پاسخ کوتاه
برای مطالعه جهان پیش از قرآن نمیتوان همه نوشتههای عربستان را در یک گروه مبهم به نام «کتیبههای عربی» ریخت. چهار پیکره اصلی باید از یکدیگر تفکیک شوند: عربستان جنوبی باستان، عربستان شمالی باستان، نبطی و عربی کهن. این چهار مجموعه به زبانها، خطها، دورهها و گروههای اجتماعی متفاوت تعلق دارند و هرکدام فقط بخشی از مسئله را روشن میکنند.
- کتیبههای عربستان جنوبی، تاریخ دولتها، معابد، چندخدایی و سپس یهودیت و مسیحیت جنوب را ثبت کردهاند.
- نوشتههای عربستان شمالی، صدای ساکنان واحهها و هزاران کوچنشین را در قالب یادگارنوشتهها و نیایشهای کوتاه حفظ کردهاند.
- کتیبههای نبطی، هم پنجرهای به دین و شهرهای شمالغرب عربستاناند و هم مسیر تحول خط آرامی نبطی به عربی را نشان میدهند.
- کتیبههای عربی کهن از نظر زبان و خط به محیط قرآن نزدیکترند، اما شمار کم و تاریخگذاری دشوار برخی نمونهها، استفاده از آنها را حساستر میکند.
هیچ پیکرهای بهتنهایی «خاستگاه قرآن» را ثابت نمیکند. قدرت روش کتیبهشناختی در همسنجی چند پیکره مستقل است: اگر یک واژه، نام خدا، آیین یا مکان در منابعی با تاریخ و جغرافیای متفاوت دیده شود، زمینه تاریخی آن روشنتر میشود؛ اما شباهت همچنان با وابستگی مستقیم یا وامگیری یکسان نیست.
کتیبه چه نوع منبعی است؟
کتیبه در معنای گسترده، متنی است که روی مادهای مانند سنگ، فلز، سفال، استخوان یا چوب نوشته، کنده یا حک شده باشد. این تعریف از سنگنوشته سلطنتی چندصدواژهای تا نامی که چوپانی روی صخره تراشیده را در بر میگیرد. بنابراین «کتیبه» یک گونه ادبی واحد نیست.
برای تاریخ ادیان، دستکم هفت متغیر باید پیش از استفاده از هر متن روشن شود:
- محل کشف: متن در جای اصلی خود پیدا شده یا جابهجا شده است؟
- تاریخ: سال صریح دارد، با رویدادی شناختهشده پیوند میخورد یا فقط بر پایه شکل خط تاریخگذاری شده است؟
- زبان: متن به سبایی، دادانی، صفایی، آرامی نبطی، عربی یا زبانی دیگر نوشته شده است؟
- خط: خط متن چیست و آیا با زبان آن یکی است؟
- گونه: سلطنتی، نذری، تدفینی، حقوقی، یادگار نوشته یا نامه روزمره است؟
- تولیدکننده: شاه، معبد، کاتب حرفهای، بازرگان، سرباز یا کوچنشین آن را نوشته است؟
- درجه اطمینان قرائت: حروف شکسته، واژهها چند معنا و ترجمه محل اختلافاند یا نه؟
این پرسشها جلوی یک خطای رایج را میگیرند: برداشتن واژهای شبیه یک اصطلاح قرآنی از کتیبهای نامطمئن و ساختن نتیجهای بزرگ درباره ریشه قرآن.
زبان و خط یک چیز نیستند
یکی از مهمترین اصول این بحث، جدایی زبان از خط است. امروز فارسی با شکل تعدیلشده خط عربی نوشته میشود، اما فارسی زبان عربی نیست. همین اصل درباره عربستان باستان نیز صدق میکند.
- مردمان عربزبان نبطی، برای بسیاری از کتیبههای رسمی خود آرامی نبطی مینوشتند.
- برخی گونههای عربی کهن با خطهای عربستان شمالی ثبت شدهاند.
- زبانهای سبایی، معینی، قتبانی و حضرموتی با خط مسند نوشته میشدند و عربی کلاسیک نبودند.
- خط نبطی در گذر زمان به خطی تبدیل شد که برای نوشتن عربی به کار رفت.
پس شباهت خط، هویت زبان را ثابت نمیکند و هویت قومی نویسنده نیز از روی خط بهتنهایی به دست نمیآید. این تمایز برای فهم نسبت کتیبهها با قرآن بنیادی است (Macdonald ۲۰۰۰؛ Al-Jallad ۲۰۱۸؛ Nehmé ۲۰۱۰).
