیمنامه به زبان معینی و یادکردهایی در سبایی، قتبانی و حضرموتی از او در دست است. ودّ با بازرگانان معینی به دادان در حجاز نیز راه یافته بود.
- نسر: خدایی جنوبی با معنای «عقاب/کرکس» است که در چند کتیبهٔ سبایی دیده میشود. حضور او واقعی است، اما شواهدش بسیار محدودتر از ودّ است.
- یغوث: کتیبهای که بیابهام خودِ این خدا را نام ببرد در دست نیست؛ با این همه، نامهای شخصی و خداپایه در نزدیکی نجران و پیوند فراوان «عبد یغوث» با قبیلهٔ مذحج، خاستگاه جنوبی او را باورپذیر میکند.
- یعوق: در کتیبهای سبایی از سال ۴۶۴ میلادی، صورت yʿq/yʿwq نام بنایی یهودی و وقفشده به رحمانان است. پیوند این نام با خدای قرآنی جالب، اما اثباتنشده است.
- سُواع: تا امروز شاهد کتیبهای استواری ندارد. خوانشی از یک کتیبهٔ سبایی که زمانی به او نسبت داده شد، همان اوایل با اعتراض روبهرو شد. نسبت سواع با هذیل بر گزارشهای اسلامی متأخر تکیه دارد.
پس نمیتوان گفت «کتیبهها هر پنج خدا را تأیید کردهاند». جمعبندی دقیقتر این است: ودّ و نسر بیگمان به جهان چندخدایی جنوب عربستان تعلق دارند؛ یغوث به گمان زیاد با همان محیط پیوند دارد؛ رابطهٔ یعوق با جنوب مبهم است؛ و سواع از دید کتیبهشناسی ناشناخته میماند.
چرا این نامهای عربی در داستان نوح آمدهاند؟ پذیرفتنیترین توضیح تاریخی آن است که قرآن خاطرهٔ خدایان کهن عربستان—بهویژه یمن—را در الگوی مقدسِ «پیامبر، انکار و کیفر» جای داده است. جنوب عربستان از پایان سدهٔ چهارم میلادی به سوی یکتاپرستی رسمی رفته بود؛ ازاینرو، در زمان ظهور قرآن، برخی از این خدایان نه آیینهایی زنده، بلکه نشانههای گذشتهای چندخدایی بودند. قرآن آن گذشتهٔ محلی را به زمان بسیار دور نوح منتقل میکند و به تاریخ مقدس جهانی پیوند میزند.
پنج نام در سورهٔ نوح
در آیات ۲۱ تا ۲۳ سورهٔ نوح، پیامبر از نافرمانی قوم خود شکایت میکند و سخن رهبران آنان را چنین بازمیگوید:
«خدایان خود را رها نکنید؛ هرگز ودّ و سواع و یغوث و یعوق و نسر را رها نکنید» (سورهٔ نوح، آیهٔ ۲۳؛ ترجمهٔ تفسیری).
این سوره از چند جهت در روایت نوح نامتعارف است. سراسر سوره بر یک پیامبر متمرکز است، اما کشتی و طوفان—مرکز روایت مشهور نوح—در آن تا اندازهٔ زیادی غایباند. محور سوره موعظهٔ طولانی نوح، نافرمانی مردم، ثروت و فرزندان رهبران و پافشاری آنان بر حفظ خدایان است. طوفان تنها در پایان، در اشارهای کوتاه به غرقشدن گناهکاران، بازتاب دارد (سورهٔ نوح، آیهٔ ۲۵).
پنج نام نیز در روایتهای شناختهشدهٔ نوح در سنت عبری پیشینهای روشن ندارند. قرآن آنها را «آلهه» یا خدایان میخواند، نه «اصنام». این انتخاب شاید نشان دهد مسئلهٔ متن، پیش از شکل مادی اشیا، اقتدار دینی و نام خدایان است.
برای تفاوت آلهه، اصنام، سنگ مقدس و قربانگاه، مقالهٔ معنای بت و قربانگاه در قرآن را ببینید.
روش پژوهش: چه چیزی وجود یک خدای باستانی را ثابت میکند؟
در کتیبهشناسی، شباهت ظاهری یک نام کافی نیست. برای سنجش هر خدا میتوان شش سطح شاهد تعریف کرد:
سطح شاهد | نمونه | ارزش تاریخی | محدودیت |
نیایش یا تقدیم مستقیم | «به ودّ تقدیم کرد» | وجود آیین و هویت خدایی را بهخوبی تأیید میکند | گستردگی و دوام آیین را بهتنهایی نشان نمیدهد |
معبد یا کاهن | «خانهٔ ودّ»، «کاهن ودّ» | وجود نهاد یا نقش دینی | ممکن است صاحب عنوان مهاجر یا وابسته به سنتی دیگر باشد |
نام شخصِ خداپایه | عبدودّ، عبدیغوث | شناختهبودن نام خدا یا حافظهٔ آن | باور فعال صاحب نام را ثابت نمیکند |
نام شخصِ همریشه | یغوث بهعنوان نام فرد | وجود صورت زبانی | ممکن است هیچ معنای دینی نداشته باشد |
نام مکان یا بنا | بنایی به نام یعوق | ماندگاری نام | هویت نامگذار یا خاستگاه دینی را روشن نمیکند |
گزارش متأخر | «خدای فلان قبیله بود» | حافظهٔ جمعی و سرنخ جغرافیایی | ممکن است افسانهپردازی یا بازسازی پسینی باشد |
دو معیار تکمیلی نیز لازماند:
- تاریخ: شاهد به دورهٔ چندخدایی تعلق دارد یا به دورهای پس از گسترش یکتاپرستی؟
- جغرافیا: نام در همان منطقهای دیده میشود که گزارش متأخر آن را به آنجا نسبت میدهد؟
با این روش، ودّ و نسر با نیایش مستقیم تثبیت میشوند، در حالی که یغوث، یعوق و سواع بهترتیب پشتوانههای کمقدرتتری دارند.
ودّ: خدای بزرگ معینیان
مرکز آیین ودّ کجا بود؟
ودّ مستندترین نام از میان پنج خدای سورهٔ نوح است. او خدای اصلی معینیان بود؛ مردمی در جنوب عربستان که پایتختشان قَرنَو قرار داشت و در تجارت کندر شهرت داشتند. استرابون معینیان را در شمار گروههای برجستهٔ تجارت عطر و کندر میآورد.
در کتیبههای معینی، تقدیم به ودّ فراوان است. نام او به قلمرو معین محدود نماند و در نوشتههای سبایی، حضرموتی و قتبانی نیز ظاهر شد. این پراکندگی نشان میدهد ودّ خدایی فراتر از یک شهر بود و در چند جامعهٔ جنوب عربستان شناخته میشد.
ودّ بیشتر بهصورت خدایی مذکر با پیوندهای قمری شناخته میشود. در حرزهای جادویی گاه «پدر»—Waddum ʾabum—خوانده شده است. این عنوان میتواند حمایت و پیوند نزدیک خدا با نیایشگر را بیان کند، اما بهتنهایی اسطورهٔ خویشاوندی یا جایگاه دقیق او در پانتئون را بازسازی نمیکند.
ودّ چگونه به حجاز رسید؟
معینیان در مسیرهای بازرگانی شمال عربستان ایستگاهها و اجتماعاتی داشتند. در دادان، واحهٔ مهم حجاز، کتیبهای معینی از byt Wd یا «خانهٔ ودّ» سخن میگوید؛ تعبیری که به گمان زیاد به معبد یا فضای آیینیِ ویژهٔ او اشاره دارد.
کتیبهای دادانی نیز شخصی را «عبدودّ، کاهن ودّ» و پسرش را «زیدودّ» مینامد. در نوشتهای دیگر، زنی عنوان «کاهنهٔ ودّ» دارد. نکتهٔ پیچیده این است که تقدیم این متنها به ذوغابه، خدای لِحیانی، انجام شده است، نه به خود ودّ. این میتواند نشان دهد دارندگان این عنوان از خانواده یا جامعهای مهاجر از جنوب بودهاند، یا اینکه نقشهای دینی در محیط چندخدایی میتوانستهاند در کنار یکدیگر وجود داشته باشند یا جابهجا شوند.
با وجود این پیچیدگی، ترکیب «خانهٔ ودّ»، کاهن و کاهنه و نامهای خداپایه نشان میدهد حضور ودّ در دادان تنها شباهت یک نام نیست. تجارت معینی بهترین توضیح برای انتقال آیین او از یمن به حجاز است.
ودّ در شمال عربستان
نامهای شخصیِ دارای ودّ در شمال عربستان و سینا نیز ثبت شدهاند. ازاینرو، گزارش متأخر دربارهٔ وجود معبدی برای ودّ در دومةالجندل دور از ذهن نیست. اما «دور از ذهن نبودن» با تأیید مستقیم فرق دارد: تا زمانی که کتیبهای از خود معبد یا نیایشی محلی منتشر نشود، جایگاه و دوام آیین در دومه باید در حد احتمال باقی بماند.
درجهٔ اطمینان دربارهٔ ودّ
- وجود ودّ بهعنوان خدا: بسیار بالا؛
- خاستگاه و مرکز ثقل جنوبی/معینی: بسیار بالا؛
- انتقال آیین به دادان: بالا؛
- پرستش فعال در حجاز سدهٔ هفتم: پایین؛
- پیوند او با نوح تاریخی: فاقد شاهد مستقل.
ودّ روشنترین نمونهای است که نشان میدهد قرآن نام خدایی واقعی از گذشتهٔ عربستان را حفظ کرده است؛ اما این واقعیت بهتنهایی تاریخیبودن جایدادن او در عصر نوح را ثابت نمیکند.
نسر: خدای عقاب یا کرکس
نام و جایگاه نسر در یمن
«نسر» در عربی به عقاب یا کرکس اشاره دارد. خدایی با همین نام در شماری محدود از کتیبههای سبایی دیده میشود. در یک متن، عَثتَر و نسر «دو سرور» یک پرستشگاه در شِبام، نزدیک صنعا، معرفی میشوند. این شاهد، وجود نسر را در دین جنوب عربستان تثبیت میکند، هرچند جایگاه او در سنجش با عثتر یا ودّ فرعیتر بوده است.
اگر صورت nswr را مشتقی از نام نسر بدانیم، شمار شواهد بیشتر میشود و چند تقدیمنامهٔ زنان نیز به مجموعه افزوده میشود (Jamme ۱۹۴۷؛ Maraqten ۲۰۰۸). این همانندسازی پذیرفتنی است، ولی باید صورت دقیق واژه و امکانِ نام یا عنوانی متفاوت را در هر متن جداگانه بررسی کرد.
آیا نسر به شکل پرنده پرستیده میشد؟
معنای نام، امکان پیوند نسر با شمایل عقاب یا کرکس را پیش میکشد. متنی در تلمود بابلی از «معبد عقاب» در عربستان سخن میگوید و رسالهٔ مسیحی «آموزهٔ اَدّای» نیز ادعایی بسیار شبیه دارد. این همگرایی شاید خاطرهٔ آیینی عربی را حفظ کرده باشد.