برای بررسی زمینه اجتماعی این سنتهای نوشتاری، مقاله شهرنشینی، سواد و نوشتار پیش از اسلام را ببینید.
نقشه سریع چهار پیکره کتیبهای
پیکره | زبانها | خطِ غالب | گسترهٔ اصلی | گونهٔ رایجِ متن | مهمترین ارزش برای قرآنپژوهی |
عربستانِ جنوبیِ باستان (ASA) | سَبَئی، مَعینی، قَتَبانی، حَضْرَموتی | مُسنَد و گونهٔ ریزنویسِ چوبی | یمن، حَضْرَموت و جنوبِ عربستان | سلطنتی، نذری، حقوقی، توبهای و اداری | نامهای خدا، آیین، واژگان دینی و گذار به یکتاپرستی |
عربستانِ شمالیِ باستان (ANA) | دادانی، تَیمایی، صَفایی، حِسمایی و چند گونهٔ دیگر | خانوادهٔ خطوطِ عربستانِ شمالی | شمال و شمالغربِ عربستان، اردن و جنوبِ سوریه | یادگار نوشته، نیایش، تدفینی و ساختمانی | زبان روزمره، دینِ کوچنشینان، قربانی و نامهای الهی |
نَبَطی | بیشتر آرامیِ نَبَطی، با عناصری عربی | نَبَطیِ مشتق از آرامی | پِترا، بُصرى، حِجر، سینا و شمالِ حجاز | تدفینی، یادمانی، حقوقی و نیایشی | دینِ نَبَطی، حِجر و تحولِ خط به عربی |
عربیِ کهن | عربی | نَبَطی ـ عربی و عربیِ آغازین | سوریه، اردن، حجاز و جنوبغربِ عربستان | یادمانی و یادگارنوشتههای کوتاه | نزدیکترین دادههای زبانی و املاییِ پیشااسلامی به قرآن |
این جدول تفاوتها را فشرده میکند، اما مرزها همیشه روشن نیستند. «نبطی ـ عربی» خود نام یک مرحله گذار است و دسته «عربستان شمالی باستان» چند زبان و خط را در بر میگیرد که طبقهبندی برخی از آنها هنوز ادامه دارد.
پیکره نخست: کتیبههای عربستان جنوبی باستان
چهار زبان، یک سنت نوشتاری بزرگ
عنوان «عربستان جنوبی باستان» یا ASA بیشتر چهار زبان اصلی را در بر میگیرد: سَبَئی، مَعینی، قَتَبانی و حَضْرَمَوتی. هر زبان با یکی از دولتهای تاریخی جنوب عربستان پیوند داشت. سبایی طولانیترین دوره ثبت و بزرگترین سهم از متون شناختهشده را دارد و پس از قدرتگیری حِمیریان نیز در کتیبههای رسمی ادامه یافت (Stein ۲۰۱۱).
این زبانها را نباید لهجههایی از عربی کلاسیک شمرد. یک ضربالمثل منسوب به دوره اسلامی درباره ضرورت «حِمْیَری سخنگفتن» در ظَفار، آگاهی از تفاوت زبانی جنوب را بازتاب میدهد. پژوهشگران برای بازسازی واکهها و معنای واژگان، ناچارند از مقایسه با دیگر زبانهای سامی، بهویژه عربی و گِعِز، استفاده کنند.
خط مسند و نوشتههای چوبی
کتیبههای یادمانی جنوب با خطی نوشته میشدند که در عربی «مُسنَد» نام دارد. این الفبا ۲۹ نشانه همخوانی دارد؛ حروف به هم نمیپیوندند و جداکنندههای عمودی مرز واژهها را مشخص میکنند. متنهای رسمی روی سنگ، فلز و بناها بیشتر موارد خواناترند.
در کنار آنها، هزاران متن کوچک روی چوب و ساقهٔ نخل با گونهای گردتر و سریعتر از خط نوشته شدهاند. این اسناد برای شناخت مکاتبات و زندگی روزمره اهمیت دارند، اما خواندنشان دشوارتر است و شمار زیادی هنوز انتشار کامل نیافتهاند (Ryckmans ۱۹۹۳؛ Stein ۲۰۰۵).
برآوردهای منتشر شده از بیش از ده هزار متن عربستان جنوبی روی مواد بادوام، بدون احتساب یادگارنوشتهها، سخن میگویند. شمار بزرگی متن چوبی نیز به این مجموعه افزوده میشود. عدد دقیق با انتشارهای تازه تغییر میکند؛ مهمتر از عدد، تنوع گونههاست.
از چند خدایی تا یکتاپرستی
بخش بزرگی از پیکره جنوبی به دوره چندخدایی، کمابیش از آغاز هزاره نخست پیش از میلاد تا پایان سده چهارم میلادی، تعلق دارد. کتیبهها از صدها خدا، معابد، نذر، زیارت، پیشگویی، توبه، تطهیر و مقررات آب سخن میگویند. حتی اسناد غیردینی، مانند ساخت بنا یا تقسیم حقابه، نام اشخاص و خدایان را حفظ کردهاند.
از اواخر سده چهارم، نام خدایان قدیمی کمابیش از کتیبههای رسمی ناپدید میشود. در حدود دو سده بعد، متون یهودی، مسیحی و یکتاپرستانه پدیدار میشوند و خدا با نامهایی چون Rḥmnn، «رحمانان»، یا عنوانهایی مانند «خداوند آسمان و زمین» خوانده میشود (Gajda ۲۰۰۹؛ Robin ۲۰۰۳). شمار متون این دوره در قیاس با دوره چندخدایی کمتر است، اما برای تاریخ یهودیت و مسیحیت عربستان اهمیت ویژه دارد.
این پیکره چه چیزی به مطالعه قرآن میدهد؟
دادههای جنوب برای چند موضوع کلیدی مفیدند:
- پیشینه «رحمان» و کاربرد «رب» برای خدای یگانه؛
- واژگان نذر، قربانی، پاداش، عذاب و یاری الهی؛
- مقررات قاعدگی، شستوشو و ورود به معبد؛
- اشیای آیینی و واژگانی مانند wtn که با «اوثان» مقایسه میشود؛
- زمینه تاریخی یهودیت و مسیحیت در جنوب عربستان.
اما فاصله زمانی و زبانی مهم است. وجود واژهای در کتیبه سباییِ چند سده پیشتر، بهتنهایی ثابت نمیکند قرآن آن را بیمیانجی از همان متن یا زبان گرفته است. این داده در بهترین حالت، وجود اصطلاح یا مفهوم در زیستبوم دینی عربستان را نشان میدهد.
پیکره دوم: کتیبههای عربستان شمالی باستان
یک نام چتری، نه یک زبان واحد
«عربستان شمالی باستان» یا ANA نام چتری مجموعهای از زبانها و خطهای نزدیک به یکدیگر است. این مجموعه را میتوان بهطور ساده به دو محیط تقسیم کرد:
- خطها و زبانهای واحهای: تَیمایی در تَیماء، دادانی در دَدان و دومایی در دومه.
- سنتهای کوچنشینی: به ویژه صَفایی در بیابانهای بازالتیِ اردن، جنوب سوریه و شمال عربستان، و حِسمایی در شمالغرب عربستان و جنوب اردن.
در گذشته بسیاری از نوشتههای ناشناخته بهطور کلی «ثَمودی» نامیده میشدند؛ برچسبی که آنها را بیدلیل به قوم ثمود پیوند میداد. کار جرالدین کینگ، مایکل مکدونالد، احمد الجلاد و دیگران بخش مهمی از این آشفتگی را سامان داده است، اما برخی گروهها همچنان در حال رمزگشایی و بازطبقهبندیاند (King ۱۹۹۰؛ Macdonald ۲۰۰۰؛ Al-Jallad ۲۰۱۸, ۲۰۲۵).
صدای نخبگان یا صدای افراد عادی؟
تفاوت اجتماعی ANA با پیکره جنوبی چشمگیر است. جنوب کتیبههای سلطنتی و معبدی فراوان دارد؛ در شمال، بخش بزرگی از دادهها یادگارنوشتههای کوتاه اشخاص است. نویسنده ممکن است نام و نسب خود را بنویسد، برای باران دعا کند، از دوستی یاد کند، برای مردهای سوگواری کند یا رویدادی مانند جنگ و کوچ را ثبت کند.
این متنها زندگی دینی بیرون از دربار و معبد را نشان میدهند. بهویژه کتیبههای صفایی امکان بازسازی بخشی از آیینها، خدایان و تجربه زیسته کوچنشینان را فراهم کردهاند (Al-Jallad ۲۰۱۵, ۲۰۲۲). کوتاهی آنها نقطه قوت و ضعف همزمان است: صدای افراد بیشتری را حفظ کردهاند، اما توضیح مفصل الهیاتی عرضه نمیکنند.