اما مشکل جغرافیایی مهمی وجود دارد. اصطلاح آرامی nšrʾ و پرستش عقاب در حَضَرِ میانرودان نیز شناخته شده بود؛ ازاینرو، نویسندگان تلمودی یا مسیحی شاید به حَضر اشاره میکردند، نه جنوب عربستان (Kaizer ۲۰۰۰). از متنهای بیرونی نمیتوان بیواسطه به یمن رسید.
بررسی والتر مولر دربارهٔ عقاب و کرکس در فرهنگ دینی جنوب عربستان، احتمال جنبهٔ پرندهگون نسر را جدی میکند؛ ولی «نسر» ممکن است نام خدا، نماد او یا هر دو بوده باشد. دادههای موجود اجازهٔ بازسازی پیکره یا آیین کامل را نمیدهند (Müller ۱۹۹۴).
نسر چه زمانی از صحنه بیرون رفت؟
نام نسر، مانند دیگر خدایان چندگانهٔ جنوب، در پایان دورهٔ چندخدایی، در اواخر سدهٔ چهارم میلادی از کتیبهها ناپدید میشود. در دورهٔ حِمیریِ یکتاپرست، نامهایی چون رحمانان و «خداوند آسمان» جای پانتئون قدیم را میگیرند.
ازاینرو، احتمال اینکه محمد و همعصرانش با آیینی زنده از نسر در یمن روبهرو شده باشند کم است. پذیرفتنیتر آن است که نسر برای آنان نامی از گذشتهٔ کهن جنوب بوده باشد؛ نامی که شاید از کتیبهها، سنت شفاهی، نام مکان یا گزارشهای قبیلهای منتقل شده بود.
یغوث: خدایی که در نامها زنده مانده است؟
پیوند با مذحج
گزارشهای اسلامی یغوث را خدای قبیلهٔ مذحج میدانند. نام مذحج در کتیبههای عربستان جنوبی و نیز در سنگنوشتهٔ مشهور نَماره دیده میشود و قلمرو تاریخی آن میان مأرب و نجران قرار داشت. این پیوند جغرافیایی، جستوجوی یغوث را به جنوبغرب عربستان هدایت میکند.
با این همه، تا امروز کتیبهای از یمن که بیابهام بگوید «به خدای یغوث» یافت نشده است. این سکوت، تفاوت بنیادی یغوث با ودّ و نسر است.
نام شخص یا نام خدا؟
صورت یغوث یک بار بهعنوان نام شخص در کتیبهای سبایی دیده شده و مشتقهای همان ریشه در نامهای شخصیِ زبانهای جنوب عربستان و صفایی حضور دارند. اما یک نام میتواند معنایی وصفی داشته باشد و ناگزیر از نام یک خدا ساخته نشده باشد.
دو کتیبهٔ نبطی نامی شبیه mrʾywt دارند که شاید ترکیب «مَرء» و صورتی آرامیشده از یغوث باشد. کریستیان روبن هشدار داده است که جزء دوم چنین نامهای مرکبی همیشه نام خدا نیست. ازاینرو، این نمونهها شاهد کمکیاند، نه تأیید مستقیم یک آیین.
شواهد بئر حِما و نام «عبد یغوث»
در کتیبههای بئر حِما، نزدیک نجران، نامهایی مانند ʿbdyġt خوانده شدهاند که میتوانند «عبد یغوث» باشند. وجود عنصر «عبد» در بیشتر موارد احتمال خداپایهبودن نام را بالا میبرد، زیرا ساخت «بندهٔ فلان خدا» در نامگذاری سامی رایج است (Robin, al-Ghabban and al-Saʿid ۲۰۱۴).
افزون بر این، «عبد یغوث» در نامشناسی پیشااسلامی تا اندازهای رایج است و شمار زیادی از دارندگان این نام به مذحج تعلق دارند. همگرایی سه داده—جغرافیای نجران، نام عبد یغوث و نسبت قبیلهای مذحج—خاستگاه جنوبی خدا را باورپذیر میکند.
با این همه، فاصلهای باقی میماند: نام خداپایه میتواند پس از زوال آیین ادامه یابد و همیشه روشن نیست خوانش هر نام به یغوث اشاره دارد. درجهٔ اطمینان مناسب برای «یغوث خدایی جنوبی بود» متوسط رو به بالا است؛ برای «آیین او در دورهٔ قرآن زنده بود» پایین.
یعوق: نام یک خدای فراموششده در کنیسهای یهودی؟
کتیبهٔ سبایی سال ۴۶۴ میلادی
پروندهٔ یعوق هم جذاب است و هم پرخطر. کتیبهٔ Ry ۵۲۰، تاریخدار به سال ۴۶۴ میلادی، ساخت بنایی را ثبت میکند که یک بار mkrbn yʿq و سپس mkrbn yʿwq نامیده شده است. واژهٔ mkrb در سبایی متأخر میتواند «زیارتگاه، معبد، کنیسه یا تالار گردهمایی» باشد و در این دوره بیشتر با محیط یهودی پیوند دارد (Beeston ۱۹۸۲, ۷۸؛ Robin ۲۰۰۳).
خود متن یکتاپرستانه است. بنا به رحمانان، «خداوند آسمان»، تعلق دارد و از او زندگی درست و مرگ درست درخواست میشود. هیچ نیایشی به یک خدای چندگانه به نام یعوق در آن دیده نمیشود.
سه برداشت ممکن
- ماندگاری نام یک خدای قدیم: کنیسه یا بنای یهودی، نام مکانی یا سنتی قدیمی را حفظ کرده است، بیآنکه خود آن خدا پرستیده شود.