مشکل بزرگ تاریخگذاری
بسیاری از متون ANA سال عددی ثابت ندارند. گاهی از «سال جنگ فلان قبیله» یا دوره فرمانروایی شخصی سخن میگویند، اما تاریخ آن رویداد همیشه روشن نیست. یک متن تیمایی با نام نبونئید، وجود این سنت را در سده ششم پیش از میلاد تثبیت میکند؛ ولی برای بخش عمده صفایی و حِسمایی فقط بازههای تقریبی داریم (Hayajneh ۲۰۰۱؛ Al-Jallad ۲۰۱۵).
نبود اشاره به مسیحیت زمانی برای تعیین پایان پیکره صفایی به کار میرفت؛ کشف متنی با نامی مرتبط با عیسی نشان داد این استدلال سکوت چقدر شکننده است (Al-Jallad and Al-Manaser ۲۰۲۱). نتیجه روشی روشن است: اگر تاریخ یک کتیبه محل تردید است، نمیتوان آن را با قطعیت «پیشاقرآنی نزدیک» نامید.
ارزش آن برای زبان و دین قرآن
برخی زبانهای شمالی، بهویژه صفایی و حِسمایی، با عربی کهن در یک پیوستار زبانی قرار میگیرند. هزاران داده کوتاه در کنار هم میتوانند تغییر صورت واژهها، نامهای الهی، دعا، حج، قربانی و انتظار کمک خدا را نشان دهند (Kootstra ۲۰۱۶؛ Al-Jallad ۲۰۲۰).
در بحث اشیای آیینی نیز نزدیکترین همسنجهای nṣb، مرتبط با نُصُب و قربانی، در متون صفایی دیده میشوند. برای جزئیات این پرونده بنگرید به واژگان بت در کتیبههای عربستان.
پیکره سوم: کتیبههای نبطی
عربزبانانی که آرامی مینوشتند
نبطیان از اواخر سده چهارم پیش از میلاد در منابع یونانی ظاهر میشوند و تا الحاق پادشاهیشان به روم در ۱۰۶ میلادی، از پترا بر شبکهای گسترده حکومت میکردند. اجماع غالب آن است که آنان عربزبان بودند، اما آرامی نبطی را برای نوشتار رسمی به کار میبردند (Macdonald ۲۰۱۰؛ Healey ۲۰۱۱).
این تفاوت زبان و خط هشداری مهم است: یک کتیبه نبطی را نمیتوان تنها به دلیل هویت عربی نویسنده، «متن عربی» نامید. البته عناصر عربی، بهویژه نام اشخاص و برخی ویژگیهای زبانی، در آرامی نبطی دیده میشوند.
حِجر؛ آرشیوی سنگی در شمال حجاز
از هزاران کتیبه نبطی شناختهشده، مجموعه مهمی در حجر، مَدائِنِ صالِح امروزی، باقی مانده است. نوشتههای آرامگاهها نام صاحب بنا، خانواده، مقررات استفاده و گاه تهدید حقوقی علیه متجاوزان را ثبت میکنند (Healey and Dhiyib ۱۹۹۳). این دادهها برای ساختار اجتماعی، حقوق، دین و نامشناسی شمال حجاز اهمیت دارند.
کتیبههای نبطی همچنین نام خدایانی را حفظ کردهاند که در تاریخ دینی حجاز اهمیت پیدا میکنند. بااینحال، حضور یک خدا در حجر ناگزیر به معنای پرستش همزمان و یکسان آن در مکه نیست. جغرافیا و تاریخ هر شاهد باید جداگانه سنجیده شود.
چرا خط نبطی برای تاریخ قرآن مهم است؟
پس از ۱۰۶ میلادی، یونانی در بخشهایی از قلمرو پیشین نبطی گسترش یافت؛ اما خط نبطی در شمال عربستان ادامه پیدا کرد. حروف بهتدریج پیوستهتر و شکلها به خط عربی نزدیکتر شدند. نهمه از اواخر سده سوم میلادی مرحلهای را تشخیص میدهد که میتوان آن را «نبطی ـ عربی» نامید (Nehmé ۲۰۱۰, ۲۰۲۲).
این تداوم، تبار خط قرآن را به تاریخ نوشتار شمالغرب عربستان پیوند میدهد. اما تبار خط درباره ریشه همه واژگان، محتوای دینی یا محل تدوین قرآن داوری نمیکند. خط میتواند از یک منطقه برسد و محتوا از شبکهای گستردهتر تأثیر بگیرد.
پیکره چهارم: کتیبههای عربی کهن
چرا «عربی کهن» از «عربستان شمالی باستان» جداست؟
اصطلاح عربی کهن به مرحلهای از خود زبان عربی پیش از معیارشدن عربی کلاسیک اشاره دارد. این زبان ممکن است با خطهای مختلف نوشته شود. در این مقاله، تمرکز بر متنهایی است که به زبان عربی و در خط نبطی ـ عربی یا عربی آغازین ثبت شدهاند؛ یعنی نزدیکترین پیشینه مادی برای خط و املای قرآن.
تا پیش از موج کشفیات تازه، شمار نمونههای شناختهشده بسیار محدود بود. کتیبههای تاریخداری چون زَبَد در ۵۱۲، جبل اُسیس در ۵۲۸ و حَرّان در ۵۶۸ میلادی، نقاط اتکای مهم تحول خط و زباناند (Gruendler ۱۹۹۳؛ Nehmé ۲۰۱۷).
بِئر حِما، طائِف و تَبوک
یافتههای بِئر حِما در شمال نَجران، شامل حدود ۲۵ متن عربیِ پیشااسلامی و چند نمونهٔ تاریخدار، اندازهٔ پیکره را بهطور محسوسی افزایش دادند (Robin, al-Ghabban and al-Sa'id ۲۰۱۴). پیمایشهای اطراف طائِف و مسیرهای شمالی نیز نمونههای تازهای از عربیِ کهن و خطهای همجوار ثبت کردهاند (Al-Jallad and Sidky ۲۰۲۲, ۲۰۲۴).
برآورد منتشر شده در آغاز دهه ۲۰۲۰ از حدود پنجاه کتیبه عربی کهن شناختهشده سخن میگفت. این عدد یک «آمار نهایی» نیست؛ کشفیات ادامه دارند و تعریف اینکه کدام متن عربی، نبطی ـ عربی یا متعلق به دوره اسلامی آغازین است میتواند تغییر کند.
نزدیکترین شاهد، حساسترین شاهد
نزدیکی زبانی و املایی، این پیکره را برای قرآنپژوهی بسیار جذاب میکند. درست همین نزدیکی، خطر استدلال دوری را بالا میبرد. اگر یک متن پس از اسلام باشد، شباهت عبارت دینی آن با قرآن ممکن است نتیجه تأثیر قرآن باشد، نه شاهدی بر پیشینه آن.
برای هر نمونه باید پرسید:
- تاریخ صریح دارد یا فقط از روی شکل خط تاریخگذاری شده است؟
- نشانه آشکار اسلامی، مانند فرمولی تثبیتشده یا نام تاریخی، دارد؟
- زبان متن بهاندازه کافی طولانی است که عربیبودنش قطعی باشد؟
- محل کشف و بافت باستانشناختی آن ثبت شده است؟
- قرائت در نشریه تخصصی منتشر شده یا فقط تصویری اینترنتی در دست است؟
کتیبههای بدون تاریخ از اطراف طائف و تبوک میتوانند به راستی پیشااسلامی باشند، اما تا وقتی دامنه مقایسه دیرینهنگارانه بزرگتر نشود، احتیاط بخشی از نتیجه علمی است، نه نشانه ضعف آن.
چرا برای مطالعه قرآن به هر چهار پیکره نیاز داریم؟
قرآن در نقطهای از شبکه فرهنگی عربستان پدیدار میشود که هیچ پیکره واحدی نماینده کامل آن نیست. جنوب، تاریخ طولانی دولت، معبد و یکتاپرستی را ثبت کرده است. شمال، زبان و دین واحهنشینان و کوچنشینان را نشان میدهد. نبطی، جغرافیای شمال حجاز و تبار خط را روشن میکند. عربی کهن، نزدیکترین صورتهای مادی زبان و املا را عرضه میکند.