- نام شخص، مکان یا عنوان: yʿq/yʿwq نام خدای سورهٔ نوح نیست و تنها صورتی شبیه آن دارد.
- کاربری دوبارهٔ یهودی از مکانی پیشین: بنای یکتاپرستانه بر محل یا نهادی قدیمی ساخته شده و نام تاریخی را نگه داشته است.
کتیبه میان این سناریوها داوری نمیکند. حتی اگر صورت واژه همان «یعوق» باشد، بافت یهودی آن مانع میشود آن را «کتیبهٔ پرستش یعوق» بنامیم.
پیوند با حَمدان
گزارش ابن کلبی یعوق را خدای حمدان میداند، اما میگوید نامهای شخصی و شعرهایی دربارهٔ او نمیشناخته است؛ وضعیتی که به یهودیشدن حمدان و حِمیریان نسبت داده میشود. کنار هم گذاشتن این گزارش با نام بنای یهودی سال ۴۶۴ وسوسهکننده است: شاید جامعهای یهودیشده، نام خدایی فراموششده را در نام مکان حفظ کرده بود.
این توضیح ممکن است، اما نباید دوری باشد. اگر گزارش متأخر را برای تفسیر کتیبه و سپس کتیبه را برای تأیید همان گزارش به کار ببریم، بدون شاهد مستقل در حلقهای بسته میافتیم. جمعبندی روشن این است: کتیبهٔ Ry ۵۲۰ یک همنامِ محتمل برای یعوق حفظ میکند، نه گواه قطعی آیین او.
سُواع: غایب بزرگ کتیبهها
خوانشی که دوام نیاورد
در سال ۱۹۰۵، هارتویگ درنبورگ کتیبهای سبایی از جبل جِجاف را نخستین شاهد سواع در یمن دانست. ادوارد گلازر همان زمان خوانش و نتیجهٔ او را نقد کرد. این نمونه در پژوهشی محتاطانه نمیتواند شاهدی استوار به شمار رود (Derenbourg ۱۹۰۵؛ Glaser ۱۹۰۵).
تا اینجا، نه نیایش مستقیم، نه نام معبد، نه کاهن و نه نام خداپایهٔ بیابهامی از سواع در پیکرههای بررسیشده وجود دارد. از میان پنج نام، سواع کمترین پشتوانهٔ کتیبهای را دارد.
نسبت با هُذیل
گزارشهای اسلامی سواع را به قبیلهٔ هذیل در شمال مکه نسبت میدهند. توفیق فهد از نبود این نام در کتیبههای یمن و این پیوند قبیلهای نتیجه گرفت که سواع میتواند خدایی حجازی بوده باشد (Fahd ۱۹۶۸, ۱۵۴).
اما این فرضیه نیز با مشکل روبهروست. در پیکرهٔ بزرگ شعر هذلی، سواع حضور برجستهای ندارد. گزارش ابن کلبی تنها شعری از مردی یمنی نقل میکند که احترام هذیل به سواع را با احترام حِمیریان به بزرگانشان مقایسه میکند. حتی این شاهد ادبی که پیشااسلامی دانسته شده نیز از مسیر حافظهای یمنی به ما رسیده است (Miller ۲۰۱۶).
سه امکان باز میماند:
- سواع خدایی محلی و کمثبت در حجاز بود؛
- نام او از سنتی شفاهی آمده است که کتیبهای از آن باقی نمانده؛
- یا بازسازی متأخر، خدایی مبهم را به هذیل نسبت داده است.
دادههای کنونی هیچیک را بیگمان نمیکنند. نبود کتیبه، نبود خدا را اثبات نمیکند؛ اما اجازه نمیدهد سواع را «تأییدشدهٔ باستانشناختی» معرفی کنیم.
جدول سنجش پنج خدا
خدا | شاهد مستقیم کتیبهای | جغرافیای اصلی | شاهد تکمیلی | وضعیت نزدیک به دورهٔ اسلام | درجهٔ اطمینان کلی |
ودّ | تقدیمنامههای فراوان معینی و دیگر زبانهای جنوب | معین و سراسر جنوب؛ انتقال به دادان | خانه، کاهن و نامهای خداپایه | به گمان زیاد آیین اصلی از میان رفته؛ حافظهٔ نام باقی مانده | بسیار بالا |
نسر | چند کتیبهٔ سبایی، از جمله کنار عثتر | یمن، به گمان زیاد اطراف صنعا | گزارش معبد عقاب؛ امکان خلط با حَضر | پس از سدهٔ چهارم در کتیبهها ناپدید شده | بالا |
یغوث | نیایش مستقیمِ استوار ندارد | نجران و محیط مذحج، بهصورت احتمالی | عبدیغوث در بئر حِما و نامشناسی مذحج | ممکن است نام شخص باقی مانده باشد | متوسط رو به بالا |
یعوق | صورتی مشابه در نام بنای یهودی Ry ۵۲۰ | جنوب عربستان/محیط حمدان، با احتمال | گزارش متأخر از خدای حمدان | در سال ۴۶۴ نام در بافت یکتاپرستانه است، نه آیین چندخدایی | پایین تا متوسط |
سواع | ندارد | حجاز و هذیل بر پایهٔ گزارش متأخر | شعر اندک و غیرمستقیم | نام برای مخاطب قرآن شناختهشده، آیین نامعلوم | پایین |
این ناهمترازی مهمترین نتیجهٔ دادههاست. مقالهای که پنج ردیف را همارز نشان دهد، از شواهد جلوتر رفته است.
چرا خدایان عربستان در داستان نوح آمدهاند؟
نوحِ سورهٔ نوح با نوحِ روایت طوفان یکسان نیست
قرآن در سورههای دیگر، بهویژه در سورهٔ هود، آیات ۲۵ تا ۴۸، نوح، کشتی و طوفان را در الگویی نزدیکتر به روایت مشهور بازمیگوید. در سورهٔ نوح، تمرکز بر جدل توحیدی است و پنج نام عربی جای مرکز روایی طوفان را میگیرند.
این تفاوت نشان میدهد متن تنها یک داستان ثابت را تکرار نمیکند؛ نوح را برای نیاز خطابی زمان خود بازصورتبندی میکند. قوم نوح نمونهٔ جامعهای میشود که ثروتمندانش مردم را به حفظ خدایان موروثی فرامیخوانند.
فرضیهٔ بومیسازی تاریخ مقدس
در قرآن، مرز میان پیامبران شناختهشده از سنتهای یهودی ـ مسیحی و پیامبران عربی مانند هود، صالح و شعیب نرم است. نوح در فهرست اقوام کیفرشده کنار عاد، ثمود و مدین میآید. نام پنج خدای عربستان این نزدیکی را بیشتر میکند.
«بومیسازی» در اینجا به معنای جعل آگاهانه نیست. فرهنگها گذشتهٔ مقدس را با جغرافیا، نامها و مسائل خود بازمیگویند. برای مخاطب حجازی، نامهای یمنی میتوانستند همان نقشی را بازی کنند که نام خدایان کهن در یک موعظه دربارهٔ انحراف نسلهای نخست بازی میکند.
فرضیهٔ حافظهٔ یک گذشتهٔ ازمیانرفته
از اواخر سدهٔ چهارم میلادی، کتیبههای رسمی جنوب عربستان خدایان چندگانه را کنار میگذارند و رحمانان، «خداوند آسمان» و زبان یهودی یا مسیحی برجسته میشود. تا سدهٔ هفتم، حدود دو قرن از حذف رسمی بسیاری از این نامها گذشته بود.
برای مخاطبان غرب عربستان، ودّ و نسر و شاید یغوث میتوانستند به گذشتهای بسیار دور تعلق داشته باشند. قرارگرفتن آنان در عصر نوح از این دید، زمانسنجی تاریخی نیست؛ بیان ادبیِ کهنگیِ بسیار زیاد است. خدای فراموششدهٔ یمن به خدای نسلهای پیش از طوفان بدل میشود.
فرضیهٔ انتقال واقعی نامها از راه تجارت و مهاجرت
وجود ودّ در دادان نشان میدهد نام خدایی جنوبی میتوانست از مسیر تجارت به حجاز برسد. قبایل، بازرگانان، سربازان و مهاجران نیز نامهای خداپایه را جابهجا میکردند. جامعهٔ قرآن برای شناخت این نامها لازم نبود متنی سبایی را بخواند؛ نام میتوانست در خانواده، شعر، مکان، زیارتگاه متروک یا روایت شفاهی دوام بیاورد.
این سازوکار تاریخی توضیح میدهد چگونه حافظهٔ یمن به حجاز رسیده است، اما نشان نمیدهد قرآن نامها را از کدام راوی یا مسیر مشخص گرفته است. دادهها برای بازسازی زنجیرهای فردبهفرد از انتقال کافی نیستند.
روایتهای متأخر دربارهٔ انتقال بتها
گزارشهای اسلامی نیز با پرسش «خدایان نوح چگونه به عربستان رسیدند؟» روبهرو شدند و پاسخهای متفاوتی ساختند. در یک روایت، عمرو بن لُحَی خدایان را هنگام سفری درمانی از بلقاء در اردن به مکه میآورد. در گزارشی دیگر، همین شخص با راهنمایی جن، پنج بتِ بهجامانده از طوفان را در ساحل جده از خاک بیرون میکشد و میان قبایل پخش میکند.
این دو روایت با یکدیگر سازگار نیستند: منشأ یکی بلقاء است و منشأ دیگری اشیایی است که طوفان به ساحل جده رسانده است. ارزش آنها بیشتر در نشاندادن کوشش حافظهٔ اسلامی برای پیوند دو زمان است: زمان نوح و جاهلیت عربستان.
در همین گزارشها، یغوث به مذحج، یعوق به حمدان و نسر به حِمیریان نسبت داده میشوند. این جغرافیای جنوبی تا اندازهای با کتیبهها همجهت است، بهویژه برای ودّ، نسر و به گمان زیاد یغوث. اما داستان بیرونآوردن پیکرهها از ساحل شاهد مستقل ندارد و نباید برای پرکردن فاصلهٔ چند هزارهای بهعنوان گزارش یک رویداد به کار رود.
اصل روش چنین است: همخوانی جغرافیایی یک جزء، اعتبار همهٔ اجزای داستان را تضمین نمیکند.
پنج خدا در برابر لات، عزی و منات
قرآن دو مجموعهٔ متفاوت از خدایان عرب را حفظ کرده است:
ویژگی | لات، عزی و منات | ودّ، سواع، یغوث، یعوق و نسر |
جایگاه روایی | مخالفان نزدیک و خطاب جدلی سورهٔ نجم، آیات ۱۹ تا ۲۳ | قوم دوردست نوح |
مرکز ثقل کتیبهای | شمالغرب، حجاز، جهان نبطی و صفایی | جنوب عربستان، بهویژه برای ودّ و نسر |
وضعیت نزدیک به اسلام | نامها تا سدههای چهارم و پنجم در شمالغرب برجستهاند | بیشتر آیینها پس از یکتاپرستی جنوب ناپدید شدهاند |
نوع حافظه | نزدیکتر و به گمان زیاد تازهتر | دورتر و آمیخته با تاریخ مقدس |
قطعیت شناسایی | هر سه از دید کتیبهشناسی روشناند | از بسیار روشن تا فاقد شاهد استوار |
این الگو کمک میکند انتخابهای قرآن را از دید جغرافیا و زمان بخوانیم. سه الهه، حافظهٔ دینی شمال حجازند؛ پنج خدا، یا دستکم هستهٔ اصلی آنها، حافظهٔ گذشتهٔ چندخدایی یمن.