این رابطه را میتوان به شکل یک ماتریس پرسش دید:
پرسش پژوهشی | سودمندترین پیکره | پیکرههای کنترلکننده |
خط عربی چگونه شکل گرفت؟ | نَبَطی و عربیِ کهن | ANA، برای تاریخ زبان عربی |
«رَحمان» در عربستان چه پیشینهای داشت؟ | ASA یکتاپرستانه | عربیِ کهن و متن قرآن |
دین کوچنشینانِ شمال چه بود؟ | صَفایی و حِسمایی در ANA | نَبَطی و منابع کلاسیک |
لات، عُزّی و مَناة کجا شناخته شده بودند؟ | نَبَطی و ANA | ASA و منابع یونانی ـ لاتینی |
واژگانِ قربانی و اشیای آیینی چه پیشینهای داشتند؟ | ANA و ASA | قرآن و دادههای باستانشناختی |
نزدیکترین شاهدِ زبان مکتوبِ قرآن چیست؟ | عربیِ کهن | نَبَطی ـ عربی و تحلیل املاییِ نسخههای اولیه |
هرجا دو یا سه پیکره مستقل در یک جهت اشاره کنند، استدلال قویتر میشود. اما «قویتر» به معنای قطعی نیست. توزیع نام خدا در شمال و جنوب چنانکه میتواند محیط تماس را روشن کند، ولی مسیر دقیق رسیدن آن نام به یک آیه را نشان نمیدهد.
برای جایدادن این دادهها در بحث کلان، مقاله مطالعه خاستگاه قرآن با منابع مادی را ببینید.
هفت خطای رایج در استفاده از کتیبهها
۱. همه کتیبههای شبهجزیره را «عربی» نامیدن
بسیاری از متنها به زبانهای سبایی، دادانی یا آرامیاند. «عربستانی» یک برچسب جغرافیایی است؛ «عربی» یک برچسب زبانی.
۲. خط را با زبان اشتباهگرفتن
خط نبطی میتواند آرامی یا در مرحله گذار عربی را ثبت کند. شکل حروف بدون تحلیل دستور و واژگان، زبان را قطعی نمیکند.
۳. نادیدهگرفتن فاصله زمانی
یک کتیبه سبایی سدههای پیش از قرآن، پیشینه منطقهای یک مفهوم را نشان میدهد؛ نه تماس مستقیم جامعه قرآنی با همان سنگنوشته.
۴. تاریخگذاری قطعی متن بدون تاریخ
دیرینهنگاری دامنه زمانی میدهد، نه همیشه سال دقیق. تغییر خط نیز در همه مناطق با سرعت یکسان رخ نمیدهد.
۵. تبدیل فراوانی کتیبهای به فراوانی اجتماعی
اگر نام خدایی در کتیبههای یک معبد زیاد است، شاید دلیل آن تمرکز یافتهها در همان معبد باشد. تعداد متنهای باقیمانده نظرسنجی اعتقادی نیست.
۶. نادیدهگرفتن گونه متن
کتیبه سلطنتی زبان قدرت را نشان میدهد؛ یادگار نوشته چوپان تجربه فردی را. هیچیک بهتنهایی نماینده کل جامعه نیست.
۷. برابر گرفتن شباهت با وامگیری مستقیم
واژههای همریشه میتوانند میراث مشترک سامی، وام از واسطهای ناشناخته یا تحول موازی باشند. برای ادعای وامگیری، ترتیب زمانی و مسیر آوایی و جغرافیایی لازم است.
سنگها چه میگویند و چه نمیگویند؟
کتیبهها در چند حوزه بسیار قدرتمندند:
- اثبات وجود یک نام، عنوان، خط یا فرمول در زمان و مکانی مشخص؛
- نشاندادن گستره جغرافیایی زبانها و آیینها؛
- ثبت اشخاص، قبایل، شهرها، پادشاهان و بناها؛
- آشکار کردن دین رسمی و بخشی از دین روزمره؛
- فراهمکردن داده برای تاریخ خط و تحول واژهها.
اما محدودیتهای ذاتی دارند:
- متنها اغلب کوتاه و قالبیاند؛
- اندیشههای پیچیده الهیاتی را بهندرت توضیح میدهند؛
- تولید کنندگانشان نمونه تصادفی از کل جامعه نیستند؛
- توزیع یافتهها تابع اقلیم، جنس ماده و سابقه پیمایش است؛
- واکهها در بسیاری از خطها ثبت نمیشوند و معنای دقیق میتواند مبهم بماند؛
- سکوت پیکره، نبود پدیده را ثابت نمیکند.
از اینرو، کتیبهشناسی جای متنپژوهی، باستانشناسی یا نقد ادبی قرآن را نمیگیرد. ارزش آن در فراهمکردن یک شاهد مستقل و پیشااسلامی است که میتواند روایتهای متاخر را تایید، اصلاح یا رد کند.
نتیجهگیری
چهار پیکره کتیبهای چهار زاویه متفاوت از جهان پیش از قرآن را نشان میدهند:
- عربستان جنوبی باستان حافظه طولانی دولتها، خدایان، مناسک و یکتاپرستی جنوب را حفظ کرده است.
- عربستان شمالی باستان زندگی روزمره، دعا و زبان گروههایی را نشان میدهد که در منابع رسمی کمابیش نامرئیاند.
- نبطی دین و شهرهای شمالغرب را با مسیر تحول خط آرامی به عربی پیوند میدهد.
- عربی کهن نزدیکترین شواهد پیشااسلامی به زبان و املای قرآن را عرضه میکند، اما کوچکترین و حساسترین پیکره از نظر تاریخگذاری است.
نتیجه مهم برای تاریخ قرآن این نیست که یک کتیبه «راز ریشه قرآن» را حل میکند. نتیجه این است که زبان و جهان دینی قرآن را میتوان در یک شبکه عربستانی متنوع مطالعه کرد؛ شبکهای که از یمن و نجران تا حجر، طائف و تبوک امتداد داشت. همزمان، داده مستقیم از مکه و مدینه اندک میماند و هیچ ترکیب واژگانی بهتنهایی محل تألیف یک متن را ثابت نمیکند.
بهعنوان نویسندهای خداناباور، برای من ارزش این روش در نتیجهای اعتقادی نیست. ارزش آن در امکان بازبینی است: کتیبه محل، ماده، خط و قرائت دارد؛ پژوهشگر دیگر میتواند تصویر را ببیند، حرف را متفاوت بخواند و استدلال را نقد کند. اعتماد تاریخی نه از قطعیت نمایشی، بلکه از همین قابلیت تصحیح ساخته میشود.
برای مشاهده اینکه پراکندگی این شواهد چگونه به یک نقشه تاریخی بزرگتر تبدیل میشود، بنگرید به دامنه جغرافیایی شواهد قرآنی در عربستان.
پرسشهای متداول
آیا همه کتیبههای عربستان پیش از اسلام به زبان عربیاند؟
خیر. شمار بزرگی به زبانهای عربستان جنوبی، عربستان شمالی یا آرامی نبطی نوشته شدهاند. عربی کهن فقط بخشی از مجموعه است.
کدام پیکره به زبان قرآن نزدیکتر است؟
از نظر زبان و خط، کتیبههای عربی کهن نزدیکتریناند. برای پیشینه واژگان و مفاهیم، پیکرههای جنوبی، شمالی و نبطی نیز ضروریاند.
آیا خط عربی از نبطی آمده است؟
شواهد دیرینهنگارانه مسیر تحول از خط نبطی به نبطی ـ عربی و سپس عربی را پشتیبانی میکنند. این فرایند تدریجی بود و نمونههای میانی همه در یک زمان یا منطقه ظاهر نشدند.
چرا تاریخگذاری کتیبههای صفایی دشوار است؟
بیشتر آنها سالشماری عددی ثابت ندارند. تاریخ از روی رویداد، نام شخص، شکل خط یا محتوای دینی تخمین زده میشود و این قرائن همیشه نتیجه واحدی نمیدهند.
آیا وجود یک واژه قرآنی در کتیبه، ریشه آن را ثابت میکند؟
خیر. کتیبه وجود و کاربرد واژه را در زمان و مکانی مشخص ثابت میکند. برای تعیین ریشه و مسیر انتقال، تحلیل زبانشناختی، ترتیب زمانی و شواهد واسطه لازم است.
معتبرترین کتیبه برای مطالعه قرآن کدام است؟
چنین رتبهبندی سادهای وجود ندارد. اعتبار به پرسش بستگی دارد: برای خط، عربی کهن و نبطی مهمترند؛ برای یکتاپرستی جنوب، ASA؛ و برای دین کوچنشینان شمال، صفایی و حِسمایی.
منابع منتخب
- Al-Jallad, Ahmad. An Outline of the Grammar of the Safaitic Inscriptions. Leiden: Brill, ۲۰۱۵.
- Al-Jallad, Ahmad. “What Is Ancient North Arabian?” In Re-Engaging Comparative Semitic and Arabic Studies, ۲۰۱۸, ۱–۴۶.
- Al-Jallad, Ahmad. “The Linguistic Landscape of Pre-Islamic Arabia.” In The Oxford Handbook of Qur'anic Studies, ۲۰۲۰, ۱۱۱–۱۲۷.
- Al-Jallad, Ahmad. The Religion and Rituals of the Nomads of Pre-Islamic Arabia. Leiden: Brill, ۲۰۲۲.