بررسی تفصیلی مجموعهٔ شمالی در مقالهٔ لات، عزی و منات در شمال حجاز آمده است.
آیا پنج خدا در زمان محمد هنوز پرستیده میشدند؟
دادهها بیشتر به پاسخ منفی، یا دستکم به پاسخی بسیار محتاطانه، گرایش دارند.
نشانههای زوال
- نام خدایان چندگانه از کتیبههای رسمی جنوب پس از پایان سدهٔ چهارم تا اندازهٔ بسیار زیادی ناپدید میشود.
- کتیبهٔ سال ۴۶۴ که نامی شبیه یعوق دارد، یهودی و وقف رحمانان است.
- برای ودّ و نسر شاهد استواری از آیین فعال در سدهٔ ششم یا هفتم نداریم.
- نامهای خداپایهٔ مرتبط با این پنج خدا در نسلهای نزدیک به اسلام به اندازهٔ لات، عزی و منات برجسته نیستند.
آنچه همچنان باز است
- آیینهای محلی ممکن است دیرتر از کتیبههای رسمی دوام آورده باشند.
- نبود کتیبه در حجاز یا یمن به معنای نبود کامل یک عمل دینی نیست.
- یک خدا ممکن است در نام قبیله، مکان یا خانواده زنده بماند.
- قرآن نامها را برای مخاطب قابل فهم فرض میکند، هرچند اندازهٔ شناخت آنان روشن نیست.
پس گزارهٔ دقیق این نیست که «هیچکس آنها را نمیپرستید»؛ بلکه این است که شواهد مادی موجود از آیین سازمانیافته و همزمان با سدهٔ هفتم برای این پنج خدا پشتیبانی نمیکنند. ماندگاری نام از تداوم پرستش اطمینانپذیرتر است.
این پرونده دربارهٔ گذار به یکتاپرستی چه میگوید؟
چندخدایی جنوب عربستان برای بیش از یک هزاره پانتئونها، معابد، نذرها و کاهنان خود را داشت. سپس در دورهٔ حِمیری، زبان رسمی دین در زمانی کوتاه دگرگون شد. رحمانان و عنوانهای خدای یگانه جای نامهای قدیم را گرفتند؛ یهودیت و سپس مسیحیت نیز در کشمکش سیاسی و دینی منطقه نقش یافتند.
اما تغییر رسمی دولت به معنای پاکشدن فوری حافظه نیست. یک کنیسه ممکن است نامی شبیه یعوق را حفظ کند. خانوادهها ممکن است نام عبدیغوث داشته باشند. بازرگانان میتوانند نام ودّ را در دادان باقی بگذارند. روایتهای شفاهی نیز نام خدایان را پس از فراموششدن آیین منتقل میکنند.
سورهٔ نوح را میتوان لحظهای از همین فرایند حافظه دید: خدایان شکستخوردهٔ گذشته در داستانی جهانی حفظ میشوند، اما تنها برای آنکه نمونهٔ سرسختی و گمراهی باشند. نامها باقی میمانند و معنای دینیشان وارونه میشود.
پیوند با سبأ و حافظهٔ جنوب عربستان
قرآن تنها نام خدایان جنوبی را حفظ نکرده است. در سورهٔ سبأ، آیات ۱۵ تا ۱۷، از دو باغ، سیل عَرِم، گیاهان و فروپاشی رفاه سخن میرود؛ جزئیاتی که با جغرافیا و واژگان مأرب پیوند دارند. این دو پرونده از دو گونهٔ متفاوت حافظهٔ جنوب خبر میدهند:
- حافظهٔ دینی: نام خدایان دورهٔ چندخدایی؛
- حافظهٔ تاریخی ـ جغرافیایی: سد، باغها و زوال سبأ.
همگرایی آنها نشان میدهد جنوب عربستان برای مخاطبان قرآن قلمرویی دور و ناشناخته نبود. با این همه، متن آن را همانگونه که تاریخنگار امروز بازسازی میکند گزارش نمیدهد؛ خدایان را به عصر نوح و زوال سد را به کیفر الهی پیوند میزند.
توضیحهای رقیب
۱. پنج نام به دوران تاریخی نوح تعلق داشتند
از دید ایمان دینی ممکن است چنین خوانشی پذیرفته شود، اما روش تاریخنگاری برای آن شاهد مستقلی ندارد. نخستین گواههای تاریخپذیرِ ودّ و نسر هزاران سال پس از زمان فرضی طوفاناند و سه نام دیگر حتی چنین پشتوانهٔ مستقلی ندارند.
۲. قرآن نامها را از آیینهای زندهٔ حجاز گرفت
انتقال ودّ به دادان و نسبت سواع با هذیل این امکان را بهکلی کنار نمیزند. با این همه، نبود گواه متأخر برای پرستش هر پنج خدا و زوال چندخدایی جنوب، فرض «آیین زندهٔ هر پنج خدا» را ضعیف میکند.
۳. قرآن حافظهٔ خدایان جنوبی را به داستان نوح منتقل کرد
این توضیح بیشترین داده را با کمترین فرض کنار هم میگذارد: نامهای واقعی عربستان، مرکز ثقل یمنی، فاصلهٔ زمانی پس از یکتاپرستی و جایگاه روایی بسیار دور. ضعف آن این است که مسیر دقیق انتقال حافظه را نمیشناسیم.