- Al-Jallad, Ahmad. “Towards the Decipherment of Thamudic D.” Bulletin of SOAS (۲۰۲۵): ۱–۲۸.
- Al-Jallad, Ahmad, and Ali Al-Manaser. “The Pre-Islamic Divine Name ‘sy and the Background of the Qur'ānic Jesus.” JIQSA ۶.۱ (۲۰۲۱): ۱۰۷–۱۳۶.
- Al-Jallad, Ahmad, and Hythem Sidky. “A Paleo-Arabic Inscription on a Route North of al-Ṭāʾif.” Arabian Archaeology and Epigraphy ۳۳.۱ (۲۰۲۲): ۲۰۲–۲۱۵.
- Al-Jallad, Ahmad, and Hythem Sidky. “A Paleo-Arabic Inscription of a Companion of Muhammad?” Journal of Near Eastern Studies ۸۳.۱ (۲۰۲۴): ۱–۱۴.
- Gajda, Iwona. Le royaume de Ḥimyār à l'époque monothéiste. Paris, ۲۰۰۹.
- Gruendler, Beatrice. The Development of the Arabic Scripts. Harvard Semitic Studies ۴۳, ۱۹۹۳.
- Hayajneh, Hani. “Ancient North Arabian.” In The Semitic Languages, ۲۰۱۱, ۷۵۶–۷۸۲.
- Healey, John F. “On Stone and Papyrus: Reflections on Nabataean Epigraphy.” Palestine Exploration Quarterly ۱۴۳.۳ (۲۰۱۱): ۱۶۳–۱۶۵.
- Healey, John F., and Sulaymān Dhīyib. The Nabataean Tomb Inscriptions of Mada'in Salih. Oxford University Press, ۱۹۹۳.
- King, Geraldine M. H. Early North Arabian Thamudic E. SOAS, University of London, ۱۹۹۰.
- Kootstra, Fokelien. “The Language of the Taymanitic Inscriptions and Its Classification.” Arabian Epigraphic Notes ۲ (۲۰۱۶): ۶۷–۱۴۰.
- Macdonald, M. C. A. “Reflections on the Linguistic Map of Pre-Islamic Arabia.” Arabian Archaeology and Epigraphy ۱۱.۱ (۲۰۰۰): ۲۸–۷۹.
- Macdonald, M. C. A. “Ancient Arabia and the Written Word.” Proceedings of the Seminar for Arabian Studies ۴۰ (۲۰۱۰): ۵–۲۷.
- Macdonald, M. C. A. “On the Uses of Writing in Ancient Arabia.” Arabian Epigraphic Notes ۱ (۲۰۱۵): ۱–۵۰.
- Nehmé, Laïla. “A Glimpse of the Development of the Nabataean Script into Arabic.” Proceedings of the Seminar for Arabian Studies ۴۰ Supplement (۲۰۱۰): ۴۷–۸۸.
- Nehmé, Laïla. “New Dated Inscriptions from a Site near al-Jawf.” Arabian Epigraphic Notes ۳ (۲۰۱۷): ۱۲۱–۱۶۴.
- Nehmé, Laïla. “The Nabataean and Nabataeo-Arabic Inscriptions.” In The Darb al-Bakrah, ۲۰۱۸, ۲۵–۲۲۴.
- Nehmé, Laïla. “The Religious Landscape of Northwest Arabia.” In Scripts and Scripture, ۲۰۲۲, ۴۳–۸۶.
- Robin, Christian. “Le Judaïsme de Himyar.” Arabia ۱ (۲۰۰۳): ۹۷–۱۷۲.
- Robin, Christian Julien, ʿAli I. al-Ghabban, and S. F. al-Saʿīd. “Inscriptions antiques de la région de Najrān.” Comptes Rendus de l'Académie des Inscriptions et Belles-Lettres ۱۵۸ (۲۰۱۴): ۱۰۳۳–۱۱۲۸.
- Ryckmans, Jacques. “Inscribed Old South Arabian Sticks and Palm-Leaf Stalks.” Proceedings of the Seminar for Arabian Studies ۲۳ (۱۹۹۳): ۱۲۷–۱۴۰.
- Stein, Peter. “The Ancient South Arabian Miniscule Inscriptions on Wood.” Journal of the Ancient Near Eastern Society Ex Oriente Lux ۳۹ (۲۰۰۵): ۱۸۱–۱۹۹.
- Stein, Peter. “Ancient South Arabian.” In The Semitic Languages, ۲۰۱۱, ۱۰۴۲–۱۰۷۳.