۴. گزارشهای اسلامی در دورههای بعد نامهای قرآنی را به یمن نسبت دادند
این احتمال برای یعوق و سواع جدی است، زیرا پشتوانهٔ مستقل آنها ضعیف است. اما دربارهٔ ودّ و نسر، کتیبهها مستقل از گزارش اسلامی خاستگاه جنوبی را تأیید میکنند. دربارهٔ یغوث نیز همگرایی نامهای خداپایه و مذحج، احتمال تصادفیبودن کامل این پیوند را کمتر میکند.
نتیجه به گمان زیاد ترکیبی است: سنت متأخر بخشی از حافظهٔ جغرافیایی درست را حفظ کرده و بخشهای ناشناخته را با روایتهای انتقال بتها پر کرده است.
درجهٔ اطمینان ادعاها
ادعا | درجهٔ اطمینان | دلیل |
ودّ خدای بزرگ معینیان بود | بسیار بالا | تقدیمنامههای فراوان و گسترش در چند زبان جنوبی |
ودّ از راه تجارت معینی به دادان رسید | بالا | خانهٔ ودّ، کاهنان و زمینهٔ شبکهٔ تجاری |
نسر خدایی در جنوب عربستان بود | بالا | چند کتیبهٔ سبایی و حضور کنار عثتر |
نسر بیگمان به صورت عقاب پرستیده میشد | متوسط رو به پایین | نام و همسنجهای متنی وجود دارند، ولی امکان خلط جغرافیایی هست |
یغوث خدای مذحج و جنوب بود | متوسط رو به بالا | عبدیغوث، بئر حِما و پراکندگی قبیلهای؛ نبود نیایش مستقیم |
Ry ۵۲۰ پرستش خدای یعوق را در سال ۴۶۴ ثبت میکند | پایین | متن یهودی و وقف رحمانان است؛ یعوق تنها نام بناست |
نام بنای Ry ۵۲۰ خاطرهٔ خدای قدیم یعوق را حفظ کرده است | متوسط رو به پایین | توضیحی ممکن است، اما تأیید مستقل ندارد |
سواع در کتیبههای سبایی تأیید شده است | بسیار پایین | خوانش پیشنهادی قدیمی با اعتراض روبهرو شده است |
سواع خدایی حجازیِ هذیل بود | پایین تا متوسط | گزارش متأخر وجود دارد، اما شاهد کتیبهای و شعری اندک است |
هر پنج نام به یک اندازه از کتیبهها تأیید میشوند | بسیار پایین | کیفیت شواهد از بسیار قوی تا غایب دگرگون میشود |
هستهٔ این مجموعه حافظهٔ چندخدایی یمن است | بالا | ودّ، نسر و به گمان زیاد یغوث جنوبیاند؛ یعوق نیز پیوندی احتمالی دارد |
آیین هر پنج خدا در سدهٔ هفتم زنده بود | پایین | زوال رسمی چندخدایی جنوب و نبود شواهد متأخر مستقیم |
قرآن خدایان محلی را در تاریخ مقدس نوح بازجایگذاری کرده است | بالا، بهعنوان بهترین توضیح | نبود پیشینهٔ نوحی برای نامها، عربیبودن آنها و بافت موعظهای سوره |
جمعبندی
کتیبهها یک پاسخ سادهٔ «بله یا خیر» دربارهٔ پنج خدای نوح نمیدهند. ودّ چهرهای بسیار روشن است: خدای بزرگ معینیان، حاضر در سراسر جنوب و منتقلشده به دادان. نسر نیز خدایی واقعی، اما کمگواه، در یمن است. یغوث از راه نامهای شخصی و پیوند مذحج تا اندازهای بازسازی میشود. یعوق پشت نام بنایی یهودی در سدهٔ پنجم دیده میشود، اما خود آیینش نامعلوم است. سواع همچنان بیرون از دسترس کتیبهها باقی میماند.
این طیف به ما میآموزد که «وجود نام در قرآن» و «تأیید کتیبهای» دوگانهای صفر و یک نیست. هر نام پروندهای جداگانه دارد و نتیجه باید با کیفیت همان پرونده سنجیده شود.
در نگاه کلان، سه نکته برجسته است:
- دستکم هستهٔ مجموعه—ودّ، نسر و به گمان زیاد یغوث—به گذشتهٔ چندخدایی جنوب عربستان تعلق دارد.
- هنگام ظهور قرآن، آن گذشته حدود دو سده زیر لایههای یهودی و مسیحی حِمیری قرار گرفته بود؛ ازاینرو، حافظهٔ آن از آیین زنده باورپذیرتر است.
- سورهٔ نوح این نامهای عربی را به روایت پیامبری جهانی وارد میکند و تاریخ محلی عربستان را با تاریخ مقدس درهم میآمیزد.
پس بهترین پاسخ تاریخی چنین است: پنج خدای سورهٔ نوح یک پانتئون کامل و همزمانِ بازیافتنی نیستند؛ مجموعهای از نامهای دینی عربستاناند که قرآن آنها را به نماد کهنترین مقاومت در برابر توحید تبدیل کرده است. قوت این نتیجه در تطبیق ودّ و نسر و جغرافیای جنوبی است؛ محدودیت آن در ابهام یغوث و یعوق و سکوت کامل کتیبهها دربارهٔ سواع.
برای تصویر کلان این حافظهٔ دوگانهٔ شمال و جنوب، مقالهٔ حافظهٔ چندخدایی عربستان در قرآن مسیر همهٔ شواهد را به هم پیوند میدهد.
پرسشهای متداول
آیا کتیبهها هر پنج خدای سورهٔ نوح را تأیید کردهاند؟
خیر. ودّ و نسر بهصورت مستقیم تأیید میشوند؛ یغوث پشتوانهٔ نامشناختی و قبیلهای دارد؛ یعوق همنامی مبهم در یک کتیبهٔ یهودی دارد؛ و سواع شاهد کتیبهای استواری ندارد.
ودّ چه خدایی بود؟
ودّ خدای اصلی معینیان و خدایی مذکر با پیوندهای قمری بود. در جنوب عربستان «پدر» نیز خوانده میشد و با تجارت معینی به دادان در حجاز رسید.
آیا نسر یک عقاب مقدس بود؟
نام نسر به عقاب یا کرکس اشاره دارد و شواهد متنی از آیین عقاب وجود دارند. اما معلوم نیست خدا به شکل پرنده تصویر میشد، پرنده نماد او بود یا گزارشهای بیرونی به حَضر در میانرودان اشاره داشتند.
آیا یعوق در یک کنیسهٔ یهودی پیدا شده است؟
کتیبهٔ سال ۴۶۴ میلادی نام بنایی یهودی را با صورتی شبیه یعوق ثبت میکند. بنا وقف رحمانان است و هیچ پرستشی از یعوق در متن دیده نمیشود. شاید نامی کهن حفظ شده باشد، اما این تنها یک فرضیه است.
چرا برای سواع کتیبهای نداریم؟
ممکن است آیین او محلی و کمنوشتار بوده باشد، اسنادش باقی نمانده باشند یا نسبت متأخر به هذیل دقیق نباشد. یک خوانش پیشنهادیِ سبایی از سال ۱۹۰۵ قابل اتکا شناخته نشد.
آیا این خدایان در یمن پرستیده میشدند؟
ودّ و نسر بیگمان؛ یغوث به گمان زیاد با جنوب و مذحج پیوند داشت؛ ارتباط یعوق محتمل اما نامعلوم است؛ و برای سواع شاهد جنوبیِ استواری نداریم.
چرا قرآن آنها را خدایان قوم نوح مینامد؟
از دید نقد تاریخی، این احتمال قوی است که قرآن حافظهٔ خدایان کهن عربستان را برای موعظهٔ مخاطبان خود در داستان نوح جای داده باشد. این توضیح دربارهٔ شیوهٔ شکلگیری روایت است و داوری الهیاتی تحمیل نمیکند.
آیا نبود نام این خدایان در کتیبههای متأخر، نبود کامل آیین را ثابت میکند؟
نه. نبود سند با نبود پدیده برابر نیست. با این همه، وقتی این سکوت با یکتاپرستی رسمی جنوب از اواخر سدهٔ چهارم همراه میشود، احتمال زوال گستردهٔ این آیینها بالا میرود.
منابع منتخب
- Al-Jallad, Ahmad. An Outline of the Grammar of the Safaitic Inscriptions. Leiden: Brill, ۲۰۱۵.
- Beeston, A. F. L. Dictionnaire Sabéen (Anglais–Français–Arabe). Louvain and Beirut, ۱۹۸۲.
- Cantineau, J. Le nabatéen. Osnabrück: O. Zeller, ۱۹۷۸.
- Derenbourg, Hartwig. “Le Souwā’ dans le Coran et sur une inscription Sabéenne.” Boletín de la Real Academia de la Historia ۴۷ (۱۹۰۵): ۷۲–۷۸.
- Fahd, Toufic. Le Panthéon de l’Arabie centrale à la veille de l’Hégire. Paris: P. Geuthner, ۱۹۶۸.
- Glaser, Eduard. Suwā’ und al-‘Uzzā und die altjemenischen Inschriften. Munich, ۱۹۰۵.
- Ibn al-Kalbī. The Book of Idols. Translated by Nabih Amin Faris. Princeton University Press, ۱۹۵۲.
- Jamme, Albert. Le panthéon sud-arabe préislamique d’après les sources épigraphiques. Louvain, ۱۹۴۷.
- Kaizer, Ted. “Some Remarks about the Religious Life of Hatra.” Topoi. Orient-Occident ۱۰, no. ۱ (۲۰۰۰): ۲۲۹–۲۵۲.
- Maraqten, Mohammed. “Women’s Inscriptions Recently Discovered at the Awām Temple/Maḥram Bilqīs in Marib.” Proceedings of the Seminar for Arabian Studies ۳۸ (۲۰۰۸): ۲۳۱–۲۴۹.
- Miller, Nathaniel. Tribal Poetics in Early Arabic Culture: The Case of Ash‘ār al-Hudhaliyyīn. University of Chicago, ۲۰۱۶.
- Müller, Walter W. “Adler und Geier als altarabische Gottheiten.” In Wer ist wie Du, Herr, unter den Göttern, ۱۹۹۴, ۹۱–۱۰۷.
- Robin, Christian. “Le Judaïsme de Ḥimyar.” Arabia ۱ (۲۰۰۳): ۹۷–۱۷۲.
- Robin, Christian Julien, ʿAli I. al-Ghabbān, and S. F. al-Saʿīd. “Inscriptions antiques de la région de Najrān.” Comptes Rendus de l’Académie des Inscriptions et Belles-Lettres ۱۵۸ (۲۰۱۴): ۱۰۳۳–۱۱۲۸.
- Ryckmans, Gonzague. “Inscriptions sud-arabes. Onzième série.” Le Muséon ۶۷ (۱۹۵۴): ۹۹–۱۱۹.





